جودی به شدت از پیشینه طبقه کارگر خود آگاه است و تلاش می کند تا با دانشجویان ثروتمند و ممتاز کالج خود سازگار شود.🤝
او به خاطر فرصت هایی که به او داده شده سپاسگزار است، اما به شدت از پویایی قدرت آگاه است.📚
رابطه او با جرویس، که از خانواده ای ثروتمند و یکی از معتمدین نیکوکار او است، این مسائل را برجسته می کند.💵
علیرغم احساساتی که جودی نسبت به او دارد، در ادامه رابطه با فردی از چنین طبقه اجتماعی متفاوتی مردد است.🌪
بخشی از کتاب📖
جودی عزیزم! کاملا با تو موافقم که عدهای از مردم هرگز زندگی نمیکنند و زندگی را یک مسابقه دو میدانند و میخواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دور دست است دست یابند و توجه نمی کنند که چقدر خسته شدهاند که حتی شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط میبینند.
در حالی که نه به مسیر توجه داشتهاند و نه لذتی از آن بردهاند. دیر یا زود آدم پیر و خسته میشود در حالیکه از اطراف خود غافل بوده است.
آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برای آدم بی تفاوت میشود و فقط او میماند، خستگی و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد.
نویسنده: جین وبستر🎓
مترجم: میمنت دانا🧡
نشر: یوشیتا🛵
قیمت: 160 تومان📝
@boookmark
بهترین کتابهای معمایی🔎
🌃•شنای شبانه
🏹•در قفل شده
🐾•سهشنبه گذشت
🌸•بازیهای میراث
🧹•خدمتکار
@boookmark
Book mark
بهترین کتابهای معمایی🔎 🌃•شنای شبانه 🏹•در قفل شده 🐾•سهشنبه گذشت 🌸•بازیهای میراث 🧹•خدمتکار @boookm
شنای شبانه و خدمتکار موجود✔️