🎒 بُرنا
#رادیو_مدرسه | تیزر داغ ابدی 🖤 #ستارگان_برنا با افتخار تقدیم میکند: داغ_ابدی منتظر فصل اول از مجمو
ببین مادر
ببین مادر
زمستونه!
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پیام_ادمین
بـــرنـــایـــیجـــآن‼️
برداشتت از این کلیپ چیه؟ بیا توی گروه و با هشتگ #برداشت_آزاد برامون بگو:
https://eitaa.com/joinchat/2499936918Cfd967ab152
آقای f¹ گفتن:
درود،
برداشت اینجانب از کلیپ پست شده در رسانه برنا با لینک https://eitaa.com/borna_student/2608
اول از هرچیز باید توجه کرد که شخص، درد را حس نمیکند. ۲ دست و ۲ پای خود را چنان برید که انگار خمیری است و گوشت ندارد. در واقعیت، اگر بدن متعلق به شما باشد، قطعا با ایجاد کوچکترین برش ها، فریاد شما به فلک خواهد رسید. مهم اینجاست که کندن بود و دردی نبود.
دوم اینکه چرا این شخص باید بدون تجهیزات، در شرایطی قرار بگیرد که میداند سنگ رویش خواهد افتاد؟ البته که مشخص است چنان عقلی در سر ندارد. بیاییم روراست باشیم: شما تقصیر را گردن سنگ میاندازید یا گردن شخص؟ از گردناندازی و گردنگیری بگذریم.
مهم بعدی اینجاست: انگیزه شخص چی بودهاست؟! بیایید از خود بپرسیم: "تو که دست و پای سالم داشتی، مرضت چی بود خودت را گرفتار کردی؟" یا سوال دیگر: "چرا بعد از هر قطع دست و پایت، به جای فرار به گوشهای به شادی پرداختی که باز گرفتار شوی؟!"
و در آخر:
من نمیدانم چرا آخرسر سمت ماشینش رفت. انیمیشن نشان داد که کلیدش در دست قطع شدهاش بوده. ولی یک سوال: "شما بدون دست و پا ماشین میرانید؟"
از زمانی که برای خوانش گذاشتید، قلبا سپاسگزارم.
خانم آیسانا زمانی گفتند:
#برداشت_آزاد
https://eitaa.com/borna_student/2608
راستش چیزی که بیشتر از همه توی این کلیپ ذهنم رو درگیر کرد، خود سنگها نبودن خندههای بعد از هر بار از دست دادن بود.
انگار شخصیت داستان هر بار که یه تیکه از خودش رو از دست میده، به جای اینکه از خودش بپرسه اصلا این مسیر ارزشش رو داره؟ یا نه ، فقط خوشحاله که تونسته یه قدم جلوتر بره!!!
و آخر کلیپ هم به نظرم تلخترین قسمتشه. بالاخره به ماشین میرسه، ولی دیگه نه دستی مونده و نه پایی ... یعنی به چیزی که میخواسته رسیده اما دیگه توان استفاده ازش رو نداره
این باعث شد به این فکر کنم که نکنه ما هم بعضی وقتها همین کار رو میکنیم؟ برای رسیدن به یه هدف، کمکم از آرامشمون، وقتمون، اخلاقمون یا حتی خود واقعیمون خرج میکنیم، بدون اینکه بفهمیم آخر مسیر چی ازمون باقی میمونه.
و میشه گفت به نظرم پیام کلیپ این بود که فقط رسیدن مهم نیست؛ مهم اینه که در مسیر رسیدن، خودت رو از دست ندی... چون بعضی وقتها آدم به مقصد میرسه، ولی وقتی نگاه میکنه به عقب، میبینه اون آدمی که قرار بود از رسیدنش لذت ببره دیگه مثل قبل نیست....
حالا یه سوال، فکر میکنید مرز بین( تلاش برای رسیدن به هدف) و (از دست دادن خود در مسیر)کجاست؟ چطور بفهمیم که داریم زیادهروی میکنیم؟؟
خانم ستایش نصر گفتند:
#برداشت_آزاد
https://eitaa.com/borna_student/2608
تصمیمهای افراطی ممکنه که مشکل فعلی رو حل کنه اما قطعاً آینده رو نابود میکنه و تصمیمی که شاید الان منطقی به نظر میاد ممکنه که در آینده بزرگترین مانع و سد برای رسیدن به هدف بشه و میتونیم بگیم که همیشه هر مانعی دشمن ما نیست و ممکنه همون چیزی که میخوایم اون رو حذف کنیم تکیهگاه ما باشه برای موفقیت و نجات
خانم نازنین زهرا زارع گفتند:
#برداشت_آزاد
https://eitaa.com/borna_student/2608
در بخش اول، حاضر شد دستها و پاهایش را از دست بدهد؛
تمام پلههای پشت سرش را خراب کرد تا به نقطهی طلایی برسد.
اما وقتی به ماشین رسید، تازه فهمید نه دستی برای رانندگی مانده و نه پایی برای ادامهی مسیر.
گاهی آنقدر غرق رسیدن به یک هدف میشویم که خودمان را فراموش میکنیم. از خودمان مایه میگذاریم، پلهای پشت سرمان را یکییکی خراب میکنیم و خیال میکنیم این یعنی پیشرفت. اما وقتی به مقصد میرسیم، میبینیم نه راهی برای بازگشت باقی مانده و نه از خودِ واقعیمان چیزی.
رسیدن به قله، زمانی ارزشمند است که در این مسیر، خودت را از دست نداده باشی.
راه صدساله را نمیتوان یکشبه رفت.
خانم الهه سادات کرباسیون گفتند:
#برداشت_آزاد
https://eitaa.com/borna_student/2608
💭 برداشت من اینه که این داستان بیشتر از اینکه درباره «رسیدن» باشه، درباره «بهای رسیدنه»
🏃♂️ شخصیت داستان آنقدر روی مقصد 🚗 متمرکز است که هر بار بخشی از تواناییهایش را از دست میدهد✋🦵، اما حتی یک لحظه هم نمیایستد تا از خودش بپرسد: «آیا این مسیر هنوز ارزش ادامه دادن دارد یا نه؟» 🤔
او فقط جلو میرود... ➡️ بدون اینکه متوجه شود هر قدم، او را از چیزی که برای استفاده از مقصد لازم است، دورتر میکند.
🎯 پیام نهایی کلیپ اینه که:
گاهی انسان آنقدر غرق رسیدن به هدف میشود که ابزارِ بهره بردن از آن هدف را در همان مسیر از دست میدهد. ⚠️
🪨 از نگاه دیگری هم میشود به داستان نگاه کرد؛ شاید سنگها نماد سختیهای زندگی، فشارها، تصمیمهای اشتباه یا انتخابهای افراطی باشند.
اگر در برابر هر مانع، بخشی از شخصیت، سلامت، آرامش، اخلاق یا هویت خودمان را قربانی کنیم 💔، ممکن است به مقصد برسیم... اما دیگر «آن آدمی» نباشیم که بتواند از رسیدنش لذت ببرد.
✨ به نظرم تفاوت مهم اینجاست که سختیهای زندگی باید ما را صیقل بدهند، نه تکهتکه کنند. 🪞
اگر پایان مسیر، تو را آگاهتر 📚، قویتر 💪 و کاملتر 🌱 کرده باشد، رشد کردهای؛ اما اگر پایان مسیر، فقط مقصد مانده باشد و از خودت چیزی باقی نمانده باشد... 🍂 آن موفقیت، در واقع یک شکست پنهان است.
🌿 و اگر بخواهم همه این برداشت را در یک جمله خلاصه کنم:
هیچ مقصدی ارزش آن را ندارد که برای رسیدن به آن، توانِ زندگی کردن با آن مقصد را از دست بدهی. 🌅
ممنون که تا اینجا همراه بودید🪴
خانم خسروی گفتند:
#برداشت_آزاد
https://eitaa.com/borna_student/2608
به نظر من منظور این فیلم اینه که فقط به انتهای جاده زندگیت توجه نکن
هی نگو که دوست دارم زودتر برسم به مقصد.👣🏃
شخصیت فیلم اصلا از راهی که داشت طی میکرد لذت نمیبرد 😔
همه چیز خودش رو هم از دست داد تا برسه به انتهای راه و ببینه چی میشه
اما وقتی رسید آخر راه دید کلید در خوشبخت بودن تو جاده جا مونده
و اون کلید هم لذت 🗝🚪
اگه از مسیرت لذت ببری قطعا مقصدت زیباست
جمله انگیزشی مربوطی :
زندگی یک مسیره نه یک مقصد .
پس از مسیرت لذت ببر ☺️
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#برنا | دعوا که نداریم 🙈
#پیشنهاد_دانلود 🥇
قسمت ۱: امر به معروف یعنی کمک، نه دعوا ‼️
● •° روایت:
مریم سادات حسینی راد؛ دبیرستان شهیدباقری، ناحیه ۱ - قم
● •° فاطمه ستاری
✔️ امر به معروف=کمک رفیقانه و با احترام. نه دعوا نه تحقیر
╭┅─────────────┅╮
🆔Eita: @borna_student
╰┅─────────────┅╯
♡ ⌲ㅤ ⎙ㅤ
ˡᶦᵏᵉ ᶠᵒʳʷᵃʳᵈ ˢᵃᵛᵉ
#راهبرگ 📚 | قسمت ۷۶
• •° «ملت عشق»
● •° محتوا و پرامپت:
نازنین زهرا شریفی؛ دبیرستان حافظ، ورزنه - اصفهان
• •° ✍🏻 کتاب «ملت عشق» با عنوان اصلی The Forty Rules of Love، اثر مشهور، نامآشنا و پرطرفدار «الیف شافاک»، نویسنده ترک است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. رمانی که به سبب نگاه متفاوتش به مقولهی عشق و جایگاه آن در زندگی انسان، مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و بهسرعت نام خود را در بین رمانهای محبوب جهانی ماندگار کرد. این رمان دو داستان را بهطور موازی با هم پیش میبرد؛ یکی روایت عشق شورانگیز و شگفت بین دو عارف و شاعر بزرگ، شمس تبریزی و مولانا و دیگری داستان تنهایی و سرگشتگی زنی ٖآمریکایی در قرن حاضر که بهطور اتفاقی با کتاب ملت عشق یا چهل قانون عشق مواجه میشود و ناگهان خود را در برابر دنیایی تازه میبیند.
✓ برنا، برنامه رسانه نوجوان امروزی:
⌲ㅤ ⎙ㅤ
ᶠᵒʳʷᵃʳᵈ ˢᵃᵛᵉ
╰┈➤ ❝ [@borna_student]❞
╰┈➤ ❝ [@rahbarg]❞