📌فقط کافیه وارد لینک زیر بشید
و فرم اطلاعات رو تکـــمیل کنید👇
✅جهت شرکت در
😍عیدانه کافه کتاب رهتاب😍
وارد لینک زیر شوید:👇
💌 https://digiform.ir/w23ccb61c
💌https://digiform.ir/w23ccb61c
همین امشب قرعهکشی داریم و
به سه نفر از عزیزان هدیه اهدا میشه😍🌱
دوتا کتابِ مناسبتی امروز داریم
برای دو گروه سنی متفاوت😎
📗 مُهرهٔ مهربان (ویژه کودکان) :
چهارمین کتاب از مجموعه ۱۴ خورشید هست که به طور ویژه امام حسن مجتبی ؏ به کودکان معرفی میکند☘
📙 حاء سین نون (ویژه جوانان و نوجوان):
روایتی است از زندگانی امام حسن مجتبی ؏ ، در بستر زمانی شهادت حضرت امیر و آغاز خلافت امام تا شهادت ایشان با محوریت موضوع صلح🍀
#معرفی_کتاب #کتاب_کودک
#کافه_کتاب_رهتاب
@Caffeerahtab
کافه کتاب رهتاب📚☕️
📌فقط کافیه وارد لینک زیر بشید و فرم اطلاعات رو تکـــمیل کنید👇 ✅جهت شرکت در 😍عیدانه کافه کتاب رهتاب😍
⏰برای شرکت در طرح عیدآنه امروز ، فقط تا ساعت ۲۰ امشب فرصت دارید⏳
ببینیم عیدیها قسمت چه عزیزایی میشه😍❤️
مطالعهٔ کتآب اندیشیدن با ذهن دیگریست...🧠
#انگیزشی
سلام از هشتمین روز بهار🌱
حال دلتون سبزِسبز💚
📸
سه تا #عکس_نوشت آوردیم براتون !😍
.
سعی داریم ذهن یه نویسنده خوش ذوق رو
با کتآب فوق العاده
#رویای_نیمه_شب
.
بهتون هـــــــــــدیـــــــــــه بدیم !🌱
با خوندن این رُمان
وقتت هَدَر نمیشه...🖐🏻👀
.
خوشـــــــــــبختــــــــــانه
نیازی نیست به امانت گرفتن
یا خـــــــــــریـــــــــــدنِش
.
چون ما با طرح
#رمانک
رایگان در اختیارت قرار میدیم !
.
رآستی🥱
هنوز اول راهیم
پس زود به ما ملحق شو
که قراره یه رُمان با بهترین ژانر بخونیم !
.
😎
قِسمت جدید امشب قرار داده میـــــــــــشه !
.
اگه تازه به ما پیوستی از اینجا شروع کُن👇🏻
🖇قسمت اول
📚رویای نیمه شب
1⃣1⃣قسمت یازدهم
خیلی از مشتری ها خود را آشنا معرفی می کردند تا تخفیف بگیرند. پوزخندی زدم و به کارم ادامه دادم. آشنا به نظر نمی رسیدند. حسابدار پیاله مرواریدها را برداشت و توی صندوق بزرگ آهنی گذاشت و درش را قفل زد. روی صندوق، تشک کوچکی بود. حساب دار روی آن نشست. پدر بزرگ از زن پرسید: «اهل حله اید؟»
زن سری تکان داد و خیلی آهسته خندید.
من همسر ابو راجح حمامی هستم.
هر دو خشکمان زد. پدر بزرگ به سرفه افتاد و با خنده گفت :《به به! چشم ما روشن! خیلی خوش آمدید! چرا خبر نکردید که تشریف می آورید؟ چرا از همان اول، خودتان را معرفی نکردید تا ما با احترام از شما استقبال کنیم؟ خجالت مان دادید. بی ادبی نشده باشد؟ خواهش می کنم درباره رفتار ما چیزی به دوست و برادرم ابو راجح نگویید!》
این قدر شرمنده مان نکنید.
باور کنید دست و پایم را گم کردم. دارم خواب می بینم که همسر ابوراجح به مغازه ما آمده اند! ممنونم که ما را قابل
دانسته اید. لابد آن خانم رشید و باوقار، ریحانه خانم هستند.
درست حدس زدم؟
مادر اندکی به طرف دخترش چرخید و گفت: «بله»
#رمانک #کافه_کتاب_رهتاب
@Caffeerahtab
🌅🌆
ــــــغُروب؟
ــــــنام شایستهتری میشناسَم !
ـــــــبَدرقه خورشید توسط ستارهها در پَهنه نارنجی آسمان...
🖇؛
#عصرآنه🌤 #کافه_کتاب_رهتاب
@Caffeerahtab
🇷🇺Привет(Privyet)
ـــــاِمـــــروز قَــــــــــراره اَز مَحصولآتمون بِگَم برآتون !😌
.
ـــــــــــــریلز اِمروزو ببین!👇
.
کـــــــــارهای فــــانتـــزی و شیـــــکمون اونجاست !😍
.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
●|😍🌱✨|●
محصولات خوشگل کافه
که کلـــــی طرفدار داره🤩
✅نظرتو بهم بگو😍
💌 https://b2n.ir/f46848
#محصولات_فرهنگی #کافه_کتاب_رهتاب
@Caffeerahtab
عصر اولین روز هفتتون بخیر ...🌱
طاعاتتون قبول ..📿
انشالله نگاه ویژهی پدرمون باشه رزق این شبهامون...🤲
ماروهم ازدعای خیرتون بی نصیب نگذارید💐
بریم برای شروع برنامه امروز💪😎
✅موافقید زود به زود قسمت های جدید #رمانک رو منتشر کنیم؟؟
📌نظرتو اینجا بهم بگو👇
💌 https://digiform.ir/w1f9a51c9
خودم موافقم🙋♀
حتما حتما نظراتتون رو ثبت کنید🌱👆
📚رویای نیمه شب
2⃣1⃣قسمت دوازدهم
ریحانه آهسته سلام کرد و سرش را پایین انداخت. باورم نمی شد آن قدر بزرگ شده باشد.
علیک السلام دخترم! عجب قدی کشیده ای! خدا حفظت کند! انگار همین دیروز بود که دست در دست هاشم ،سراسیمه وارد مغازه شدید و گفتید:《 مرد کوتوله شعبده بازی گفته اگر سکه ای بدهیم، شتری را توی شیشه می کند.》
پدر بزرگ خندید. نگاه شرم آگین من و ریحانه لحظه ای به هم گره خورد. این هم هاشم است. می بینید که او هم برای خودش مردی شده. خدا پدرش را رحمت کند! گاهی خیال می کنم پدرش این جا نشسته و کاغذ، سیاه می کند. با آن خدابیامرز مو نمی زند. اگر یک ساعت نبینمش، دلتنگ می شوم ! ببینید چطور مثل دخترها خجالتی است و قرمز می شود! او دلش می خواست آن بالا توی کارگاه بنشیند و جواهر سازی کند، ولى من نگذاشتم. دلم می خواست پیش خودم، کنار خودم باشد. این طوری خیالم راحت است.
به مادر ریحانه سلام کردم. جواب سلامم را داد و به پدر بزرگ گفت: 《واقعاً که بچه ها زودتر از بوته کدو بزرگ می شوند. خدا برای شما نگه ش
دارد وسایه ی شما را از سر او وما کم نکند!》...
#رمانک #کافه_کتاب_رهتاب
@Caffeerahtab