10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر فواد ایزدی: اسرائیل احتمالا فیلم تجاوز ترامپ به دختر خردسال را در اختیار دارد و ترامپ را مجبور به ادامه جنگ با ایران کرده است/ هر بار ترامپ در خصوص مذاکره صحبت کرد، شما باید نگران جنگ باشید
@bssham
چرا بعضیا هیچ وقت از همنشینی با ماهواره و شبکه های اجتماعی معاند خسته نمی شن؟
چرا دوست دارن دروغ ها و مزخرفات واضح رو بشنون؟
خداوند در قرآن علتش رو بهمون گفته...
@bssham
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلمی از محل دقیق اصابت موشک در خیابان ۲۵ آبان #اصفهان
شاید این هم یک محل انفجار باشد مثل بقیه محلهای انفجار،
و برای غیر اصفهانی ها، تاریخ ۲۵ آبان نا آشنا باشد.
برای اصفهانیها اما ۲۵ آبان فرق دارد.
در عملیات محرم سال ۱۳۶۱، از استان اصفهان بیش از ۶۰۰ نفر به شهادت رسیدند،
داغ بزرگی بود.
۲۵ آبان، ۳۷۰ شهید شهید اصفهان را تشییع کردند. گلستان شهدای اصفهان، ظرفیت این همه شهید را نداشت، چندین خانه و مغازه را به مساحت گلستان شهدا اضافه کردند تا بتوان شهدا را دفن کرد.
طبیعی بود که روحیه مردم از دست برود، اما...
اما ۲۵ و ۲۶ آبان در تاریخ ثبت شد، روز شور و روز حماسه.
روز بعد از تشییع عظیم شهدا، مردم اصفهان یکی از بزرگترین اعزام ها را به جبهه داشتند.
انفجار خیابان ۲۵ آبان و گرد و غبار آن، غبار از ذهن فریبخوردگان میزداید.
@bssham
@tavasolpanahiتحولاتمیدان۶ فروردین.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
♦️بررسی شروط پرس تی وی
🔹پشت پرده مذاکرات
🔹اقدامات احتمالی دشمن
🔹تکلیف ما در روزهای مهم پیشرو
استاد توسل پناهی
@bssham
@tavasolpanahiظهورنزدیکاست.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
♦️قرآن و زمینه سازی ظهور
🔹شهادت امام خامنه ای نشانه دور شدن از ظهور است ؟
🔹امداد الهی کجاست!
#انتشار_حداکثری
استاد توسل پناهی
@bssham
@tavasolpanahiروایتفوقالعادهنزدیکیظهور.mp3
زمان:
حجم:
4M
🔹خطای تعیین قطعی زمان ظهور!
🔸تشابه متن روایت به زمان کنونی
🔹اگر روایت در مورد زمان ما باشد..
🔸حوادث مهم پیش رو
🔹مذاکره یا جنگ طبق فرمایشامام
استاد توسل پناهی
@bssham
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 پیشنهاد امام خمینی برای پیدا کردن جاسوس ها
@bssham
کربلایی محسن عراقی 469_88760798684707 (1).mp3
زمان:
حجم:
7.6M
به سمت شام ✊
آرامشی که مردم با حضورشان بهم می دهند... @bssham
از اول جنگ تا حالا، بیست سی باری اطراف خانه ی ما را بمباران کرده اند.
هر بار هم صداها از دور شروع میشد؛ یک غرش کشدار، بعد انفجاری که زمین را میلرزاند.
بعد دوباره صدایی نزدیکتر.
و هر بار که نزدیکتر میشد، من در دلم حساب میکردم: این یکی دیگر حتماً وسط پذیرایی ما میخورد.
حتی جای سقوطش را هم تصور کرده بودم .
بین فرش و میز چوبی. درست همانجا که شبها مینشینیم چای میخوریم.
گاهی با خودم فکر میکردم جنگندههای اسرائیلی اول میآیند محله ی ما بمب هایشان را امتحان میکنند، بعد میروند سراغ
جاهای مهمتر.
». امشب دیگر حتماً شهید میشوم « : خلاصه اینکه تقریباً هر شب، قبل از خواب، با خودم میگفتم
چند تا ذکر میگفتم، چشمهایم را میبستم و منتظر میماندم خوابم ببرد؛
مثل کسی که بلیت سفری را گرفته و فقط منتظر حرکت قطار است .
راستش را بخواهی، وقتی هم میرفتم میدان و شعار میدادم، حس میکردم کار بزرگی کرده ام.
انگار برای خدا و اسلام سنگ تمام گذاشته ام.
در ذهنم، دیگر کمتر از شهادت چیزی به حساب نمی آمد.
تا اینکه یک روز، وسط همان میدان، چشمم افتاد به زنی که روی ویلچر نشسته بود.
میگفت. » الله اکبر « کنار جمعیت بود و آرام شعار
در چشمانش آرامشی بود که به هیچکدام از ما شباهت نداشت.
یک جعبه شیرینی هم روی پایش گذاشته بود و هرکس از کنارش رد میشد، تعارف میکرد.
نمیدانم چرا همانجا، وسط آن شلوغی، یک فکر آرام و سرد از ذهنم گذشت.
فهمیدم چرا تا حالا هیچ بمبی وسط اتاق ما نیفتاده است.
شهادت، لیاقت میخواهد. و من سالها بود فقط توهمِ آن لیاقت را با خودم حمل میکردم.
از آن شب به بعد راحتتر میخوابم.
چون میدانم قرار نیست هیچ بمبی راهش را کج کند و به خانه ی ما بیاید
.
#روایت_بعثت
@bssham