یکی در حد پرستیدن دوستت داره ،
بعد به خودت میگی :
عه پس من پرستیدنی هستم ؟!
برم بنده های بهتری پیدا کنم ...
میری و میبینی
خبری از بنده منده نیست !
«تو» خدا نبودی ،
«اون» عاشقت بود ...
محبوبم .
اگه اومده بودی الان کوله پشتی میخریدیم باهم میرفتیم اربعین پیاده روی .😔😔
من تا حالا آدم مورد علاقهی کسی نبودم.
نه اونجوری که وقتی اسمم میاد، چشم کسی برق بزنه.
نه اونجوری که یکی تو دلش بگه: "ای کاش مال من بود."
همیشه یه چیزی کم بوده. یا شاید من زیادی بودم.
یه جاهایی سعی کردم خودم رو کوچیک کنم تا جا بشم تو دل کسی،
ولی دلی که از اول برام نباشه، چه فرقی میکنه چقدر تلاش کنم؟
آدم مورد علاقه نبودن یه جور خستگی داره...
یه جور دلتنگی بیصدا، یه جور بغض که هیچوقت ترک نمیخوره.
انگار همیشه فقط یه تماشاچی بودم؛
نگاه میکردم چطور بقیه رو انتخاب میکنن، چطور بقیه رو دوست دارن...
و من؟
من فقط یه عبورِ بیاثر بودم. یه مکثِ کوتاه تو داستان کسی.
اما شاید یه روزی،
یه نفر بیاد که وقتی نگام میکنه،
حس کنم که دیده شدم، خواسته شدم، دوست داشته شدم...
نه به خاطر اینکه نقش بازی کردم،
بلکه فقط چون «منم».