eitaa logo
‌بَچِّه‌هِیئَتي
2.5هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
345 ویدیو
3 فایل
• مَـنْ مـاٺَ عَـلے حُـبِّ حَسَـــنْ ..(:¹¹⁸ @Sobhan_118 اگه کاری بود : - اتاقِ‌روضه: [ @hazine69 ] [ @fahvaykalam110 ] افاضاتِ‌قرآنی‌ِمن - 📍الحمدلله‌ساکن‌مشهدُالرِّضا . .
مشاهده در ایتا
دانلود
- یا راحِمَ الطِّفلِ الصَغیر ..
نه گریه نداره. این فقط یه پذیرایی ساده‌ست..
امشب تا مدت‌ها می‌تونم برای اون لحظه‌ای که فهمید بیرونِ خیمه چه خبره، ولی بیرون نیومد تا همسرش نشه؛ گریه کنم و زجه‌هام تموم نشه💔.
قدمی پیش می‌رفت و بعد به عقب باز می‌گشت، کمی می‌ایستاد، قدری خیمه را نگاه می‌کرد .. و دوباره زیر عبایش را . . بارالها ! . .؟!💔
‌بَچِّه‌هِیئَتي
- رباب دمِ در منتظره‌ .. پرده‌ی گوشه‌ی خیمه رو بالا داد دید آقا هی میاد سمتِ خیمه ، هی برمیگرده ..
‌ - قنداقه‌ غرقِ خونِ علي رو گرفته دورِ سرِ میگردونه‌ .. هی‌ میگه : * تو فقط غصه نخور ؛ صد به فدات ؛ اصلا دادمش، بلکه بگیری سپَرش گردانی💔(:...
هدایت شده از ‌بَچِّه‌هِیئَتي
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- چنین لطمه‌‌زنی میانِ مقامِ اصغرت مارا آرزوست .‌..!
تا ابد بابت اون دردی که پنهون کردی تا أبي‌عبدلله درد نکشه ، دردت به قلبَ‌م؛‌ حضرت‌رباب‌خاتون .
¹ * می‌گویند مادر وقتی به کودک ، شیره‌‌ی جانش را به او می‌بخشد، اما من تو را که شیر می‌دادم احساس می‌کردم. این تویی که به من می‌دهی، اگر در کربلا هزار بار جان دادم و ماندم؛ برای آن بود که در این هزار باز از تو بودم . .(((:
² * کاری ندارم به این‌که کسی باور می‌کند یا نه، اما وقتی شیر وارد دهانت می‌شد و اندکی از آن، از گوشه‌ی دهانت بیرون می‌ریخت، ذره ذره‌اش را ملائک به تبرک میان اهل آسمان تقسیم می‌کردند ..(((:
³ * از همان لحظه که پدرت قصد مکّه را به مقصد کوفه تبدیل کرد به مشامم رسید، از مکه تا کربلا؛ حنجره‌اَت درخشش دیگری برای مادر داشت ..💔((:
⁴ * من تا به حال شمشیر دست نگرفته‌ام، هم بلد نیستم، اما نمی‌دانم چرا وقتی که از مکه بیرون آمدیم، تورا که در آغوش می‌گرفتم، حسَ‌م این بود که در دست دارم .. و شعر را که می‌خواندم، گویی درحال تمرین ِرزمی جانانه‌ام ..(((: