بچها😭😭😭✨
امروز میخام یه رمان ایرانی عاشقانه / درام
بهتون معرفی کنم که دور هم گریه کنم از قشنگیِ این کتاب😭✨❤️🔥
˼کتابچه هَفت˹
بچها😭😭😭✨ امروز میخام یه رمان ایرانی عاشقانه / درام بهتون معرفی کنم که دور هم گریه کنم از قشنگیِ این
اول بهتون بگم
این کتاب موجودیش محدوده ؛ چرا ؟!
چون اول اینکه از یه نشرِ قدیمیِ که سخت پیدا میشه
دوم اینکه چون ممکنه مثل فیلمی که ازش ساختن چاپ کتابش هم توقیف بشه تعداد محدودی ازش شارژ شده😭✨
پ.ن: از روش سریال هم ساخته شده
که همون قسمت اول توقیف شد 👀❤️🔥
˼کتابچه هَفت˹
اول بهتون بگم این کتاب موجودیش محدوده ؛ چرا ؟! چون اول اینکه از یه نشرِ قدیمیِ که سخت پیدا میشه دوم
کتابی که تک تک خواننده هارو به وجد آورده
و عاشقش شدن❤️🔥🤌🏻
˼کتابچه هَفت˹
کتابی که تک تک خواننده هارو به وجد آورده و عاشقش شدن❤️🔥🤌🏻
سلام از سووشون قشنگم😭❤️🔥
نوشته خانوم سیمین دانشور
یه رمان ایرانیِ عاشقانه درام
که توی کل جهان معروفه و به چندتا زبان دنیا ترجمه شده
زشت نیس بچه کتابخونِ ایرانی ؛
نخونه این کتاب رو ؟!🤨🤩💘
˼کتابچه هَفت˹
سلام از سووشون قشنگم😭❤️🔥 نوشته خانوم سیمین دانشور یه رمان ایرانیِ عاشقانه درام که توی کل جهان معروف
در جریانید سریالشم با بازی میلاد کی مرام ساخته شد دیگه؟!😭💘
که متاسفانه توقیف شد🥲🙌🏻
˼کتابچه هَفت˹
یکم وایب کتاب ببینید💘💘
سووشون، داستانی دلپذیر و جذاب که چارچوب ها و محدودیت های زمان خودش رو شکونده و منحصر به فردترین بوده تو ژانر عاشقانه درام! ♥️👌🏻🥰
یه خلاصه داشته باشیم ازش؟!😉
˼کتابچه هَفت˹
سووشون، داستانی دلپذیر و جذاب که چارچوب ها و محدودیت های زمان خودش رو شکونده و منحصر به فردترین بوده
بچهاااا صبر کنید معرفی تموم شه زرنگااا🤣🙌🏻❤️🔥
˼کتابچه هَفت˹
🔻همه چیز از یه عروسی شروع میشه !‼️
عروسی مجلل دختر حاکمِ شیراز. سالن پر از زرقوبرق، مهمونهای خارجی، اشرافزادهها، ،سفره عقد آنچنانی، موسیقی زنده، لباسهای فاخر و اون فضای سنگین و فرنگیشده که بابِ دل هرکسی نیست اونم توی روزگاری که مردم عادی (رعیت) حتی برای نونِ شبشون محتاجن اما کسی جرات حرف زدن نداشت وگرنه به بدترین شکل مجازات میشد !
درست وسط همین جشنِ پر ادا، زن و شوهری جوان دعوت بودن که از جنس بقیه نبودن. زری، زنی تحصیلکرده، مهربون، ساکت و اهل تأمل. و یوسف، مردی بشدت عاشق، مستقل، تحصیلکرده، باهوش، معترض به بیعدالتی و دلنگران مردم.
یوسف اون آدمیه که توی هر جمعی، بهجای همراه شدن با جریان قدرت و چاپلوسی، ترجیح میده روبهروش بایسته. و زری زنی درونگرا و بهشدت خانوادهدوست، که با ترسی پنهون زندگی میکنه. اون عاشق یوسفه ، اما از مبارزهجویی اون وحشت داره . دلش میخواد یوسف کنار خانواده بمونه، مزرعهاش رو بچرخونه و از سیاست فاصله بگیره.
یوسف به این مهمونی اجباری دعوت شده، اما حوصلهی ادا و اطوار مهمونای نظامی و خانوادهی حاکم رو نداره. زری هم با تردید و اکراه همراهشه. از لحظهی ورودشون به مجلس، اختلاف لحنشون با بقیه مشخصه؛ همونجا، یوسف با دیدن نون چند متری، قابهای شیرینی و آجیل و کیک ۵ طبقه روی سفره عقدِ دختر حاکم فوراً واکنش نشون داد و گفت " گوساله ها چطور دست میر غضبشان را می بوسند چه نعمتی حرام شده و آن هم در چه موقعی..." و مردمی که اونجا بودن شنیدن و ازشون فاصله گرفتن و از اتاق بیرون رفتن. زری ازش خواهش کرد یک امشب رو کوتاه بیاد و خودش رو گرفتار حاکم نکنه.
یوسف تو هر شرایطی درگیر اینه که «چرا مردم بیصدا دارن له میشن؟ چرا کسی کاری نمیکنه؟»، و زری دغدغه ش اینه که «چطور از خانوادهام، بچههام و آرامش خونهم محافظت کنم؟». اما خیلی زود میفهمه که تو این روزگار، حتی سکوت هم ممکنه خطرناک باشه.
یوسف بشدت آرمانگراست و نمیتونه در برابر بیعدالتی کوتاه بیاد. اون بهخاطر موضعگیریش، دشمن زیاد داره، اون مدام تاکید میکنه«نمیتونم گندم مردم شهرمو بدم تا سرباز خارجی سیر شه و بچهی ایرانی گرسنه بمونه.»
کمکم از همون مهمونی سایههای تهدید روی زندگیش بخاطر همکاری نکردن هاش با دولت و مخالفتش با حاکمیت پررنگتر میشه !
شبها صدای پای غریبه رو تو کوچه میشنیدن، گاهی نگاه های سنگین پشت پنجره حس میکردن و بازار پر شده بود پچپچ در مورد اون و خانواده ش و اینجا بود که زری مثل خوره ترس دست دادن همسر عاشق و خونواده قشنگش مثل خوره به جونش افتاده بود و نمیدونست این داستان قراره آخرش به کجا برسه !😭❤️🔥
˼کتابچه هَفت˹
از دستش بدی باخت دادی😌☝️🏻❤️🔥
همه دارن سووشون سفارش میدن،
شما چطور؟
اونم از نشری قدیمی با متنی کامل و
قیمتی فوق العاده مناسب✨️
درسته فیلمش توقیف شد، اما کتاب با
داستان کامل منتظره که بخونیمش😁❣