من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم برِ دوست؛
کنج هر دیوارش،دوست هایم بشینند آرام.
گُل بگو گل بشنو...
هر کسی میخواهد واردِ خانهی پر عشق و صفایم گردد؛
یک سبد بوی گُلِ سرخ به من هدیه کند.
شرط وارد گشتن شست و شوی دل هاست
شرط آن داشتنِ یک دلِ بی رنگُ ریاست...
بر درش برگ گُلی میکوبم،روی آن با قلمِ سبز بهار...
مینویسم ای یار!
خانهی ما اینجاست:)
بحث انتخابه وگرنه هیچکس اونقدر افسرده
نیست،اونقدر درگیر نیست،اونقدر سرش شلوغ
نیست که نتونه حواسش به تو باشه.