eitaa logo
𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
50 دنبال‌کننده
81 عکس
30 ویدیو
0 فایل
مینویسم برای همه اما تو بخوان دلی دارم کنون دلتنگ یار است ببین از عشق تو غمگین و زار است ツ کپی؟فور خوشحالم میکنه
مشاهده در ایتا
دانلود
آشفته‌حال‌دانَد‌،آشفتگیِ‌حالم ..
- حالا‌هی‌میگین‌اگه‌حالتون‌خوب‌نیست، افسرده‌این،‌درمونده‌شدین‌وتنهایین‌با یکی‌حرف‌بزنین‌ولی‌به‌قول‌ِشفیعی‌کدکنی: تو کز خاموشی ام فهمی نداری چه خواهی فهم کردن از کلامم ؟!
آدما هیچ وقت تاکید میکنم هیچ وقت عشق اولشون یادشون نمیره•
﮼نه‌تو‌آنی‌که‌همانی‌، نه‌من‌آنم‌که‌تو‌دانی!
آخرش حسرت آغوش تو حسرت گرفتن دستان تو حسرت دیدن از نزدیکت حسرت..... آری به دلم ماند حسرت داشتن تو:)
𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
دستهایی که در هم درآمیختند...
دستت را به من بده دست‌های تو با من آشناست به‌سانِ پرنده که با بهار…
من و دلتنگی و یک آه غلیظ از ته دل نکنم عکس تو را سیر تماشا چه کنم؟!
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ما بود ، دل آرام جهان شد در اول آسایش مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد زخمی به گل کهنه ما کاشت خداوند اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد آنگاه همان زخم همان کوره کوچک شد قله ی یک آه، مسیر فوران شد با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم یعقوب پسر دید ، زلیخا که جوان شد جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت گفتم بستان بوسه بده ، گفت گران شد یک عمر به سودای لبش سوختم و آه روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد یک حافظ کهنه، دوسه تا عطر، گل سر رفت و همه دلخوشی ام یک چمدان شد با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت مصداق همان وای به حال دگران شد
زندگی باید کرد ، گاه با یک دلِ تنگ.
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم،گریستم .
شبیه مه شده بودی . نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی تو را دید؛ تنها میشد در تو گم شد و همینطور هم شد .