https://eitaa.com/isla514
فرار بخاطر یه صدای ناشناس
چندین شب دم نیمه شب، از بیرون خونه زیر پنجره ی اتاقت صدایی میشنوی که انگار اسمت رو صدا میزنه،شب چهارم با یه چراغ قوه از خونه بیرون میزنی و میری دنبال صدا
@my_mahh
فرار برای زندگی کردن با یه اسم دیگه
از اسم و گذشته و زندگی و تصویری که همه ازت ساختن خسته شده بودی و مدتی برای خودت هویت جدید ساختی، حتی یه امضای جدید و رفتی تو یه شهر جدید
@tv_girll
داخل یه کتاب دست دوم نقشه ای پیدا میکنی که به یه مکان ناشناسی اشاره داره
فکر میکنی اگه توی خونه بمونی هیچوقت جرعت دنبال کردن نقشه رو پیدا نمیکنی کوله ی سبکی میبندی و میری دنبال همون نشان مبهم روی نقشه
@fahimehhh088
فرار برای تبدیل شدن به نسخه ای که توی دفترش راجب خودت نوشتی
سالها توی دفترت شخصیت خیالی نوشتی که آزاد و بی پرواعه و حالا میخوای اون شخصیت خودت بشی
با لباس هایی متفاوت تر از همیشه و دفترت از خونه خارج میشی و میری جایی که هیچکس از گذشتت خبر نداره
https://eitaa.com/joinchat/226493172C777adf4564
فرار برای دیدن طلوع از جای ممنوعه
از بچگی توی شهرت جایی برای دیدن طلوع افتاب بوده که همیشه گفتن نباید تنهایی برای اونجا، صبح زود قبل از بیدار شدن بقیه راهی میشی اونجا برای دیدن طلوع
@Minyoongii
فرار برای یه شب کاملا آزاد
نه به خاطر دعوا ، فشار یا هرچیز دیگه
میخوای یک بار بدون اجازه و برنامه زندگی کنی
دم غروب آفتاب وقتی خونه شلوغه از خونه میری بیرون و تمام شهر از خیابونای خلوت تا ساختمون هارو میگردی
https://eitaa.com/joinchat/3964601507C9bb706fa64
فرار چون فکر میکردی خونه تورو پس میزنه
مدتی بود که هربار وارد خونه میشدی حس میکردی همه چیز غریبه تر میشه و اونجا دیگه همون "خونه" ی تو نیست
یه شب که عجیب تر از شب های قبل بود و هیچ چیزی سرجایش نیست تصمیم به رفتن میگیری و میری جای بچگیت یا جایی که قبلا حس میکردی بهش تعلق داری