eitaa logo
چک کنینΡόζι του Απόλλωνα
159 دنبال‌کننده
434 عکس
45 ویدیو
8 فایل
شاید این درخششی دوباره و ارتقای کابین حساب بشه‌ൃ꯭ᩛ🏹𑀂ַ᷎᷈᷁݃ัֵ֨ "به نظر می‌رسید که کابین شماره‌ی هفت از طلا ساخته شده باشد. آن قدر در زیر نور خورشید می‌درخشید که نگاه کردن به آن تقریبا غیر ممکن بود." -cabin7🌞Leo's team
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ࿙࿚࿙࿚࿙࿚୨⃛🌞୧⃛࿙࿚࿙࿚࿙࿚ درودی به گرمای پرتوهای خورشید به کلاغای عزیزم!! کابین هفت رو گوشه ای که معمولا من می‌نشستم، کنار چارچوب پنجره، رو کمی ارتقا دادیم. این درخششی دوباره محسوب میشه و همونطور که من به پدر کله طلای خودم قول دادم "همونطور که مهر فلک میدرخشه منم ادامه خواهم داد". هرمس هم اینجا دخالت الهی میکنه~ https://abzarek.ir/service-p/msg/3526563 کمپ دورگه ها: https://eitaa.com/joinchat/2956788408C4b6ba11cec _بوسه ای طلایی در پیوست این متن. از طرف "عزیزِ شمسی"؛ رزی.
I welcome you, Apollo! I welcome you healer with laurels on your head.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از until the very end.
شاهزاده ای را دید و هیچکس نمی‌دانست چطوری قرار است پیش برود. یک سلام و یک برگشتن و نگاه "لرد آپولو؟". با حضور خود به من برکت ده، مرا در آغوش بگیر. طوری رفتار کن انگار سرنوشت نمی‌تواند ما را جدا کند. هیچکس نمی‌دانست چطور قرار است پیش برود؛ حتی ایزدی که دلفی متعلق به او بود. شاید اگر زمزمه های باد را نادیده نمی‌گرفت می‌دانست چه می‌شود. شاید، شاید، شاید... . تا پایان آن منو تو خواهیم بود؟ یک جاودانه و فانی عزیزش در رو به روی یکدیگر بودند و آنگاه که چهره ی خندان او را دید، باد تغییر جهت داد. رنگ سرخ از سر و رویش می‌چکید. شاید اگر زمزمه های باد را نادیده نمی‌گرفت... . شاهزاده در آغوش خدایی بود که اشک می‌ریخت و به سرنوشت قسم می‌خورد. هیچکس نمی‌دانست چطور قرار است پیش برود. زمزمه های باد چه بود؟ دو جاودانه؛ یکی زوزه ی باد حسود، دیگری شیون برای عشق از دست رفته. کاش می‌توانست با او باشد، تا آخرش. بدین صورت سنبل ها به وجود آمدند؛ بنفشی که از قرمز شکفته شد. زاده ای از عشق، غم و حسادت. این درد و اشک...
«لطفا مرا ببخش»
.
از آرت هایی که توش بین موهای آپولو سنبل هست خوشم میاد