ارغوان؟وقتی آمدم ، دگر از آن لب خندان و گیسوان بلند خبری نبود . فرد جدیدی را دیدم ارغوان ! پس آن ارغوان قبلی من کجاست؟
آنکه من دیدم ارغوانی ، پریشان بود .
ارغوانی با موهای کوتاه و گودی زیر همان چشمانی که میپرستیدمش .
ارغوان؟قرارمان این بود؟
مگر نگفتم اشک هایت شیشه ی عمر من است ؟
ارغوان؟وقتی آمدم بهم گفتی بروم .
می دانم کمی دیر کرده ام ارغوان :)
اما تو گفتی خیلی دیر کرده ام .
ارغوان؟من دلم تو را میخواهد ، همان ارغوان خندان ، همانی که میگفت : ابتهاج تو شیشه ی عمر منی ..
ارغوان؟مجبور به رفتن بودم اما قلبم ، امان از قلبم که گروی تو گذاشته بودمش .
دلنوشته ی 28 .
دوباره دیدمش ، با همون نگاهی که دل میبرد
همون نگاه پدر درارش ، ولی این سری دیگه سوی سابقه و نداشت ، با سردی تمام نگام میکرد ، بعد از چند دقیقه بی وقفه نگاه کردن به هم حرف زد بلخره حرف زد :میدونی تو برام چقد ارزش داشتی؟نه بخدا که نمیدونی
تولدم شد نیومدی ، مریض شدم نیومدی ، خوب شدم نیومدی ؛ نمره هامو ۲۰شدم نیومدی
موهام بلند شد نیومدی ، موهامو زدم بازم نیومدی ، گریه کردم نیومدی ، خندیدم نیومدی
تو هیچوقت نبودی من فکر میکردم بودیا ولی نبودی من چیزیو باور میکردم که خودم میخواستم ، تو خوبیا ولی برای من زیاد درد داشتی ، مراقب خودت باش
خداحافظ .
دلنوشته ی 26 .
- دکتر چه سِریه ك هر تابستون میای میشینی رو به روی ما و . .
شرح حال ازمون میخوای؟!
آزادمون کن بریم دکتر . .
چیه هر روز هی قرص قرص قرص .
و شب ك میشه هی پُک پُک پُک؟!
دکتر یه نسخه واس ما بپیچ مرخص بشیم بریم پی زندگی بعدیمون .
شاید منِ دنیای بعد قسمتش شد کنار اون باشه .
همه رو از دست خودمون شاکی کردیم از بس ك خوب نشدیم . .
و رفتیم یه لنگ پا واسادیم دمش تا بیاد یه نظر نیگا کنه .
ما هم دزدکی خط نگاهش رو بگیریم .
و بریم و برسیم به اون آقا قد بلنده مو مشکیه ك . .
از سر کوچه میاد سمتش و واسش دست تکون میده .
میگم این جدیدیه از همون جنتلمناییه ك دوست داشتی . .
اتو کشیده ، آق مهندس طور .
مثل ما دلقک نیست صبح تا شب بخندونتت .
میرسه دمت و زنگ خونه رو میزنه .
مام دلمون هری میریزه دست و پامون رو گم میکنیم .
اگه بگیم مرتیکه بد قواره میذارن رو حساب حسودیمون دکتر .
میگن چش نداشت بهتر از خودشو ببینه .
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی؟!
اصلا حسودم دکتر .
چش ندارم ببینم می با دیگران خورده است و با ما سر گِران دارد .
نمیتونم به این فکر کنم بدقواره جعلق مثل من بلده اونو .
همه میگن برو دنبال یه شغل آبرومند ول کن این حرفا رو .
خسته نشدی؟!
دکتر مگه میشه استعفا داد از دلِ دلبر؟!
هی میگن ول کن این بازی رو ك همیشه طرف بازنده اش تویی .
اینا چه میدونن دکی باخت کدومه ، برد کدومه؟!
اصلا بازنده شدن در برابرش ینی یه چیزایی درون آدم ارزش باختن و خراب شدن و انهدام داشته .
دکتر میگم خسته و کلافه ات میکنم هی میگم :
دکتر ، دکی؟!
سالی یه بار شده ویزیت ما بذار بگیم هرچی نگفتیم تو این یه سال .
بذار بگم هر چی افتاد تو بغلمون یا روغن داغ بود یا آب جوش .
بذار بگم ك همیشه هر وقت خواستم غذای مورد علاقه ام رو بخورم .
یا لپم رو گاز گرفتم یا غذا پرید تو گلوم .
یا همیشه خیلی زود رسیدیم ك هیچکس نیومده بود .
یا انقدر دیر رسیدیم ك همه رفته بودن .
همیشه هم حس یه بوکسور آماتور رو داشتیم ك انداخته بودنش تو رینگ قهرمان های جهان .
گارد گرفتن و نگرفتن کمکی به حالم نمیکرد .
میگم دکتر از صمد چه خبر؟!
دیگه نمیاد اینجا؟!
همین اتاق بغلی بودا .
مرخصش کردید رفت؟!
اونی ك شما دیدید فرهاد بود اونی که من دیدم صمد بود .
صمد همون فرهاده ك کوبیدن ولی نساختنش .
پاییز چند سال پیش بود رفیق شدیم .
صمد همیشه میگفت خواب سراب تشنه هاس .
یه روز خیلی کفری بود سرمون داد زد گفت زمونه ملاحظه بیقراریت رو نمیکنه بفهم .
مام سعی کردیم بفهمیم اما سخت بود .
نمیشد .
بهش گفتیم آقا این دنیا ك نشد ما رو با اونا ك میفهمن قسمت کنن .
عاقل شدنمون باشه قسمت منِ دنیای بعد شاید اون دنیا به کارم اومد .
صمد همیشه خدا بیدار بود .
پادشاه جغدها بود .
الان کجاس نکنه قدِ همه اون بیدار موندناش الان خوابیده؟!
دکتر اشتباهی مرخصش کردید اون خوب نشده .
الان ما چجوری به دلمون حالی کنیم ك اشتباهی شده؟!
حیف از تو صمد .
حیف از دلت .
حیف از صمیمیت بینتون ك هیچوقت مجال عشق پیدا نکرد .
حیف از دوست داشتنت ك ادامه نداشت .
حیف از دستات ك سهمش از زمستون شد جیب پالتویی ك برات به یادگار مونده :))!🧡'🔓'💭
- علی والی
- دیروز ك تو اتوبوس نشسته بودم . .
صندلی پشت سرم یه آقایی داشت با گوشی حرف میزد .
و بین حرفهاش گفت :
من گرفتارم حاجی . .
یکم با من راه بیاین .
داشتم فکر میکردم گرفتاری ك فقط مالی نمیتونه باشه . .
مثلا من خودم الان گرفتارم .
گرفتار غم ، گرفتار زخمهای گذشتم . .
گرفتار احساساتی ك نمیتونم رهاشون کنم .
کاش یکمی با من راه بیاین :)))!