eitaa logo
یک.
59 دنبال‌کننده
87 عکس
8 ویدیو
0 فایل
او فرید است. من مشتبه به او. و اینجا مکث بین زندگی. ــ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_exjj5mu&btn=یکی.بود.یکی.نبود
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی من دلم می‌خواد بدون بال زدن، پرواز کنم به تاریکی! یه سیاهی که توی بعضی قسمت‌هاش پرتوهای کمرنگ از نور پخش شدن. یه جایی که خلأ محضه. پر از خالی.. سکوت و آرامش.
یک.
در حال تکمیل و تغییر و تحویل
یک.
کارفرما شنبه اول وقت و قبل از من وارد اتاق می‌شود و نگاهش به بطری روی میز می‌افتد، چرخی دور میز می‌زند و می‌گوید: این مثلاً یه گلدونه؟ چه بامزه!
یک.
برخورد همکار میز روبرویی هنگام مواجه با تغییراتِ میز شاید خوشایند نباشد و به مذاقش نیاید. مثلا با خودش بگوید اینجا دفتر یک محیط اداری است نه جای مانور هنری! حدس می‌زنم نگاهش مثل همان نگاهی باشد که هر بار با قهوه، انرژی‌زا یا تنقلات وارد دفتر می‌شوم؛ نگاهی از گوشه چشم و سرد که گاهی برای باقی نماندن رد بوی سردی‌اش، با لبخندی کم‌رنگ همراهش می‌کند. شاید هم همه این‌ها زاییده خیالات من باشد؛ شاید من بیش از اندازه در حال خواندنِ چهره او باشم؛ که به واسطه سوختگی شدید سمت چپ صورتش، او را اخمو نشان می‌دهد. اما به هر حال همیشهٔ خدا ساکت است و کمی از او می‌ترسم اما به هر ترتیب من همیشه مبادی آداب بوده‌ام و چیزی خلاف احترام و انسانیت بروز نداده‌ام. وقتی ساعت کاری‌اش تمام می‌شود، به محض رفتنش ناخودآگاه نفسی از روی آسودگی می‌کشم. موقع رفتن، روسری مشکی قواره‌دارش را با یک روسری مشکی قواره‌دار دیگر تعویض می‌کند بعد می‌رود. هیچوقت نمی‌فهمم این دو روسری چه فرقی باهم دارند.
یه روزی ما رو هم به خاک می‌سپارن.
منو لانچ‌باکسی‌ که آماده کردم شما همه🦦🍾
هیچ پسری کراش نیست، تمام پسرهای خوب افسانه‌اند.
یک.
بنِشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس • حافظ شیرازی •