راوی یعنی امام حسین در این کتاب، شهادت حضرت عباس را اینگونه روایت میکند:
«پس از آنکه همه اصحاب و یارانم به شهادت رسیدند و تنها برادرم عباس در میدان باقی ماند، شدت تشنگی موجب شد که با هم به سوی فرات حرکت کنیم، دشمن با تمام توان از رسیدن ما به آب ممانعت به عمل آورد و جنگ سختی درگرفت که در اثنای آن بین من و برادرم عباس فاصله افتاد. عباس موفق شد از میان انبوه دشمن، راهی به سوی آب پیدا کند و مشک را پر آب کند و به سوی خیمهها بازگردد. اما در مسیر افرادی از دشمن در پشت درختان کمین کرده بودند و توانستند از پشت سر، دست عباس را قطع کنند. کسانی که در نخلستان کمین کرده بودند توانستند دست چپ عباس را نیز قطع کنند و او باز هم رجز میخواند. بعد از قطع دو دست، عمود آهنینی بر سرش فرود آمد و از اسب بر زمین افتاد و به شهادت رسید. هنگامی که از شهادت عباس اطلاع یافتم به شدت گریستم و گفتم: هماکنون کمرم شکست و چارهام کم شد.»
@bookw128
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهرام که گور میگرفت این همه عمر
دیدید که چگونه گور بهرام گرفت...
@bookw128
شهید مطهری ره:
خوارج مدعی بودند که همه بد میفهمند و یا هرگز نمیفهمند و همگان راه خطا میروند و اهل جهنم هستند.
آنان تنگ نظری خود را به صورت یک عقیده دینی درمیآوردند
(مطهری، بی تا، ج16، ص325)
@bookw128
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غمت بی رقیبه
یه حس غریبه...
@bookw128
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
زمان:
حجم:
10.4M
نگاه رهبری به رای مردم
عاقبت این نظرات غلط برخی افراد چه می شود؟
🎤 عبادی