هدایت شده از عزیزِ شمسی (خسته ver.)
For 🌞تفکرعزیزم From Απόλλωνος τέκνον
هدایت شده از عزیزِ شمسی (خسته ver.)
برای اندیشه ی عزیزم، شاید موقع خوندن این آرتمیس اون بالا درحال افتخار کردن به شکارچی ش باشه::
نیوبه، ملکه شهر تبس (Thebes) و همسر آمفیون (Amphion)، پادشاه تبس بود. اون به داشتن فرزندان بسیار افتخار میکرد. روایتهای مختلفی در مورد تعداد دقیق فرزندان اون وجود داره، اما معمولاً گفته میشه که اون هفت پسر و هفت دختر داشت (در مجموع چهارده فرزند). این تعداد فرزند برای اون مایه غرور و خودستایی فراوان بود.
روزی، نیوبه با دیدن مراسمی که برای ادای احترام به ایزدبانو لتو (Leto) برپا شده بود، با لحنی آمیخته به نخوت گفت:«چرا مردم برای لتو قربانی میکنند؟ لتو تنها دو فرزند دارد، آپولو و آرتمیس. اما من چهارده فرزند دارم! بنابراین، من از لتو برترم و مردم باید مرا ستایش کنند.» (برو بمیر مامانبزرگ من خیلی بهتر از تو عه✋🏻).
این سخنان جسورانه و توهینآمیز، خشم آپولو و آرتمیس را برانگیخت(yayyy). اون دوتا ایزد، که به شدت به مادرشان لتو وفادار بودند و از توهین به او بسیار ناراحت شدند، تصمیم گرفتند نیوبه را به سزای اعمالش برسونن.
آپولو با کمان خود، تمام پسران نیوبه را که در حال شکار یا تمرین بودند، یکی پس از دیگری با تیرهای مرگبار خود از پای درآورد(هاهاهاها). سپس نوبت به آرتمیس رسید. او نیز تمام دختران نیوبه را با تیرهای خود از پا درآورد.
در برخی روایات گفته میشه که تنها دو فرزند نیوبه زنده ماندند: یکی از پسران که از صحنه گریخت و دیگری از دخترانش که به مصر گریخت و با شاه زئوتوس ازدواج کرد، در برخی روایات دیگه میگن که همون دو فرزند بازمانده، در اثر شدت اندوه و وحشت، یا توسط آپولو و آرتمیس کشته شدند✋🏻.
نیوبه که تمام فرزندانش را در یک روز از دست داده بود، از شدت غم و اندوه فلج شد. او دیگر قادر به گریه کردن یا سخن گفتن نبود. زئوس، پادشاه خدایان، از مشاهده این همه اندوه و زیبایی که در غم از دست دادن فرزندانش به سوگ نشسته بود، دلش به رحم اومد. او نیوبه را به سنگی تبدیل کرد و اونو به کوه ایدا (Mount Ida) در فریگیا (Phrygia) منتقل کرد. گفته میشه که این سنگ سنگی بود که تا ابد از آن اشک میریخت و نمادی از اندوه بیپایان مادر داغدار بود.
݁݁ ݁˖🦌݁(این روایت از خدایان رو برای شما انتخاب کردم چون روایتی مشترک از آپولو و آرتمیس بود و شما هم فرزند آپولو و شکارچی آرتمیسی پس بهت میخورد🌞😭)
یک روز بلند افتابی
در آبی بیکران دریا
امواج تورا به من رساندند
امواج ترانه بار تنها
چشمان تو رنگ آب بودند
آن دم که تورا در آب دیدم
در غربت آن جهان بی شکل
گویی که تورا به خواب دیدم
_فروغ فرخزاد