آخرهفتهها را دوست داشت، حتی اگر تمام هفته را در بدترین شرایط ممکن سپری کردهبود، حسابِ آخرهفتهها را جدا میدانست.
خیال میکرد روزهای آخر هفته، خدا به استقبال آدمهای غمگین و خستهی روزگار میرود، برایشان چای میریزد و در آغوششان میگیرد.
معتقد بود که باید یک وقتهایی اندوه جهان را پشت سر جا گذاشت و لااقل یک روز در هفته را بدون هرگونه دغدغهی ذهنی سپری کرد و آرام بود.
میگفت: چیزی از آدم باقی نمیمانَد اگر دائما در حال پیکار باشد و هیچ سنگری برای پناه گرفتن و تجدید قوا نداشتهباشد.
تو میدیدی تمام هفته مثل ببری زخمی و به استیصال رسیده و قدرتمند، در حال تکاپو و جنگیدن و تلاش بود و به آخر هفته که میرسید، ناگهان کوالای معصوم و آرامی میشد که دلش تفریح و امنیت و آغوش میخواست و هیچ شباهتی به روزهای قبل نداشت...
#نرگسصرافیانطوفان🌬
@boookmark
Book mark
#روزمرگی🧫 رنگ آمیزی باکتری🎨🧫 @boookmark
در جریان چهارشنبه ها که هستید...
صبر کنید میام فعالیت میکنم😬👈🏻👉🏻
مهم نیست که الان کجا هستی
در مقایسه با جایی که میتونی باشی،
اینجایی که هستی خیلی کمه
از همه توانت
برای بهتر شدن استفاده کن
حیف است که امروز هم
همان کسی باشی که دیروز بودی...🐈✨
@boookmark
#شعر🪔
تو رو از دور دلم دید؛اما
نمی دونست چه سرابی دیده!
منِ دیوونه چه می دونستم...
زندگی برام چه خوابی دیده:)
@boookmark