وقتی گزارههای هنری خطرناک میشوند.
آقای نعمت الله سعیدی در جلسهی هشتم اسفندماه برای اثبات اهمیت توجه به رمان تاریخی اینگونه توضیح دادند:
گزارههایی که ما دریافت میکنیم اقسام مختلفی دارند:
۱. مستقیم
مانند اینکه کتری داغی را لمس کنیم. در اینجا پذیرش یا عدم پذیرش مخاطب تاثیری ندارد.
۲. عقلانی _منطقی
مثل اینکه مجموعه زوایای داخلی مثلث ۱۸۰ درجه میشود.
۳. هنری
مانند ترانهای که هنرمندی خوانده است. آهنگ، پذیرش ایجاد میکند و شما گزارهی بعدی او را میپذیرید.
هنر منطق و استدلال خاصی ندارد اما پذیرش دارد. انفعال ایجاد میکند تا گزاره بعدی پذیرفته شود. پس گزاره هنری مهم و در عین حال خطرناک است. میتواند غلطتر یا دروغتر از بقیه باشد اما باز هم مورد پذیرش قرار بگیرد.
#رمان
#داستان
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath
۱۲ اسفند
شناخت هنری کدام سطح از شناخت است؟
🌱استاد نعمت الله سعیدی در جلسه روز چهارشنبه دوره ادبیات ساهور برای پاسخ به این سوال اینگونه توضیح دادند:
چند سطح شناختی وجود دارد:
۱. شناخت از طریق حواس پنجگانه
۲. شناخت تجربی؛ مثل داغ بودن بخاری.
( ما همیشه در امور شناختی بالاتر از حیوانات نیستیم. گاهی در علم تجربی از آنها کمتر میدانیم. مثلاً موقع بیماری حیوان میداند که کدام گیاه را باید بخورد.)
۳. عقلی_فلسفی
شناخت عقلی جهان مثل اینکه میگوییم مجموع زوایای همهی مثلثها ۱۸۰ درجه است اما کسی همه را اندازهگیری نکرده است.
۴. عرفانی_شهودی
گاهی عارف به مرحلهای میرسد که آن واقع نامحسوس را با چشم خودمیبیند.
سطوح شناخت پله پله متعالیتر میشود.
🍃حال سوال اصلی این است که شناخت هنری کدام سطح از شناخت است؟
حقیقت این است که شناخت هنری جایگاه خاصی ندارد؛ بلکه برزخی است گاه بین حس و تجربه و گاه بین تجربه و عقل و...
آثار هنری همه سطوح شناخت را با هم ندارند. به طور مثال ما آثاری داریم که در آنها عقل و فلسفه هیچ نقشی ندارند.
#رمان
#داستان
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath
۱۴ اسفند
۲۱ اسفند
و "أینَ مِثلُ خَدیجه؟"*
✍وجیهه حیدری، عضو شورای انجمن ساهور
با تمام وجود، هستیاش را مدیون او بود. میدانست که اگر بذل مال و جان خدیجه نبود، هرگز ابلاغ رسالتش به گسترهای جهانشمول نمیرسید. برای اطرافیانش یقین شده بود که مثلِ خدیجهای دیگر برای پیامبر یافت نمیشود؛ آنقدر که یادآوری بوی خدیجه، خوی خدیجه و مثالِ روی خدیجه در خانهی پیامبر، حسادت اطرافیان را برمیانگیخت.
به حبّ خدیجه در دلش میبالید و آن را رزقی از جانب خدا میدانست. در ذهنهای کوچکشان نمیگنجید که اگر قلب او عرش الرحمن و محل نزول وحی است، پس چگونه میشود که بر عشقِ چون خدیجهای در دلش ببالد و خدا را به خاطر این محبت، حمد و سپاس گوید؟ محبتهای بیبدیل پیامبر به یاد و خاطرهی خدیجه تا آنجا شدت گرفت که حتی دوستان خدیجه نیز سهمی همیشگی در تحفهها، نوبرانهها و نذریهای او داشتند.
کوتاهی اندیشه و تنگیِ صدر در برابر وسعت وجودی خدیجه، موجب شد که در خانهی پیامبر راه بیفتند و برای استهزا، او را خُدَیجه بنامند. اما زمانی که پیامبر این سخنان را شنید، چنان غضبناک شد و چهرهاش از شدت خشم افروخته گردید که از او پرسیدند: "آیا بهگونهای در مورد خدیجه غضب میکنی که گویی همسری جز او نداشتهای؟" و با کمال تعجب، از رسول خدا شنیدند: آری، همسری جز او ندارم!
جایگاه خدیجه زمانی روشنتر میشود که بدانی فاطمهی زهرا کجای قلب و جان رسول خداست. این خدیجه بود که در رحم مطهرش، فاطمهای (سلاماللهعلیها) پرورش یافت و با شیرهی وجودی او بالنده شد.
و امروز، خدیجه (سلاماللهعلیها) نهتنها مادر فاطمهی زهرا، که مادر امت فاطمه و مادرِ صاحبِ عصر ماست. محبت به خدیجه ریشه در جان و روح ما دارد، و ما خود را در زمرهی أصدقاء خدیجه میدانیم، تا شاید سهمی از تحفهی کریمانهاش داشته باشیم.
....
*پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم):
أَیْنَ مِثْلُ خَدِیجَةَ، صَدَّقَتْنِی حِینَ کَذَّبَنِی النَّاسُ وَ وَازَرَتْنِی عَلَی دِینِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِی عَلَیْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی أَنْ أُبَشِّرَ خَدِیجَةَ بِبَیْتٍ فِی الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِیهِ وَ لَا نَصَب. بحار الأنوار: ج ۴۳، ص ۱۳۱.
#رمان
#داستان
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath
۲۱ اسفند
.
سلام خدا بر او
✍نجمه صالحی، عضو شورای انجمن ساهور
او خوب میدانست مال دنيا ماندنی نيست و سايهای زودگذر است. همسفر زندگیاش را خودش انتخاب کرد و پیشنهاد ازدواج را به عموی همسرش گفت و این پیوند نیک را کارِخدا* میدانست.
هنگام صحبت پیش از ازدواج، به مرد زندگیاش، گفت:" ای محمد من تو را به همسری خود برگزيدهام و مهريه را هم خود به عهده میگيرم*..."
عدهای سخن او ـ که مهريه را در مال خود قرار داده بود ـ به تمسخر گرفته و با شگفتی گفتند: چگونه زنان مهريه را متعهد میشوند؟! سخنان یاوه این جماعت، عموی همسرش، حضرت ابوطالب علیهالسلام، را آزرد؛ خشمگين شده و برخاست ـ و اين در حالی بود که مردان قريش از خشم او میترسيدند و کراهت داشتند که او غضبناک شود ـ و فرمود:" اگر مردی همانند برادر زادهام باشد، او را با بيشترين مهر خواستار میشوند؛ اما اگر مردی همانند شماها باشد، طبيعی است که بايد برای ازدواج، مهر سنگينی بپردازد..*."
خطبه عقدشان را، ابوطالب، عمو جانِ نبی صلی الله علیه و آله، قرائت کرد و چنین شد که این بانوی شریف، در روزگاری که اسلام در حال طلوع بود، بعد از ابوطالب علیهالسلام، دومین حامی فداکارِ همسرش یعنی رسول خداصلی الله علیه و آله گردید و از بذل مال فراوانش نیز دریغ نورزید. او بود که خدا و ملک مقربش بر او سلام فرستادند.
در شب معراج، پیامبر به جبرئیل فرمود: "حاجتی داری؟" و او گفت:"حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرا به خدیجه سلام الله علیها برسانی." رسول خاتم صلی الله علیه و آله هنگامی که به زمین رسید، سلام خدا و جبرئیل را به همسرش، ابلاغ کرد، خدیجه سلام الله علیها گفت:"ان الله هو السلام، و منه السلام، و الیه السلام، و علی جبرئیل السلام"* و این جملات بیانگر اوج بصیرت و درک عمیق حضرت خدیجه سلام الله علیها نسبت به معبود و فرستاده اوست.
اینچنین بود که او، بهعنوان نخستین بانوی مسلمان، نه تنها برای دخترش فاطمه سیده نساءالعالمین سلام الله علیها و خانوادهاش الگوی صبر و مقاومت و الگوی دفاع و حمایت از ولایت، بود بلکه برای جامعهی زنان مسلمان نیز الگویی بیبدیل گردید.
سیرهی خاندان آل طه علیهمالسلام افتخار به وجود جدهی خود خدیجه سلام الله علیها بود؛ بهعنوان نمونه در رجز خوانیهای امام حسین علیه السلام و خانوادهاش در روز عاشورا در زمان ذکر خاندان و افتخارات اهل بیت علیهمالسلام، این عبارت را به کار میبردند: «من پسر رسول خدایم، من پسر علی و فاطمهام، من پسر خدیجهام...»/ «انا ابن خدیجه الغرا»
با رفتن خدیجه سلام الله علیها یک روز و یک هفته و یک ماه، عزا اعلام نشد! یکسال برای رفتنش اندوهگین بودند و نبی خاتم در سوگ فقدانش، سال رفتنش را، عام الحزن* یعنی سال غم و اندوه، نامید.
■■اَلسَّلامُ عَلَیْک یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَک بِما أَوْلاک اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْک وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.■■
🥀دهم رمضان، سالروز رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها تسلیت🥀
➖➖➖➖
*صنع الله، الحلبی، السیرة الحلبیة، ج1، ص226.
*اسد الغابة، ج7، ص91؛ البداية و النهاية، ج2، ص 358، باب: تزويجه عليه الصلاة والسلام خديجة بنت خويلد.
*الکافی، ج5، ص 374 – 375، باب: خطب النکاح، ح9.
*بحارالأنوار، ج16، ص8، به نقل از مسند احمد بن حنبل.
*مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۵.
#رمان
#داستان
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath
۲۱ اسفند
۲۳ اسفند
۱ فروردین
۱ فروردین
به حیفا باز خواهیم گشت. ما همه بازماندگان فلسطین ایم.
غسان فائز کنفانی در ۹ آوریل سال ۱۹۳۶ در خانوادهای کُردتبار از طبقه متوسط در عکا متولد شد. او سومین فرزند فائز عبدالرزاق بود که در جنبش ملی بر ضد اشغال بریتانیا فعالیت داشت. با اشغال شهر یافا توسط نیروهای اسرائیلی در سال ۱۹۴۸ غسان به همراه خانواده مجبور به مهاجرت شد و پس از اقامت کوتاهی در لبنان به سوریه کوچ کرد و به عنوان پناهنده فلسطینی سکنی گزید. در آنجا به تحصیل ادامه داد. در نوجوانی با برادرش کار میکرد و مثل بقیه فلسطینی ها طعم تلخ فقر را میچشید. به کارهایی دشوار دست زد تا دستکم برای خانوادهاش معیشتی فراهم سازد. روزها کار میکرد و شبها درس میخواند.در سال ۱۹۵۲ در رشته ادبیات عرب دانشگاه دمشق ثبتنام کرد.
«غسان کنفانی» ۸ ژوئیهٔ ۱۹۷۲ در یک حادثه تروریستی موساد، در بیروت، با انفجاری بمبی که در ماشینش قرار داده بودند، به همراه خواهرزادهاش ترور شد.
فیلمسازان بسیاری از ایران و کشورهای عربی، فیلمهای بلندی از رمانهای غسان کنفانی ساخته اند.
سیفالله داد؛ فیلم بازمانده را بر پایه رمان « عائد الی حیفا»( بازگشت به حیفا) از غسان کنفانی
در سال ۱۳۷۳ ساخت.
#رمان
#داستان
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath
۸ فروردین
من پناهنده نیستم» نوشته رضی عاشور از انتشارات شهرستان ادب
رمان «من پناهنده نیستم»، زندگی یک خانواده فلسطینی اهل طنطوره - روستایی ساحلی است که در 49 کیلومتری حیفا در جنوب فلسطین واقع شده - را به تصویر میکشد که به علت حمله اسرائیلیها از سرزمین خود کوچ میکنند. شخصیت اصلی و قهرمان داستان زنی به نام رقیه است. او به اصرار پسرش حسن داستان زندگی خود را تعریف میکند.
این رمان روایت پناهندگی فلسطینیان و جنگ داخلی لبنان و حمله اسراییل به این کشور است، رنج هجرت و قتل عام و وقایع بزرگی که بعد از پیمان اوسلو بر سر فلسطین آمده است؛ همه این روایات چنان با جزئیات دقیقی بیان میشود که یکی از مهمترین رمانهای مربوط به واقعه 1948 فلسطین در ادبیات روایی عرب را رقم میزند. حکایتی از مصیبت ملت فلسطین و اجبار آنان برای خروج از سرزمین و وطنشان و زندگی تلخ در نقاط مختلف جهان به امید بازگشت به وطن.
#رمان
#داستان
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath
۸ فروردین
زخم داوود نوشته سوزان ابوالهواء از انتشارات آرما
کتاب زخم داوود نوشته سوزان ابوالهواء و ترجمه فاطمه هاشمنژاد، یکی از پرفروشترین کتابهای فرانسه است، ابوالهواء نویسنده فلسطینی ساکن آمریکاست و خودش اشغال را تجربه کرده است. او در این رمان زندگی چهار نسل از یک خانواده فلسطینی را در دل سیر وقایع تاریخی این سرزمین روایت میکند.داستان از زاویهای متفاوت به فلسطین و ساکنان آن (چه ی هودی و چه عرب) نگاه میکند. نگاه همدلانه نویسنده به تمام شخصیتهای داستان و روایت جزئیات زندگی هر کدام خواننده را در فضایی بیطرفانه قرار میدهد.
#رمان
#داستان
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath
۸ فروردین
۸ فروردین