محبوبم .
اگه اومده بودی الان کوله پشتی میخریدیم باهم میرفتیم اربعین پیاده روی .😔😔
من تا حالا آدم مورد علاقهی کسی نبودم.
نه اونجوری که وقتی اسمم میاد، چشم کسی برق بزنه.
نه اونجوری که یکی تو دلش بگه: "ای کاش مال من بود."
همیشه یه چیزی کم بوده. یا شاید من زیادی بودم.
یه جاهایی سعی کردم خودم رو کوچیک کنم تا جا بشم تو دل کسی،
ولی دلی که از اول برام نباشه، چه فرقی میکنه چقدر تلاش کنم؟
آدم مورد علاقه نبودن یه جور خستگی داره...
یه جور دلتنگی بیصدا، یه جور بغض که هیچوقت ترک نمیخوره.
انگار همیشه فقط یه تماشاچی بودم؛
نگاه میکردم چطور بقیه رو انتخاب میکنن، چطور بقیه رو دوست دارن...
و من؟
من فقط یه عبورِ بیاثر بودم. یه مکثِ کوتاه تو داستان کسی.
اما شاید یه روزی،
یه نفر بیاد که وقتی نگام میکنه،
حس کنم که دیده شدم، خواسته شدم، دوست داشته شدم...
نه به خاطر اینکه نقش بازی کردم،
بلکه فقط چون «منم».
- یه چیزایی هست ك نمیدونی ؛
مثلِ اینکه در طی پنجاه سال آینده ، قراره کلی وعدههای غذایی خوشمزه بخوری ، یك عالمه با کلی از آدمهایی ك دوستشون داری طوری از ته دل بخندی ، داد بزنی ، جیغ بکشی ، بخونی ، گریه کنی و لبخند بزنی ك صورتت درد بگیره قراره زیباترین طلوعها و غروبهای خورشید رو ببینی ،
هوای تازه و خنك رو روی صورتت حس کنی و احساس گرما و امنیتی ك داخل کت زمستونهی مورد علاقهت داری ، قلب حساست رو امیدوار نگه داره باباجان !
تنها ملاکم واسه شخصیت آدما
وفاداری توی روزای سخت به حرفاییه که تو روزای خوب به همدیگه زدن.