eitaa logo
از چالش تا موفقیت
2 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
۳. جهانی شدن دستمزدها همراه با جهانی شدن قیمت‌ها: پیگیری افزایش حقوق و دستمزدها متناسب با تورم واقعی، به‌عنوان مکمل ضروری این سیاست‌ها. ۴. سخت‌گیری قضایی و نظارتی: مصادره و فروش دارایی‌های احتکارشده و برخورد قانونی با قاچاقچیان و سوءاستفاده‌کنندگان از ارز و کالای دولتی، به عنوان نشانه‌ای عینی از عزم جدی دولت. ۵. مدیریت هوشمندانه بازار: اعلام نرخ‌های شاخص از طریق رسانه‌های معتبر ملی برای کاهش نوسان‌سازی و ایجاد ثبات. نتیجه‌گیری: اصلاح اقتصادی بدون همراهی و آگاهی مردم ممکن نیست. وظیفه‌ی رسانه و نخبگان، افشای بازیگران پشت پرده‌ی اغتشاش و روشن‌سازی پیوند منافع آنان با بازگشت رانت است. مردم ایران، با درک این نقشه و با مطالبه‌گری هوشمندانه برای «تکمیل اصلاحات» و «جبران واقعی قدرت خرید»، می‌توانند اجازه ندهند اعتراض برحقشان، ابزار دست شبکه‌های فاسد قدیم و دشمنان خارجی شود. این مسیر، اگر با خرد جمعی و درک صحیح از بازیگران میدان طی شود، می‌تواند به ثباتی پایدار و عادلانه‌تر در اقتصاد ملی بیانجامد. با انجام موفق اصلاحات اقتصادی به شرح فوق، وضعیت معیشت مردم ایران با دریافت یارانه و کالابرگ بهبود یافته اما وضعیت معیشت اتباع خارجی با افزایش قیمت ها و عدم دریافت یارانه و کالابرگ به شدت تضعیف خواهد شد و در کوتاه مدت ایران را ترک خواهند کرد و با مهاجرت اتباع وضعیت اشتغال و نرخ دستمزد کارگران ایرانی نیز بهبود خواهد یافت. بنابراین به طور کلی می توان نتیجه گیری نمود که در صورت پرداخت عادلانه دستمزد، یارانه و کالابرگ به مردم، در کوتاه مدت تغییرات اقتصادی به نفع مردم کشور خواهد بود.
سلام آیا اعتراضات و اغتشاشات ادامه خواهد داشت؟ عوامل اقتصادی که به ناآرامی‌های اجتماعی منجر می‌شود را می‌توان در چند حوزه اصلی تحلیل کرد. این تحولات معمولاً نتیجه ترکیبی از فشارهای معیشتی، سیاست‌های اقتصادی و نارضایتی‌های سیاسی است. عوامل اصلی محرک نارضایتی ۱· کاهش ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته: ارزش ریال ایران در اواخر سال ۲۰۲۵ کاهش تاریخی را تجربه کرد. این کاهش ارزش پول، به افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها به ویژه برای کالاهای اساسی مانند مواد غذایی و دارو منجر شده است. تورم سالانه تا حدود ۴۲.۲٪ و تورم نقطه‌به‌نقطه تا ۵۲.۶٪ نیز گزارش شده است. ۲· تأثیر مستقیم بر معیشت: برای بسیاری از خانوارها، هزینه‌های اولیه غذایی می‌تواند کل درآمد ماهانه را به خود اختصاص دهد. قیمت موادی مانند روغن خوراکی، گوشت و تخم‌مرغ پس از سیاست‌های اخیر چند برابر شده است. ۳· سیاست‌های اقتصادی خاص: تصمیم دولت برای حذف ارز ترجیحی (دلار ۲۸۵۰۰ تومانی) و حرکت به سمت تک‌نرخی کردن ارز، یکی از محرک‌های مستقیم اعتراضات اخیر بود. اگرچه هدف از این کار مبارزه با رانت و فساد اعلام شد، اما اثر آن به صورت شوک تورمی ناگهانی و افزایش قیمت کالاهای وارداتی به مردم منتقل شد. ۴· عوامل ساختاری و بین‌المللی: اقتصاد ایران برای دهه‌ها تحت تأثیر تحریم‌های بین‌المللی، کاهش درآمدهای نفتی، فساد اداری و سوء مدیریت قرار داشته است. این عوامل، توانایی دولت برای ارائه راه‌حل‌های پایدار و جبران سریع شوک‌های قیمتی را بسیار محدود کرده است. تبدیل مطالبات اقتصادی به ناآرامی اجتماعی ۱· گستردگی نارضایتی: این اعتراضات برخلاف برخی موج‌های قبلی، طبقات مختلف اجتماعی از جمله بازاریان، کسبه، دانشجویان و کارگران را در بیش از ۲۰ استان دربرگرفته است. حضور قشرهای سنتی‌تر جامعه، نشان‌دهنده عمق فشار اقتصادی است. ۲· تبدیل به اعتراض سیاسی: به گفته تحلیلگران، در فضای بی‌اعتمادی و ناکارآمدی حکمرانی، مطالبات معیشتی به سرعت به انتقاد از کلیت نظام سیاسی تبدیل می‌شود. شعارها در مواردی فراتر از مسائل اقتصادی رفته و با هدایت شبکه های معاند صهیونی- امریکایی، شعارها شخص اول نظام را هدف گرفته است. ۳· واکنش امنیتی و سرکوب: گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان از گاز اشک‌آور و خشونت استفاده کرده‌اند. با هدایت دشمنان خارجی، عده ای از تروریست های آموزش دیده، از اعتراضات مردمی سوءاستفاده نموده و اعتراضات را اغتشاش تبدیل نمودند و در این شرایط نظام مجبور به سرکوب شده و این سرکوب می‌تواند چرخه معیوبی ایجاد کند که نارضایتی را تشدید می‌کند. واکنش دولت و چشم‌انداز دولت برای مدیریت بحران، مجموعه‌ای از اقدامات کوتاه‌مدت و بلندمدت را در پیش گرفته است: ۱· اقدامات کوتاه‌مدت: به رسمیت شناختن اعتراضات، وعده گفت‌وگو با معترضان، تغییر رئیس بانک مرکزی و معرفی طرح کالابَرگ الکترونیک برای جبران بخشی از قدرت خرید. ۲· اقدامات بلندمدت ادعایی: ادامه سیاست تکنرخی کردن ارز و هدف‌گیری رانت‌خواران، با این استدلال که در بلندمدت به نفع اقتصاد کشور است. ۳· چالش‌های پیش رو: با وجود این اقدامات، بسیاری از کارشناسان معتقدند تغییر چهره‌ها یا طرح‌های ضربتی، بدون اصلاحات ساختاری عمیق سیاسی و اقتصادی و حل مسئله تحریم‌های بین‌المللی، نمی‌تواند بحران را به طور پایه‌ای مهار کند. موفقیت طرح کالابَرگ نیز به توزیع عادلانه و جلوگیری از ایجاد کمبود جدید در بازار بستگی دارد. به طور کلی در حال حاضر قیمت بسیاری از کالاهای اساسی مورد نیاز مردم در ایران با سایر کشورهای منطقه و جهان برابر است ولی اختلاف فاحشی در نرخ پرداخت دستمزدها و قدرت خرید مردم در ایران با سایر کشورهای جهان وجود دارد. این شکاف بزرگ بین قیمت و نرخ دستمزد، باعث کاهش قدرت خرید مردم و فقر عمومی شده است. دولت برای کاهش این شکاف از دو راه حل موقتی پرداخت یارانه و کالابرگ استفاده نموده است، اما این اقدام دولت موثر نیست و این شکاف بین هزینه ها و درآمد مردم با تورم های بی سابقه در حال رشد است. از سوی دیگر نیز دولت حاضر نیست نظام حقوق و دستمزد را اصلاح و افزایش حقوق را بر مبنای هزینه های زندگی مردم تغییر دهد. بنابراین، تبدیل اصلاحات اقتصادی به ناآرامی، نشانه انباشت فشارهای اقتصادی مزمن، ناکارآمدی مدیریتی و شکاف عمیق اعتماد بین حکومت و قشرهای وسیعی از جامعه است. تا زمانی که اعتمادسازی مؤثر و بهبود محسوس در معیشت روزمره مردم ایجاد نشود، احتمال تداوم چرخه اعتراض و سرکوب وجود دارد.
مقایسه درآمد و قدرت خرید کارمندان در ایران با سایر کشورها: بسیار خب، بیایید این مقایسه را خیلی ساده و شفاف، بدون عدد و رقم پیچیده، تفسیر کنیم: 📉 ایران در مقایسه با جهان کجاست؟ تصور کنید حقوق یک کارمند متوسط ایرانی را روی یک نردبان درآمد جهانی قرار دهیم. او خیلی پایین‌تر از اکثر کشورهای دیگر ایستاده است. · در مقایسه با همسایگان: حقوق یک کارمند در ترکیه تقریباً ۵ برابر، در عربستان سعودی تقریباً ۸.۵ برابر و در امارات حدود ۱۴ برابر حقوق همتای ایرانی خود (با احتساب دلار) است. · در مقایسه با کشورهای پیشرفته (مثل اروپا یا آمریکا): این فاصله بسیار بیشتر می‌شود. متوسط درآمد در آن کشورها می‌تواند تا ۱۸ تا ۲۰ برابر بیشتر باشد. این یعنی آنچه یک کارمند آمریکایی یا اروپایی در یک ماه درآمد دارد، ممکن است معادل کل درآمد سالانه یک کارمند ایرانی باشد. 💰 عددها در زندگی واقعی چه معنایی دارند؟ مهم‌ترین نکته این است که درآمد بر اساس دلار به تنهایی گویا نیست، زیرا هزینه زندگی در کشورها متفاوت است. به این قدرت خرید می‌گویند. · ایران با نرخ دلار ساده: حقوق ماهانه حدود ۲۶۶ دلار است. این رقم به خودی خود بسیار پایین است. · ایران با تعدیل قدرت خرید (PPP): اگر هزینه‌های ارزان‌تر زندگی در ایران را در نظر بگیریم، این رقم به حدود ۱۲۵۳ دلار در ماه می‌رسد. این یعنی پول در ایران قدرتش بیشتر است، ولی... · اما واقعیت مهم: با این وجود، حتی با تعدیل قدرت خرید، درآمد ایران باز هم از کشورهایی مثل ترکیه، چین و عربستان کمتر است. یعنی نه‌تنها درآمد کلی پایین‌تر است، بلکه قدرت خرید یک کارمند ایرانی برای داشتن استانداردی مشابه همسایگانش نیز کافی نیست. 🧠 چرا این وضعیت به وجود آمده؟ چند دلیل اصلی پشت این اعداد وجود دارد: 1. تورم بسیار بالا: در ایران قیمت‌ها با سرعت زیادی بالا می‌رود (مثلاً حدود ۴۲٪ در سال ۲۰۲۵). بنابراین، حتی اگر عدد حقوق به ریال زیاد شود (مثل حقوق ۳۵ میلیونی که شما گفتید)، قدرت خرید افراد به سرعت کاهش می‌یابد. پول بیشتر، به معنای خرید توان بیشتر نیست. 2. کاهش شدید ارزش پول ملی (ریال): ریال در برابر دلار بسیار ضعیف شده است. این باعث می‌شود وقتی درآمد را به دلار می‌سنجیم (برای مقایسه جهانی)، رقم بسیار کوچکی به نظر برسد. 3. تحریم‌ها و شرایط اقتصادی: این عوامل رشد اقتصادی را محدود کرده و کسب درآمد ارزی برای کشور را سخت می‌کنند، که به طور غیرمستقیم بر درآمد مردم اثر می‌گذارد. 🏠 این اعداد در زندگی روزمره مردم چه تأثیری دارد؟ این آمار خشک، در واقعیت به معنای این است: · طبقه متوسط در حال کوچک شدن است و تأمین هزینه‌های اساسی مانند مسکن، بهداشت و آموزش برای بسیاری از خانواده‌ها به چالشی بزرگ تبدیل شده است. · خط فقر در حال بالا رفتن است، به طوری که طبق برخی برآوردها، یک خانواده شهری ممکن است برای گذران حداقلی زندگی به بیش از دو برابر متوسط حقوق عمومی نیاز داشته باشد. · فاصله درآمدی با دنیا در حال افزایش است، که می‌تواند فرصت‌های زندگی و پیشرفت را برای افراد، به ویژه جوانان، محدود کند. 💎 جمع‌بندی ساده به زبان خیلی ساده: یک کارمند متوسط ایرانی، نه‌تنها درآمد کمتری نسبت به اکثر کشورهای همسایه و جهان دارد، بلکه پول او در داخل کشور نیز قدرت خرید کافی برای یک زندگی استاندارد خوب را ندارد. این فاصله زیاد، نتیجه ترکیب تورم بالا، کاهش ارزش ریال و شرایط ویژه اقتصادی است. بنابراین، عدد بزرگی مثل «۳۵ میلیون تومان» در داخل ایران، وقتی برای مقایسه جهانی به دلار تبدیل شود، رقم ناچیزی خواهد بود و نمیتواند نشان‌دهنده رفاه بالا باشد.
سلام. قیمت یک کیلو گوشت گوسفندی مرغوب در ایران ۲۲۰۰۰۰۰تومان، قیمت یک کیلو شیر ۵۲۰۰۰ تومان، قیمت یک لیتر روغن خوراکی ۲۰۰۰۰۰ تومان و قیمت یک کیلو تخم مرغ ۲۰۰۰۰۰ تومان است. قیمت این کالاها را در ایران را با برخی از کشورهای اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا مقایسه نمودیم. با فرض نرخ دلار 130،000 تومان، قیمت کالاهای مورد نظر در ایران به شرح زیر است: · گوشت گوسفند مرغوب: 2،200،000 تومان = 16.92 دلار · شیر: 52،000 تومان = 0.40 دلار · روغن خوراکی: 200،000 تومان = 1.54 دلار · تخم‌مرغ: 200،000 تومان = 1.54 دلار این نرخ ارز که توسط منابعی مانند یورونیوز نیز به عنوان یک رکورد تاریخی گزارش شده، تأثیر مستقیمی بر تحلیل جدید دارد. 📊 مقایسه قیمت‌ها با سایر کشورها در این قسمت قیمت هر کالا در ایران با چند کشور دیگر مقایسه شده است. اعداد تقریبی و بر اساس نرخ‌های فعلی بازار هستند. گوشت گوسفند (برای هر کیلوگرم) · ایران: 16.92 دلار · ترکیه: 21.5 - 36 دلار (716 تا 1200 لیر) · آلمان: 15 - 28 دلار (14-26 یورو) · امارات: 15 - 25 دلار (55-92 درهم) · ایالات متحده (گوشت گاو): حدود 11.9 دلار (بر اساس میانگین گزارش جهانی) شیر (برای هر لیتر) · ایران: 0.40 دلار · ترکیه: 0.95 - 1.62 دلار (31-53 لیر) · آلمان: 0.90 - 1.30 دلار (0.85-1.20 یورو) · ایالات متحده: 1.92 دلار · میانگین جهانی: 1.45 دلار روغن خوراکی (برای هر لیتر) · ایران: 1.54 دلار · ترکیه: 3.12 - 7.65 دلار (102-250 لیر) · آلمان: 2.50 - 4.00 دلار (2.30-3.70 یورو) · ایالات متحده: 3.69 دلار · میانگین جهانی: 2.52 دلار تخم‌مرغ (برای هر کیلوگرم) · ایران: 1.54 دلار (معادل حدود 0.95 دلار برای هر دوجین) · ترکیه: 1.70 - 3.50 دلار (تخمین بر اساس قیمت خرده‌فروشی) · آلمان: 2.50 - 4.00 دلار (2.30-3.70 یورو) · ایالات متحده: حدود 3.20 دلار (معادل 2.67 دلار برای هر دوجین) · میانگین جهانی: حدود 2.77 دلار (معادل 2.31 دلار برای هر دوجین) 💡 تحلیل و تفسیر نتایج با در نظر گرفتن نرخ 130،000 تومانی دلار، تحلیلی متفاوت از قبل به دست می‌آید: 1. تغییر چشمگیر در قیمت نسبی: · قیمت شیر، روغن و تخم‌مرغ ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها و حتی میانگین جهانی پایین‌تر به نظر می‌رسد. · با این حال، قیمت گوشت گوسفند ایران (16.92 دلار) همچنان از کشورهایی مانند آمریکا (با قیمت متوسط گوشت گاو 11.9 دلار) بالاتر است. این قیمت در ترکیه به دلیل تورم بالا می‌تواند حتی بیشتر از ایران باشد. 2. نکته کلیدی: قدرت خرید و درآمد: · مقایسه واقعی فقط با در نظر گرفتن درآمد سرانه (متوسط درآمد ماهانه به دلار) معنا پیدا می‌کند. · ایران: درآمد سرانه ماهانه حدود 300-400 دلار. · آلمان: درآمد سرانه ماهانه حدود 4500 دلار. · ایالات متحده: درآمد سرانه ماهانه حدود 5500 دلار. · با این حساب، هزینه خرید یک کیلوگرم گوشت گوسفند برای یک شهروند ایرانی معادل درآمد 1.5 تا 2 روز کار است، در حالی که این میزان برای یک شهروند آلمانی یا آمریکایی معادل درآمد کمتر از نیم روز کار است. 3. جمع‌بندی: · بر اساس نرخ دلار 130،000 تومان، قیمت دلاری کالاهای اساسی مانند شیر، روغن و تخم‌مرغ در ایران بسیار پایین و حتی کمتر از میانگین جهانی است. · اما قیمت گوشت (به ویژه گوشت گوسفند) همچنان بالاست و فشار اصلی بر سبد غذایی را تشکیل می‌دهد. · مسئله اصلی، شکاف عمیق بین این قیمت‌ها و درآمد پایین سرانه به دلار است که باعث کاهش شدید قدرت خرید و فشار معیشتی بر خانوارهای ایرانی می‌شود.
ســـــلام ✋ 🌾 صبح زیبای 🌸 زمستونی تون بخیر 🌾دلتـون پـر ازطــــــــراوت 🌸دستتــــــــون پـر ازسخاوت 🌾شـادیتــــــــون بی نهایـت 🌸زندگیتون پـــــــــر از بـرکت 🌾و روز و روزگارتـون 🌸پـر ازشـــــــــادی درکنارعــــــــزیزانتون 🌾 روز تون زیبـا وپر از موفقیــــــــت
❌نبــرد روایت‌ها و ذهن‌هــا 🔹مقامات آمریکا در روزهای اخیر بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده‌اند اما یک سوال این است که حمله آمریکا اگر قطعی باشد با چه چیزی بنا است انجام شود؟ 🔹آمریکا سال‌هاست تلاش می‌کند ایران را با «تصویر جنگ» بترساند؛ با ناو، تهدید نظامی، بحث تجزیه، ترور مقامات و انواع سناریوهای امنیتی. به‌صورت مستمر فضای رسانه‌ای را با اخبار تحرکات نظامی‌اش اشباع می‌کند تا ذهن جامعه ایران را آشفته و ناآرام نگه دارد. 🔹در این میان، شبکه‌هایی مثل اینترنشنال بدون وقفه و نفس‌گیر، مدام از «حمله قریب‌الوقوع» می‌گویند: ناو آمد، ناو ایستاد، ناو سوخت‌گیری کرد، ناو آماده عملیات شد؛ هواپیما نشست، تجهیزات منتقل شد، تصاویر پرواز منتشر شد و حتی پا را فراتر گذاشته و از «لیست اهداف نهایی» صحبت می‌کنند. 🔹اما بیایید یک لحظه فرض کنیم که واقعاً جنگی رخ دهد. همین چند ماه قبل، ایران در یک درگیری واقعی، اسرائیل را ـ با همه ادعاهایش ـ به عقب‌نشینی وادار کرد. حالا ناو آمریکایی در بهترین حالت چیست؟ نهایتاً معادل یک پادگان شناورِ مجهز. آیا واقعاً می‌خواهند کشوری مثل ایران را با یکی دو پادگان نظامی تهدید کنند؟ 🔹اسرائیل، با آن همه تجهیزات پیشرفته و با وجود داشتن سرزمین اشغالی در منطقه که امکان مانور زمینی محدود هم به آن می‌داد، نتوانست حتی دو هفته در برابر ضربات ایران دوام بیاورد. حالا یک ناو آمریکایی قرار است چه کار متفاوتی انجام دهد؟ 🔹چه تجهیزی روی این ناوها نصب شده که اسرائیل از آن برخوردار نبود؟ 🔹واقعیت این است که کافی‌ست اولین موشک ایرانی، نشانی از خود روی بدنه یکی از این ناوها بگذارد؛ همان یک تصویر، آمریکایی‌ها را دهه‌ها به عقب برمی‌گرداند. آمریکایی که سلطه‌اش بر جهان بیش از آنکه با جنگ واقعی باشد، با «تصویرسازی از قدرت» شکل گرفته، در صورت خدشه‌دار شدن این تصویر، ضربه‌ای حیثیتی و جبران‌ناپذیر خواهد خورد. 🔹یمن را به خاطر بیاورید. کاری که یمنی‌ها با آمریکا کردند فراموش شده؟ ناو هواپیمابر «هری ترومن» چنان از منطقه عقب‌نشینی کرد که حتی یک تصویر شفاف برای اثبات سالم بودنش هم منتشر نشد. 🔹بله، در هر جنگی ضربات متقابل اجتناب‌ناپذیر است، اما باید واقع‌بین بود: جنگ با ایران برای آمریکا پرریسک، پرهزینه و با احتمال پایینِ دستیابی به نتیجه مطلوب است. 🔹با این حال، تحرکات نظامی آمریکا و برخی ادعاهای ترامپ باعث شده تصور «شروع جنگ» در ذهن بخشی از جامعه شکل بگیرد. اینکه جنگ می‌شود یا نه، محل بحث است؛ اما آنچه روشن است این است که دلایل جدی و محکمی وجود دارد که آمریکا را از آغاز جنگ علیه ایران بازمی‌دارد. 🔸نکته مهم‌تر اینجاست که نباید از پروژه اصلی آمریکا غافل شویم: پروژه «فرسوده‌سازی با ترس و خشم». 🔸هدف اصلی، فروپاشی ذهنی است. آمریکا می‌خواهد ذهن ایرانی خسته شود؛ نگران، مضطرب، فرسوده و ناامید. هم نسبت به امنیت کشور دچار ترس شود و هم نسبت به آینده اقتصادی خود احساس بن‌بست کند. این وضعیت، گاهی حتی از خود جنگ خطرناک‌تر است. جنگ سخت برای آمریکا هزینه بالایی دارد، اما «استهلاک ذهنی» سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و به‌مراتب پرسودتر است. حتی اگر احتمال جنگ را هم بدهیم، باید بدانیم پروژه فرسایش روانی، قطعی و در حال اجراست و دقیقاً همین پروژه است که باید خنثی شود. 🔸راهکار اصلی، روایت واقعی میدان است؛ روایتی که نشان دهد آمریکا و اسرائیل پس از بیش از ۲۰ سال آماده‌سازی برای تقابل با ایران، در یک نبرد ۱۲روزه شکست خوردند و خودشان درخواست آتش‌بس دادند. بعد از جنگ هم با فشار مضاعف بر معیشت مردم تلاش کردند شکاف میان مردم و نظام ایجاد کنند، اما باز هم مردم ـ با وجود مشکلات اقتصادی و ضعف‌های داخلی ـ با درک شرایط و برای جلوگیری از تداوم ضربات دشمن، وارد میدان شدند و نتیجه چه شد؟ باز هم عقب‌نشینی آمریکا. 🔸این واقعیت‌ها باید گفته شود؛ شفاف، مستند و مداوم. چون نبرد امروز، پیش از آنکه نظامی باشد، نبرد روایت‌ها و ذهن‌هاست. بنابراین دشمن قصد داره اول ملت ایران رو خسته و ضعیف کنه، اگر موفق شد مقاومت و اتحاد ملت رو‌ درهم بشکنه؛ بعدش حمله کنه. هوشیار باشیم.