دلم برای احساسی که بهت داشتم تنگ شده؛ برای خاطراتی که کنارم ساختی، برای پناهگاهی که برام بودی، برای اهمیتی که بهت میدادم، برای قولهایی که بهم دادی و به هیچکدوم عمل نکردی، برای اطمینانی که بهم دادی که ترکم نمیکنی و بهم آسیب نمیزنی، برای اعتمادی که قلب سادهم بهت کرد، برای آرزوهامون، خاطراتمون، احساساتمون، برای تصویری که ازت توی ذهنم ساخته بودم، اما بهم نشون دادی که حتی ذرهای بهش شبیه نبودی. دلم تنگ شده. دلم تنگ شده برای تو، تویی که هم بودنت روحمو آزار میده و هم نبودنت. دلم تنگ شده. خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی، دلم تنگ شده.
هدایت شده از MHS
and while you may not be everyone's cup of tea, you don't have to be, tea has never apologized for not being a coffee, it simply gravitated towards those who chose it.