eitaa logo
بخارِ چای.
136 دنبال‌کننده
116 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
جمعه شبیه غمه؛ شبیه چاییِ یخ کرده../
چشم های تو بابونه است. دم کرده‌اش حالم را خوش می‌کند، احساسم را جان می بخشد و قلبم را از عشق لبریز می دارد. چشم های تو مخدر است؛ چون نگاهت می کنم آرام می‌شوم از ابر چشمان تو باران آرامش می‌بارد...
بخارِ چای.
چشم های تو بابونه است. دم کرده‌اش حالم را خوش می‌کند، احساسم را جان می بخشد و قلبم را از عشق لبریز م
«برای تو، برایِ چشم‌هایت برای من، برایِ دردهایم برای ما، برایِ این همه تنهایی ای کاش خدا کاری کند!»
بخارِ چای.
داستانِ دست ها.
میگه که: اگه چشمات منو میخواست،تو نگاه تو میمردم اگه دستات مال من بود،جون به دستات می سپردم!
بخارِ چای.
شاعر شده ام با غزل ناب نگاهش؛ لا حول ولا قوة الا به نگاهش:)
- مارکوس؛ میدونی تنها راهی كِ میشه فهمید ‹ یك نفر رو چقدر دوست داری › چیه؟ + نه! - اینه كِ از دستش بدی..
بخارِ چای.
پشتِ هم شعر نوشتم كه بخوانی، خواندی؟ بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟
به هر دل بستنم عمری پشیمانی بدهکارم ، نباید دل به هرکس می‌بستم ، اما دوستت دارم . .