˼کتابچه هَفت˹
با اینکه قرار بود طبق درخواستش به درسم ادامه بدهم ولی برای زنده ماندن خودم و مادرم مشغول به کار شدم
با اینکه تماما خودم رو صرف کارم کرده بودم باز هم فکر برادرم تنهام نمیذاشت
با اینکه اون عهد بینمون رو فراموش کرده بود و نامه ای ازش به دستم نرسیده بود ولی من تمام مدت تمام دلتنگی و حرف هایم را برایش داخل نامه مینوشتم و زیر کمدی که داخل اتاق بچگیهایمان بود قایم میکردم به امید روزی که برگرده و نامه هایم را پیدا کند❤️🔥
˼کتابچه هَفت˹
با اینکه تماما خودم رو صرف کارم کرده بودم باز هم فکر برادرم تنهام نمیذاشت با اینکه اون عهد بینمون رو
اما تا وقتی رقیبی داشتم که نوشتن برایش مانند نفس کشیدن بود قرار نبود به آسانی به هدفم برسم . دردسر های پسری که درست روبه روی اتاقک من میشینه برام تمومی ندارن ❤️🩹
˼کتابچه هَفت˹
اما تا وقتی رقیبی داشتم که نوشتن برایش مانند نفس کشیدن بود قرار نبود به آسانی به هدفم برسم . دردسر ه
هر دو همه تلاشمون رو میکنیم که به چشم رییسمون بهترین بیایم .
نیش و کنایه هاش وقتی با اون لبخند از خود راضیش مخلوط میشه شرایط از این که هست هم برام سخت تر میشه ولی تسلیم شدن تو کار من نیست
اگر فقط رومن کیت رو کنار بزنم تمومه
دیگه لازم نیست قیافش رو هر روز صبح رو به روی خودم ببینم💘
˼کتابچه هَفت˹
شخصیت پردازی های کتاب به شدت قوی و جالبه و هیچکدوم از شخصیت اونطور که
در اول بنظر میاد نیست
و کم کم خواننده میتونه به درکی از شخصیت ها برسه❤️🔥 ..
˼کتابچه هَفت˹
شخصیت پردازی های کتاب به شدت قوی و جالبه و هیچکدوم از شخصیت اونطور که در اول بنظر میاد نیست و کم ک
و در آخر باید بگم از این کتاب قشنگ فقط 3 تا موجود شده😭🥺❤️🔥
که البته واسه بچهایی که 3 جلد اول رو خرید میزنن تخفیف هم در نظر گرفته
شده😌💕
جهت سفارش :
@bookletSevenn1
ای سرزمین ..
کدام فرزندها، در کدام نسل تو را آزاد، آباد و سربلند، با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر، ای ایران ..
جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سپید شد.
ای ما نثار عافیت تو...
-محمود دولت آبادی ( نویسنده ایرانی )