953.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه کتابی کتابخونتون کرد؟😭
(کتاب های ترند هم دنیایی دارن واسه خودشون...)
خودم آنی شرلی باعث شد کتابخون حرفه ای اگه بخوایم بگیم، بشم اما اولین کتابی که خوندم فسقلی ها بود.
تضمینیه، اگه اولین کتابتون فسقلی هاست مطمئنا بعدا کتابخون میشین😭✨
نه که اگه اولین کتابتون فسقلی ها نبوده، کتابخون نشین. ولی فسقلی ها مطمئن ترین کتابه! صد در صد بعدا کتابخون میشین!:)
هدایت شده از کتابخونهیزیرشیروونی.
متاسفانه یادم نیست.
شما بگید*
ولی کاری به اونش ندارم، چطوری دلش میاد اینجوری کتاباشو پرت کنه رو هم؟
وای خدا دقیقا
دقییییقا
صدای تپ تپ کتاب هاش مثل پتک به مغزم بود😭😂
هدایت شده از Daily Wizards
داستانش رو میدونین؟:_)
پدر و پسری بودن که با موم برای خودشون بال درست کردن. درست یادم نیست میخواستن فرار کنن یا آزاد بشن. اما میدونم پر های بلند و سفید رو جمع آوری کردن و با موم اون ها رو به هم چسبوندن. پدر به پسر هشدار داد که زیاد به خورشید نزدیک نشه چون گرمای اون بال هاش رو آب و سقوط میکنه.
پدر و پسر با هم به آسمان صعود میکنن، پرواز میکنن، شادی میکنن اما درخشندگی و نور و شعف خورشید مستش میکنه. پسر حواسش نیست. به خورشید نزدیک میشه، اما غافل از اینکه بالهاش در حال ذوب شدن هستن. قلبش مالامال از عشق و اشتیاق برای خورشید بود. قلبش از ذوق ذوب شد، همراه بالهاش. صعودش باعث سقوطش شد و در نهایت بالهاش رو از دست داد. پدر هر چی تلاش کرد نتونست نجاتش بده.
پسرک جان سپرد. چشم در چشم خورشید. و در اعماق آب ها دفن شد.
هدایت شده از Daily Wizards
اتفاقا فکر کنم اسم شخصیت ها یونانی بود، دقیق یادم نمیاد.