ازم پرسید: آدمی رو داری که وقتی از زندگی خسته شدی تو رو دوباره به زندگی برگردونه؟
من از تو براشون گفتم. =)))
ببین منو!
هروقت، هرجا، تو هرشرایطی، تهدلت خواستی کاری رو انجام بدی(با در نظر گرفتن اینکه اون کار و اون حرکت، به کسی آسیبی نمیزنه و تنها به خودت و زندگی خودت برمیگرده.) یکلحظه چشمهاتو ببند، و به این فکر کن که اگر هیچ آدمی تو این جهان نبود و تنها تو بودی، باز هم اونکار رو میکردی؟ اگر جوابت «آره» بود، صدمثانیهای هم حتی برای انجام دادنش درنگ نکن. خب؟
به خودت بچسب و به خودت فکر کن و با خودت کِیف کن. بس بوده هرچقدر آدمهای دیگه رو،تو زندگی خودت، محترمتر از خودت دونستی. عزیزتر از خودت دونستی. خوشیمنتر از خودت دونستی. مقدستر از خودت دونستی. دیگه بس. دیگه کافیه. دیگه تموم.
• ماهبُد >
اون لحظه که با نیشِ باز گوشیو قفل میکنی میذاری روی شکمت و با لبخند خیره میشی به سقف >>>
میخوام تو زندگی بعدیم یه آهنگ باشم ، یه آهنگ که تو هیچوقت پاکش نکنی.
• دخترک دلتنگ >
نگرانم نیستی که شبی در انتظار آمدن تو کنار پنجرهی اتاقک تنگ و تاریکم نفس کشیدن را فراموش کنم؟
لابه لای خندههای جمع یادت میکنم؛
خیره ماندنها، به نقشِ روی قالی ساده نیست ..