چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔸اینبار کانال و سایت چمدان آبی(دانشنامه دزفول) شما را به محلات دزفول برده و آنها را به شما معرفی می
📝 با محلات قدیمی دزفول بیشتر آشنا شویم بیاد روزگاری که پدران و مادران ما در این محله ها زندگی میکردند.
🔹معرفی محلات قدیمی در سایت و کانال چمدان آبی ⬇️
🔹( محله ی سیاهپوشان )
✍ در اوایل حمله ی ویرانگرانه ی تیمور گورکانی هنگامیکه این امیر سفاک و خونریز از سرکوبی آموریان برمیگشت زمانی که با کشتی از آبهای آمور که رود بزرگی بین سیبریا و منچوری بود می گذشت به ناگاه تازیانه ی مرصع او که مورد علاقه ی شدیدش بود به درون آب افتاد ملوانان و ملازمان کار آزموده به آب پریدند ولی هر چه بیشتر گشتند کمتر پیدا کردند تیمور لنگ(۷۴۸-۷۸۳ خورشیدی) از این پیشامد نگران شد و آن را به فال بد گرفت. در این حال سید ژنده پوشی که تشویش و نگرانی تیمور را دید دست به درون آب برد و در یک آن تازیانه امیر را بیرون آورد و آن را به او داد. تیمور از اینکه اینهمه شناگر زبده و ممتاز نتوانسته بودند تازیانه را پیدا کنند و این مرد در یک چشم به هم زدن با فرو بردن دستش در آب آن را بیرون آورد بسیار متعجب و شگفت زده شد. لذا از حسب و نسب سید جویا شد سید به او گفت فعلاً به من کاری نداشته باش. در دزفول همدیگر را خواهیم دید و همه چیز بر تو روشن خواهد شد و همه چیز را خواهی فهمید. این قضیه گذشت و تیمور بی محابا به همه جا تاخت و ضمن تسخیر بی رحمانه ایران، مغولستان، خوارزم و …. خیلی از شهرها را ویران کرد به نحوی که در خیلی از شهرها از کله ی کشته ها مناره ها ساخت. هنگامیکه برای فتح شیراز از آذربایجان عازم فارس بود در یکی از مناطق الوار گرمسیری تعدادی از میهن پرستان شجاع به منظور دفاع از حیثیت ملی خود با افراد تیمور درگیر شدند ولی در اندک زمانی تیمور بر آنان فائق آمد و ضمن کشتار تعداد زیادی از آنان ده هزار نفر از سران آنها را به اسارت گرفت و با خود به دزفول آورد و قصد قتل عام آنان را کرد ولی قبل از این کار خاطره ی تازیانه و آن مرد ژنده پوش به ذهنش خطور کرد و علاقه مند شد آن سید را ببیند. لذا از او سراغ گرفت و در محل تخت سلطان که محل سکونت سید بود و اندکی پایین تر از بقعه ی رودبند فعلی قرار داشت به دیدار وی رفت. او کسی جز سیدسلطانعلی سیاهپوش نبود. تیمور قبل از اینکه به دیدار او برود در دل اندیشید که اگر این سید طعامی به من داد که تا حالا نخورده ام و پی به اندیشه من هم برده بود مطیع و سرسپرده او می شوم ولی اگر چنین نکرد می فهمم که پیدا کردن تازیانه از درون آب بوسیله او یک امر تصادفی بوده است. همینکه تیمور به دیدار سید رفت سید سلطانعلی به خادمش دستور داد قدری ماست و نان جو برای تیمور و همراهانش آورد. تیمور گفت: من ماست زیاد خورده ام. سید سلطانعلی گفت: ولی در عمرت این ماست را نخورده ای چون این ماست از شیر آهوان است و فی الفور دستور داد احمد آهوان را صدا کرد و تیمور با دیدن آن چند آهو به باور رسید و چون چنین دید با اصرار و الحاح از سید خواست تا حاجتی از او طلب کند .سیدسلطانعلی از تیمور خواست که از قتل عام این اسیران صرفنظر کند و آنان را رها کند. تیمور گفت: اینها سرکرده ی یاغیانی هستند که بر لشکریان من شوریدند ولی شفاعت تو را از آنها می پذیرم. لیکن فقط به اندازه ی گنجایش همین اتاق از اسیران نمی کشم و بقیه را خواهم کشت با وجود آنکه اتاق، اتاق نسبتاً محقری بود سید پذیرفت. کرامت خارق العاده این سید بزرگوار این بود که به نحو شگفت آوری تمام آن ده هزار اسیر در آن اتاق جای گرفتند و از مرگ نجات پیدا کردند و در شمال دزفول که اکنون محله سیاهپوشان نامیده می شود اسکان یافتند و به این علت به این منطقه و اهالی آن سیاهپوشان میگویند.
مردم خوب این محله پیروان و مریدان سیّد علی سیاهپوش ملقب به شاه رودبند بوده اند، و به پیروی از مرشد و مراد خود بیشتر سیاه می پوشیدند و از این رو به سیاهپوشان موسوم شدند.
✳️ آدرس کانال (چمدان آبی.دانشنامه دزفول)
🔹در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
جهت عضویت کلیک کنید.
✍ گردآورنده:
محمدحسین دُرچین
🔹 فحش های مؤدبانه و نفرین های دزفولیهای قدیم در حالتهای مختلف در سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول)
البته رعایت شده و تمام موارد نوشته نشده است.
✍ این کلمات قبلا کاربرد زیادی داشته است ولی باید گفت که اکثر کلماتی که ذکر می شود در حال منقرض شدن هستند، زبان شیرین دزفولی را پاس بدارید.⬇️
اچه ایطوری
اشکمو
اووق دلم شیوس
بقمی
بوریکه
پُکویی
پیر قرو
تله قوین اشکمو
تییه بُق
چته شرری
چرقو
چلیس
چو خشک
دلت سُس کنایا
دمبلی درارا
رییش مری افسره
ریقو
ریمیز
ری نحس
سق کنایا
سندونی کنا
فچکه حبه
فچکی
فگری
قررو
قوینه
کرچ کلول
کوچ نحص
گربه
گداگسنه پاپتی
گو گیز
گیل گراش
عار نمگرش
عززی مگراش
عزیمه گرات
عنتر
عنتر بوگندو
لیق دراز
لیوه
مال بیخر
مال نبخیر
مر کری
مری گیزی
موله
نیمه گله
وحصو - وحسو
ورسایا
ورچنایا
ورراج
وزه کنا
وقه براش
وقی برات یا وقی زنات
یه توی کنایا
یه پری زناش
یه ماری گزات
یتیم بولعز
یتیم سرخوور
✳️ کانال(چمدان آبی) ⬇️
@chamadaneabi
📖 کتاب یزله
نویسنده: محمدحسین دُرچین
🔹حاوی مجموعه ای از یزله های رزمندگان دزفولی در ۸ سال دفاع مقدس
🔹کتاب یزله
یَزْله یا هُوسه نوعی شعر حماسی رایج در جنوب ایران، بالأخص در خوزستان (عمدتاً عشایر عرب) است که بعضاً همراه با کوباندن پا بر زمین (معمولاً بصورت جمعی) اجرا میشود.
قدمت و منشأ هوسه، ريشه در اعماق تاريخ دارد و عمرى به درازى عمر شعر دارد. هوسه به هنگام مواجه و رويارويي با شدائد و سختى هاى روزگار ، به منظور ارتقاء عزم و اراده و به هنگام رويارويي با دشمن در ميان نبرد به منظور بالا بردن اعتماد بنفس و تضعيف روحيه دشمن و همچنين به هنگام پيروزى بر شدائد و سختي هاى روزگار و يا پيروزى بر دشمن خوانده مى شود. آن چنان حماسى، قهرمانانه و شورانگيز است كه به قول بزرگ ترهاى ما، هر انسان آزادهای را غيرتى كرده، او را از جا میکَنَد. خطاکاران و محافظهکاران میترسند و میلرزند اما اهل مبارزه و جهاد شوق می کنند.
برخى هوسه ها آن چنان شيوا، حماسى، پر معنى و قوى هستند و يزله كنندگان آن چنان موزون و با شور و شوق يزله مى كنند كه موى بدن انسان سیخ مى شود و اشك شوق در چشمان حلقه مىزند.
🔹این کتاب می تواند
برای این شبهای مقاومت که مردم در خیابان هستند و رزمندگان در میدان مفید باشد.
و این کتاب می تواند
منبعی جالب از نظر متون و اوزان شعری برای شاعران و نویسندگان حماسی باشد.
✳️ کانال(چمدان آبی) ⬇️
@chamadaneabi
🔹معرفی محلات دزفول بصورت حروف الفبائی همچنان در کانال (چمدان آبی) ادامه دارد ⬇️
🔹 محله شالقُمَه
✍ شالقُمَه محلی است حوالی چهار راه خیابانهای امام خمینی و شریعتی تقریباً پشت پاساژ مسعود در محدوده محله حیدرخانه آنجا خانهای است به اسم شخصی به نام مرحوم سید تاج الدین محدث، این خانه سر چهار نبش قرار دارد و به عبارتی هیچ دیوار مشترکی با همسایهها ندارد و دور تا دور آن باز است روایت است در این خانه شخصی بزرگوار مدفون است. سابق بر این مردم دزفول عقیده داشتند هر زن حاملهای که مشکل زایمان داشته باشد او را سوار بر اشتری میکردند و دور شالقمه میگرداندند، تا آن زن به راحتی وضع حمل کند.
✳️ آدرس کانال (چمدان آبی.دانشنامه دزفول)
🔹در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
جهت عضویت کلیک کنید.
سلام ✋
و عرض خوش آمد حضور تمام مخاطبین عزیز که تازه و در این چند روز به کانال چمدان آبی (دانشنامه دزفول) پیوسته اند.
🌹 موفق باشید. 🙏
🔹 ارادتمند . مدیر سایت
🔹 محمدحسین دُرچین
۰۹۱۶۶۴۲۲۸۴۱
🔹 وب سایت
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
https://chamadaneabi.ir/
🔹 آدرس کانال چمدان آبی
@chamadaneabi
🔹 لینک کانال چمدان آبی
https://eitaa.com/chamadaneabi
📝 آیدی شخصی جهت پیام، پیشنهاد و انتقادات شما:
🆔 @mh_dorchin
🔹محله قلاق بازون
📝 با محلات قدیمی دزفول بیشتر آشنا شویم بیاد روزگاری که پدران و مادران ما در این محله ها زندگی میکردند.
🔹معرفی محلات قدیمی در سایت و کانال چمدان آبی ⬇️
🔹محله قلاق بازون
✍محله ی قلاق بازون بین حیدرخانه و در محله ی مسجد، اول خیابان طالقانی بین مدرسه آیت الله نبوی و قاسمیه قرار دارد.(محله مسجد شامل: پیرنظر، عباسیون، ملکیون، قلاق بازون، چیتا آقا میر می باشد.) در محله قلاق بازون مردمانی زراعت کار برای حفظ زراعات و محصولات کشاورزی خود به تربیت کلاغ می پرداختند، مثل کبوتر بازان و این محله بنام قلاق بازون معروف است. در این محله انواع کلاغ را اهلی میکردند. از ۱۳ نوع کلاغی که پرورش می دادند بیشتر از کلاغ بذری که منقاری دراز و بسیار قوی دارد و از تخم پرندگان، ماهی، موش، موش های صحرایی و حیوانات موذی شکار می کنند استفاده می کردند.
✳️ کانال(چمدان آبی) ⬇️
@chamadaneabi
سلام
حضور مدیر و یا مدیران گروه از آنجایی که ممکن است این پست مغایر با اساسنامه گروه باشد هر چند آشنایی با کلمات دزفولی مهم است مخیر هستند از گروه حذف کنند. با تشکر
🔹اسامی حیوانات متعدد
موجود در دزفول به گویش و زبان محلی دزفولی
✍دزفول با توجه به پیشینه و قدمت زیادی که دارد از ظرفیتهای و طبیعت زیبا و بکری هم برخوردار است این شهر همانند دیگر امکنه در خود حیوانات متعدد را در خود جای داده است در این وجیزه سعی بر معرفی حیوانات این شهر به زبان محلی شده است. منتظر نظرات شما هستیم تا این لیست کاملتر شود.
🔹سایت و کانال چمدان آبی - محمدحسین درچین
🔹 آدرس کانال چمدان آبی
@chamadaneabi
اسامی حیوانات به ترتیب حروف الفباء در سایت چمدان آبی . لطفا هرگونه نظر را در خصوصی ارسال نمایید با تشکر 09166422841
⬇️⬇️⬇️
بارنه = جوجه جوان ماده(مرغک = مرغی که هنوز تخم نمیکند)
باهِنده = پرنده
بط(بت) = اُردک وحشی که در نیزارها و بصورت کوچ زندگی می کنند
بُتُل(بوتول) = سوسک سیاه گِرد و کُپل
بِنگِشت = گنجشک
بَچیله = جوجه ای که هنوز نر و یا مادگی آن معلوم نیست
بره = گوسفند
بق = قورباغه
بوفالوی آبی آسیایی
بیش لَمبو =
بی فاطمه(بیب فاطمه) = کفشدوزک
پازن = بز وحشی
پَخشه = مگس
پِرپرَک = نوعی پروانه
پَرُونه = سوسک
پِل = پرنده ای صحرایی که از کبوتر چاهی کوچکتر و از کبوتر کوکو بزرگتر و با پرهایی به رنگ سبز و طوق سفید می باشد.
پلنگ ایرانی
تراج = دراج
تُس کَلَه = فنج
تَق زَنک =
توره = شغال
تیهو =
جَراده =
جو بُرَک = آب دزدک
جوزلیک =
چَرچَر = نوعی حشره
چِنجَک = جیرجیرکلزار
چوله =
خدنگ هندی
خرچنگ = قِرزلنگ
خرس قهوه ای
خرگوش
خروس بچ - جوجه جوان نر
دراج = تراج
دی دُومَک(دیدُمک) = پرنده ای با پای دراز که بیشتر در زمین های کشاورزی زندگی میکند.
رووا = روباه
روباه بلندفورد
روباه قرمز
رِیقه = هشت پا
ریمیز = موریانه
سُعدین = سار
سَگول = توله سگ
سمندر ایرانی
سمندر امپراطور
سنجاقک = کلو عربی
سیخ چوله = جوجه تیغی
سیره = سِرِه
شاهین"باز" = عقاب
شَراق(هفرنگ) = سبزقبا، سوزقبا، هفت رنگ
شغال طلایی
شوپِلیشک = پرستو
شو کورَ ک = خفاش
عَمبلو(عنبلو) = مارمولک بزرگ
عنتر(انتر) = میمون
غزال = آهو
غزال دورکاس
قاز قُلُنگ = پرنده ای گردن دراز
قِرزلنگ = خرچنگ
قلاق = کلاغ
قِندِر = نوعی پرستو /qender/ یا پرستوی خانگی (Barn Swallow) یکی از پرندگان بومی دزفول است. رنگ این پرنده معمولاً مشکی و دارای دم چتری شکل است. این پرنده شکارچی بوده و در غروب به شکار می رود. غذای این پرنده بیشتر حشرات است. پرنده قِندر بر خلاف پرستو لانه نمی سازد بلکه در ساختمان های متروکه و شکاف دیوارها بیشتر دیده میشوند. از جمله وجه تمایز قِندر از پرستو می توان به رنگ، شکل دم، صدا، رنگ نوک، نحوه پرواز قِندر اشاره کرد. نحوه پرواز قِندر معمولاً سُر خوردن بر روی هوا است و کمتر بال میزند. در اسلام این پرنده حرام گوشت گفته شده است.
کاربَفک(تاربفک) = نوعی عنکبوت
کفتار راه راه
کاکا یوسف
کَل و بُز ایرانی
کُل لو = ملخ
کُل لو عربی
کَمچه لِیسَک =
کموتر = کبوتر
کَموتر چهی = کبوتر چاهی
کموتر کوکو = کبوتر کاکاکریم
کوگ = کبک
گاله پشت = لاک پشت
گراته = حیوانی بسیار تنبل که حرکات آن بصورت slow motion است.
گراز = خوک
گراز اوراسیا
گربه ی شنی
گربه ی وحشی
گِرزه = موش بزرگ که بیشتر در فاضلابها دیده میشود
گرگ خاکستری هندی
گوزن زرد ایرانی
گژدم = عقرب
گِلخورک =
گُونج = زنبورعسل
گو درات گَ لَتَ بوردِن = حلزون
گوردیم = عقرب
لاک پشت فراتی
لِیلَه = مارمولک
مُشک = موش
مور = مورچه
موهی چنق = مرغ ماهی خوار
مویی = ماهی
میش = گوسفند
وَقه = مرغ حق
🔹 آدرس کانال چمدان آبی
@chamadaneabi
هدایت شده از چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
آدرس کانال
🔹 چمدان آبی🔹
دوستان چنانچه مایلند عضو بشوند و یا اینکه به دیگر دوستان معرفی بفرمائید.
✳️ آدرس و لینک کانال
🔵 (چمدان آبی) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
https://eitaa.com/chamadaneabi
هدایت شده از آماده کانال چمدان آبی
سلام ✋
و عرض خوش آمد حضور تمام مخاطبین عزیز که تازه و در این چند روز به کانال چمدان آبی (دانشنامه دزفول) پیوسته اند.
🌹 موفق باشید. 🙏
🔹 ارادتمند . مدیر سایت
🔹 محمدحسین دُرچین
۰۹۱۶۶۴۲۲۸۴۱
🔹 وب سایت
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
https://chamadaneabi.ir/
🔹 آدرس کانال چمدان آبی
@chamadaneabi
🔹 لینک کانال چمدان آبی
https://eitaa.com/chamadaneabi
📝 آیدی شخصی جهت پیام، پیشنهاد و انتقادات شما:
🆔 @mh_dorchin
📖 در سایت و کانال چمدان آبی(دانشنامه دزفول) میخوانید ⬇️
🔹محله قله(قلعه)اولین و قدیمی ترین محله دزفول
✍آیا هیچ وقت از خود پرسیده اید؛ اولین محله ای که در دزفول به وجود آمده و موجودیت یافته است؛کدام محله بوده و کی به وجود آمده است؟ هیجده قرن پیش؛ یعنی در سال ۲۶۰ میلادی ؛ شاپور اول پادشاه ساسانی؛ پس از غلبه بر والرین؛ امپراطور روم و به اسارت گرفتن ده هزار اسیر رومی؛ این اسیران را به دزفول آورد که توسط آنان پل باستانی کنونی را بر روی رودخانه دز بسازد؛ لازمه این کار در درجه اول؛ تهیه یک قلعه نظامی برای حفاظت منطقه و نظارت و مراقبت از اسیران سازنده پل و بعد هم، ساختن اماکنی برای انبار مصالح و اسکان سازندگان پل بود؛ لذا ابتدا قلعه نظامی مستحکمی در ساحل شرقی دز ساخت؛ که این قلعه بنیان و اساس موجودیت محله قلعه گردید و محله قلعه از آن زمان تاکنون این نام را یدک می کشد. بعد از ساختن قلعه؛ در اطراف آن آبادی کوچکی نیز برای نگهداری مصالح و ملزومات و هم چنین سکونت سازندگان پل؛ فراهم شد و چون این آبادی همواره مورد تردد و در اختیار مهندس مسئول پل ؛ بنام اندامشک رومی و سایر اسیران همکارش بود؛ نام این محله به اندامشک معروف شد؛ این آبادی نطفة اولیه ایجاد شهر دزفول در اطراف قلعه بود و تا مدت های مدید؛ به دزفول کنونی؛ اندامشک گفته می شد که با توسعه آن ؛ به ساحل دز؛ روناش بوجود آمد و نام دزفول آن زمان ؛ به تدریج از اندامشک به قصر روناش تغییر کرد؛ این منطقه از محله قلعه کنونی تا مسجد جامع را در بر می گرفت و اهالی و سکنه آن به قصری معروف شدند. بعد از خلاص شدن اسیران از ساختن پل دز و شهر جند ی شاپور و چند ابنیه دیگر و گذشت این دوران ؛ در اواخر دوره ساسانیان قلعه نظامی ساخته شده توسط شاپور اول؛ تبدیل به زندان مخوف و وحشتناکی به نام انوشبرد(یا زندان فراموشی) گردید. این دژ مخوف و مستحکم برای زندانی کردن افرادی بود که نمی خواستند آنها را بکشند و آن قدر در آن قلعه و سیه چال می ماندند تا خودشان می مردند و کسی حق نداشت از آنان سراغی بگیرد و هر کس حتی اسم این زندانیان را می برد؛ خودش هم در آن زندان وحشتناک زندانی می شد.
و اما قُلِ قَلَه چیست و کجاست ؟ قُل به معنی تپه است؛ برج و باروئی بوده است؛ تقریباً در امتداد غربی خیابان طالقانی فعلی در محله قلعه که تا حدود هفتاد سال پیش هنوز بقایائی از آن بر جا بود که با توسعه خیابان ها؛ آثاری از آن باقی نماند و به حسب نوشته های منابع موجود؛ در گذشته مورد استفاده نظامی و دیده بانی بوده است که بعداً به زندان انوشبرد تبدیل شد و این اواخر برای مقاصد نظامی و دیده بانی مورد استفاده بود.
🔹 آدرس کانال چمدان آبی
@chamadaneabi
🔹محله کتکتان
✍کت عبارت است از اتاقکی با سقف و دیواره های صخره ای. در گذشته های بسیار دور که شاید به میلیونها سال پیش برسد کف و بستر رودخانه دز هم سطح بالای دیوار رعنای فعلی بوده رعنایی که در آن وقت هنوز وجود نداشته است و ظرف این زمانهای طولانی عمق فعلی را پیدا کرده است. اکنون در محله کت کتان غارها یا به اصطلاح کتهایی از آن زمانها وجود دارد من جمله در کوچه روبروی مسجد آقا فتاح که در کت کتان و سر دره قرار دارد چندین خانه وجود دارد که اتاقهای پایینی آنها کت هستند و روی آنها اتاقهای دیگری با آجر و مصالح دیگر ساخته اند. کمی پایین تر از خیابان روستا(خیابان آیت الله قاضی) اگر به دیواره های بلند صخره ای خانه ها نگاه کنید اثار کت ها را در آنجا خواهید دید و تا حدود چهل سال پیش هنوز این کتها باقی بود و مردم از آنها استفاده میکردند به این جهت به محله فعلی آیت الله سبط شیخ انصاری و اطراف آن کت کتان میگفتند. گاهی اوقات شهروندان دزفولی برای فرار از گرما و استفاده از خنکی ناشی از مجاورت و نزدیکی این کتها به رودخانه از آنها استفاده میکردند مانند کت های فعلی بالا رود، تال خانی، کوپیته و … با توسعه شهری در این منطقه به تدریج کت ها تبدیل به خانه و مدرسه و پارک و درمانگاه و … گردیدند ولی هنوز تعدادی از آنها وجود دارد.
🔹 آدرس کانال چمدان آبی
@chamadaneabi