https://eitaa.com/joinchat/3133670930Ced3822344b
فرار برای پس گرفتن چیزی که مال توعه
یه چیز مهمی که واسه توعه ازت گرفته شده و جای دوری برده شده،پنهانی نشونه ای پیدا میکنی و راه میوفتی و میری انباری ای که وسیله ت اونجاست
https://eitaa.com/angel112
نیاز به نفس کشیدن
لزوما به خاطر یه مشکل بزرگ فرار نکردی فقط حس کردی خونه برات خفه کننده شده و نیاز به فاصله داری
خیلی ساده یه روز از خونه میری بیرون و تصمیم میگیری فقط چندساعت دیرتر بری خونه و میری هرجایی که حس آزادی بده(کافه_مرکز خرید)
https://eitaa.com/joinchat/1624769258C2c0515bfcd
فهمیدی قراره اینترنت خونه برای یک ماه کامل قطع باشه پس مودم و یه کوله پشتی رو میزنی بغلت میری خونه دوستی که فیبر نوری داره
https://eitaa.com/WasCalm
میخواستی نویسنده شی و نیاز به تنهایی و فکر کردن زیاد داشتی گوشیتو برای مدت تقریبا طولانی ای خاموش میکنی، از در پشتی فرار میکنی میری دقیقا مکانی که بهش نیاز داری یعنی روستای دورافتاده
https://eitaa.com/haertbroken
قرار بر این شد که تو کل اتاقت رو خودت تنهایی جمع کنی، قبل از تمیزکاری میگی الان برمیگردم و برنمیگردی و میری با هدفونت توی پارک
https://eitaa.com/ddddil
میخوای خودت رو بدون وابستگی امتحان کنی و ببینی اون ورژن چه شکلیه با حداقل وسایل وقتی هیچکس خونه نیست از خونه میزنی بیرون و میری شهر ساحلی
https://eitaa.com/vivalavida505
حس کردی زندگیت خیلی یکنواخت شده و نیاز به یه هیجان بالا داری پس نیمه شب وقتی که ماه کامل بود از حیاط پشتی فرار میکنی میری کنار دریا
https://eitaa.com/Jima_xa
فرار برای امتحان ناپدید شدن
همیشه با خودت حس میکردی اگه یه روز نباشی چه کسایی واقعا دنبالت میگردن
با یه کوله پشتی از خونه میری و میری یه محله دور، جایی که کسی تورو نشناسه
https://eitaa.com/isla514
فرار بخاطر یه صدای ناشناس
چندین شب دم نیمه شب، از بیرون خونه زیر پنجره ی اتاقت صدایی میشنوی که انگار اسمت رو صدا میزنه،شب چهارم با یه چراغ قوه از خونه بیرون میزنی و میری دنبال صدا
@my_mahh
فرار برای زندگی کردن با یه اسم دیگه
از اسم و گذشته و زندگی و تصویری که همه ازت ساختن خسته شده بودی و مدتی برای خودت هویت جدید ساختی، حتی یه امضای جدید و رفتی تو یه شهر جدید
@tv_girll
داخل یه کتاب دست دوم نقشه ای پیدا میکنی که به یه مکان ناشناسی اشاره داره
فکر میکنی اگه توی خونه بمونی هیچوقت جرعت دنبال کردن نقشه رو پیدا نمیکنی کوله ی سبکی میبندی و میری دنبال همون نشان مبهم روی نقشه
@fahimehhh088
فرار برای تبدیل شدن به نسخه ای که توی دفترش راجب خودت نوشتی
سالها توی دفترت شخصیت خیالی نوشتی که آزاد و بی پرواعه و حالا میخوای اون شخصیت خودت بشی
با لباس هایی متفاوت تر از همیشه و دفترت از خونه خارج میشی و میری جایی که هیچکس از گذشتت خبر نداره