🔵 ✍️ شرحی بر عملیات خیبر و اسامی شهیدان دزفول در این عملیات
🔹 با زدن روی این لینک
هم توضیحات عملیات خیبر را بخوانید و هم اسامی شهیدان دزفول در این عملیات را ببینید. – چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/amaliyat-kheibar/
✳️ جهت عضویت در کانال
🔵 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔵
در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس زیر کلیک نمائید.⬇️
@chamadaneabi
شهدای شهرستان دزفول در عمليات خيبر – سوم اسفند ماه ۱۳۶۲
بترتیب حروف الفبا عبارتند از:
محمد آخوندکناری
غلامعلي آهوزاده
عليرضا ابوالهدایی
محمدعلي افروشه
محمدرضا ایستان
مجيد حسين منصوري
حسن حسيني
عليرضا حلوائي نتاج
عليرضا خرمي
حبیب اله ربانی خواه
عبدالنبي رحيم كوسه
محمدحسن رزاز
صفرعلي رضازاده خلقه
رستم رفيعيان
غلامرضا ريسمانباف
برزو زلقي
نجفقلي زلقي
نادعلی سامانی
یعقوب سلیمانی
سيداحمد سيدقلندر
مسعود شاکر
محمود شيرك زاده
مسعود صالح فر
عبدالعلي صفربناء
كاظم صفرپورمنصوري
عبدالرحمن صلواتی زاده
عبدالمهدي ضيائي فر
غلامرضا عارفیان
غلامرضا عباس نژاد
محمدرضا عبداله پور
محمدعلي قالوندي
علیرضا کاوندی
علی محمدپور
سيدمصطفي محمدي زاده
حميدرضا مريدي اصل(بندبالي)
ميرزاحسن معلم
علیرضا میرشکارزاده
عبدالجليل نوروزي پورزارع
مجید نیسی(تخشاء)
احمد یوسفی
عملیات خیبر و اسامی شهیدان دزفول در این عملیات – چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/amaliyat-kheibar/
اشکی به پای گل نرگس
(گل نرگس) … سالهاست نام تو را می شنوم.سالهاست نام تو را می خوانم.
آقا … تا به حال سؤالاتی در باره وجود نازنینت مرا به خویش مشغول داشته است و من با این سوالات زندگی کرده
و منتظرم … اینکه آقا در کجایی؟ … و چکارمی کنی؟ … و چرا نمی آیی؟ …
خوانده ام که شب ستارگان را می شماری ودعا می کنی، از خود پرسیده ام که شاید یارانت را می شماری تا اینکه ۳۱۳
(سیصد و سیزده) گل بشوند و آنگاه تو، گل نرکس شان باشی.
آقا شود که گوشه ی چشمی به ما کنی
آقا از تو در دعای ندبه خوانده ام
صبحهای جمعه را می گویم. بعضی وقتها هم نم نم اشکی را بر گونه هایم احساس کرده ام.
آقا سالهاست که احساس می کنم گمشده ای دارم و نمی دانم چرا احساس می کنم گمشده ام تویی فقط تو.
آقا … یک طوری به من بگو … آیا تویی آن گم شده ام؟
آقا همه ی گلها خوبند ولی گل نرگس چیز دیگری است و بالاخره بگویم که من امسال نام گل نرگس را جایی دیگر هم دیده ام.
آری … صبحها را می گویم حدود چهل (۴۰) صبح است هنگام خواندن دعای عهد در مفاتیح الجنان، خانه مان را به نورت منور و نورانی نموده ام. در آن دعای شریف نام تو مرا می بَرَد و در فرازی مرا به قیام وا می دارد و در فرازی دیگر از آن آماده ام جهت شمشیر زدن در رکابت و خصوص آن فراز از دعا مرا به گریه وا می دارد …
که خدایا : آن صورت نورانی را به من بنما وسرمه ی دیدارش را به مژگانم بکش.
وتصمیم دارم همیشه در یادم باشی و با گریه و انتظار و امید با تو زندگی کنم.
و در پایان دعای دوست داشتنی “عهد” روی زانوی خویش می زنم ومی گویم …
… العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان
دلنوشته:محمدحسین درچین
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
اتوبوس آسمانی شهادت
https://chamadaneabi.ir/otoboos-shahadat
روز ۵ اسفند ماه سال ۱۳۶۴ (پس از عملیات غرورآمیز والفجر ۸ – آزادسازی شهر فاو عراق) یادآور روایت شهادت ۳۴ نفر از مردانی است که عمر کوتاه و پر ثمرشان را در حفظ کیان وطن و اعتقادشان در مرزهای ملکوت به عشق لقاء الله هزینه کردند و خداوند خریدار جان های پاکشان شد.
پس از عملیات پیروزمند و غرور آفرین والفجر ۸ حادثه ای برای بچه های گردان بلال می افتد که شهر دزفول را در بهت فرو برده و در شوکی عمیق قرار می دهد و آن هم شهادت ۳۴ نفر در اتوبوسی است که در روستای ابوشانک آبادان مورد اصابت بمباران جت های جنگنده حزب بعث قرار می گیرد.
اسامی شهدای گردان بلال در بمباران هوایی عراق در روستای ابوشانک آبادان بترتیب حروف الفبا عبارتند از :
احمد اردی زاده
سیدمرتضی اشتاء
محمد اکبریان
علیرضا باقریان(اهواز)
عبدالرضا بصیری فر(اندیمشک)
منصور بصیری فر(اندیمشک)
ناصر بوش
عبدالحسین بویزه
حمید(اردشیر) بهرامی بُسجاق
جمعه بیاد
عبدالمحمد پاطلا(شوش)
محمدرضا پرموز
عبدالعلی پوریارقلی(مؤیدی فر)
احمد جهانبخش نبوتی
منصور حسینی فر
عبدالحسین غیاثی(خیاط غیاثی)
محمود دوستانی دزفولی
عبدالحسین دینوی زاده
غلامرضا رضایی نژاد
محمدرضا شاه حیدر
محمدعلی صالحی(اهواز)
عبدالحسین صحتی
ریاض صفار(شوش)
سلطانعلی طاهردناک
عبدالمحمد(عبدالمهدی) طاهری نیا(عباسعلی طاهر)
محمودرضا فرزانه جیبری
غلامرضا فرهی
مصطفی کمال
حمید گیمدیلی(فضیلت)
محمد(بهزاد) لامی
شاهگل محبی(راننده اتوبوس)
حسن معتمدی نیا
عبدالامیر ناجی دزفولی
علیرضا ناخدا
* اتوبوس آسمانی به آسمان رفته بود و فقط ۵ نفر را با خود نبرده بود.
* اسامی بازماندگان اتوبوس شهادت:
غلام پورپنبه چی
عباس سنبل
علی شدایی
محمدعلی نصرتیان
محمدحسین نوروزی نژاد
✳️ لینک کانال
🔵 (چمدان آبی) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
شهید سلطانعلی طاهردناک، بر فراز دستها تا آسمان
✍ صبح روز پنج شنبه 8 اسفند ماه 1364 مسجد جامع دزفول مملو از جمعیت عزادار بود. تا دقایقی دیگر پیکرپاک و معطّر 33 شهیدگردان بلال از لشکر 7 ولی عصر(عج) که یک جا در( اتوبوس آسمانی شهادت )پس از عملیات والفجر 8 و در منطقه ی عملیاتی، کنار رودخانه ی بهمنشیرِ آبادان(روستاههای ابوشانک و خضر) به شهادت رسیده بودند به طرف شهیدآباد دزفول تشییع می شد.....
🔹او را از تابوت بیرون آورده و در قبر قرار دادیم، کفن را کنار زدند نگاه صورتش کردم، صورتش سوخته بود. نگاه کردم دیدم که شهید ما سلطانعلی، از ران به پایین پاهایش قطع شده و بدنش هم بر اثر اصابت راکت هواپیمای عراقی سوخته بود.
🔹مادرش(حاجیه خانم طاهره معرف زاده) یعنی خاله ام را آوردند که وداع آخرین کند و برای آخرین بار از شهیدش خداحافظی نماید. مادرش به او نگاه می کرد و شیر مردانه خطاب به او می گفت:
(پسرم منزل نو مبارک) و مادرانه می گفت و می گفت: تا آخرین کلام که (پسرم به خدا می سپارمت)
مادر شهید کناری رفت و شهید را بر بالشی خشتین خواباندیم ... تلقین میت خوانده شد و برای همیشه خاک را در حفره ی قبرش ریختیم، فاتحه ای و ...
او رفته بود و بر فراز دستها تا آسمان پرواز کرده بود، نیازی به چشم و گوش و دست و پا نداشت و در یک کلام راحت شده بود، راحتِ راحت.
و ما مانده بودیم با چشم و گوش و دست و پا که در ظاهر، به زندگی ادامه دهیم.
✍ راوی و نویسنده: محمدحسین دُرچین
(پسر خاله شهید)
🔹 تمام خاطره در سایت ⬇️
شهید سلطانعلی طاهردناک، بر فراز دستها تا آسمان – چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/shahid-taher-dannak/
شهید سلطانعلی طاهردناک، بر فراز دستها تا آسمان
صبح روز پنج شنبه 8 اسفند ماه 1364 مسجد جامع دزفول مملو از جمعیت عزادار بود. تا دقایقی دیگر پیکرپاک و معطّر 33 شهیدگردان بلال از لشکر 7 ولی عصر(عج) که یک جا در( اتوبوس آسمانی شهادت )پس از عملیات والفجر 8 و در منطقه ی عملیاتی، کنار رودخانه ی بهمنشیرِ آبادان(روستاههای ابوشانک و خضر) به شهادت رسیده بودند به طرف شهیدآباد دزفول تشییع می شد.
جمعیت مردم در حالیکه تابوتها بر دوششان بود در مسیر خیابان امام خمینی شمالی به راه افتادند هر کسی سعی می کرد از فیض تشییع تک تک شهیدان بهره ای ببرد، با بیشتر شهیدان از نزدیک آشنا بودم. حتی چند شبِ قبل 3 ساعتِ تمام 3 نوارِ کاست از خاطرات شهید محمود دوستانی را که از خیل این شهیدان بود، ضبط کرده بودم، اسامی شهیدان را که جلوی تابوتشان نصب شده بود یکی یکی می خواندم چند قدمی با آنان می رفتم فاتحه ای می خواندم و به دنبال پسر خاله ام می گشتم نمی توانستم او را پیدا کنم تا اینکه به پیچ شهیدآباد رسیدیم دیدم هیچ خبری نیست بسیار ناراحت شدم. عده ای دیگر را دیدم که جداگانه تابوتی بر دوششان است امیدوارانه نگاه کردم، دیدم نوشته است(سلطانعلی طاهردناک) ناخود آگاه بر مظلومیت او گریه ام گرفت، بر یتیمی او، بر حالات او، دستم را به هر زحمتی که بود به تابوت رساندم و باز زدم زیر گریه، از حالات معنوی شهید چیزهایی به یادم می آمد که گریه ام زیادتر می شد.
او را بر روی دوش و در پرواز دستها با چشمان گریان تا مسجد شهیدآباد بردیم، نماز میت را حاج آقا مدرسیان خواندند و سپس او را به سوی منزل ابدیش حرکت دادیم.
در راه او را چند بار روی زمین گذاشتیم یکباره یادم آمد سلطانعلی یتیم است، به مردمی که بر سر و سینه می زدند گفتم: همه با هم بگویید و تکرار کنید که( ای شهید بُوِه ندارَه ) یعنی( این شهید پدری ندارد که تشییعش کند و یتیم است.)
آنقدر گفتم و گفتم و تکرار کردم که صدایم گرفت، او را بر دستانمان بلند کرده روی قبر مرحوم آیت الله سیدمجدالدین قاضی نماینده امام خمینی و امام جمعه ی فقید دزفول گذاشتیم.
لحظاتی سینه زدیم و دوباره حرکت بطرف مزار، قبر آماده نبود بلاخره زمانی گذشت تا اینکه لَحد مهیّا شد.
او را از تابوت بیرون آورده و در قبر قرار دادیم، کفن را کنار زدند نگاه صورتش کردم، صورتش سوخته بود. نگاه کردم دیدم که شهید ما سلطانعلی، از ران به پایین پاهایش قطع شده و بدنش هم بر اثر اصابت راکت هواپیمای عراقی سوخته بود.
مادرش(حاجیه خانم طاهره معرف زاده) یعنی خاله ام را آوردند که وداع آخرین کند و برای آخرین بار از شهیدش خداحافظی نماید. مادرش به او نگاه می کرد و شیر مردانه خطاب به او می گفت:
(پسرم منزل نو مبارک) و مادرانه می گفت و می گفت: تا آخرین کلام که (پسرم به خدا می سپارمت)
مادر شهید کناری رفت و شهید را بر بالشی خشتین خواباندیم ... تلقین میت خوانده شد و برای همیشه خاک را در حفره ی قبرش ریختیم، فاتحه ای و ...
او رفته بود و بر فراز دستها تا آسمان پرواز کرده بود، نیازی به چشم و گوش و دست و پا نداشت و در یک کلام راحت شده بود، راحتِ راحت.
و ما مانده بودیم با چشم و گوش و دست و پا که در ظاهر، به زندگی ادامه دهیم.
ناراحتِ بر حال خویشتن بودیم، فاتحه ای خواندیم و به شهر و غوغای شهری برگشتیم و آمدیم تا ببینیم که ما پس از او و 33 شهید( اتوبوس آسمانی)) راهشان را چگونه ادامه می دهیم ...
✍ راوی و نویسنده: محمدحسین دُرچین
(پسر خاله شهید)
🔹خانه های معروف، تاریخی و قدیمی دزفول در سایت چمدان آبی دانشنامه دزفول
✍ دزفول، دیار خانه های قدیمی و یکی از پایتخت های معماری و شکوه هنر ایرانی- اسلامی است. معماری در دزفول آدمی را با دنیایی از ظرافت ها و زیبایی ها آشنا می کند که شاید همانند آن در کمتر جایی از این مرز و بوم وجود داشته باشد. بافت تاریخی دزفول که تلاقی فرهنگ و تاریخ مردمان این دیار کهن است، شامل ۲۸ محله قدیمی و در هم تنیده است که تزئینات معماری بی نظیر آن، دزفول را به «شهر آجری» معروف کرده است. در محدوده بافت تاریخی دزفول بیش از ۱۴۰ اثر تاریخی ثبت ملی شده که شامل: مسجد، حمام، خانه، گذر و بقعه وجود دارد.
بافت تاریخی شهر دزفول یکی از سرمایه های ملی و ارزشمند در جنوب کشور است که با قدمتی بیش از هزار سال و پشتوانه تمدنی چند هزار ساله منطقه در مرکز شهر و در کنار رودخانه دز شکل گرفته است
خانه های قدیمی بزرگ و با شکوه از جمله عناصری هستند که به زیبایی در محلات ۲۸ گانه این شهر بنا شده اند که هر کدام با معماری زیبا و اصیل خود نشان از هویت تاریخی شهر دزفول را دارند.
علاوه بر ساباط ها، حمام ها، گذرها و مساجد و سایر اماکن تاریخی موجود در بافت قدیم این شهر، خانه های تاریخی که به نام صاحبان بنا از دوره های گذشته در این بافت به جای مانده هر کدام به تنهایی دارای ارزش فرهنگی، مذهبی و تاریخی هستند.
وجود بیش از ۱۰۰ خانه تاریخی همچون خانه شیخ اعظم انصاری، خانه تیزنو، قلمبر، مستوفی، محسنی، قصاب، معزی، سهرابی، گلچین، نیلساز، مهدوی، سیدصدر، کلک چی، جوکار، قلق چی، سعادت، ضیائی، صنیعی و ملامحمدرضا معرف زاده(اولین کتابفروش دزفول) سبب شده تا بافت تاریخی دزفول نسبت به سایر آثار و مجموعه های تاریخی این شهرستان متمایز باشد به طوری که دزفول با برخورداری از این خانه ها، می تواند به عنوان یک شهر توریستی با ردپایی از گذشته های زیبای معماری این مرز و بوم به جهانیان معرفی شود.
این خانه های تاریخی به عنوان ظرفیتی منحصر به فرد در قالب بافت تاریخی دزفول قرار گرفته اند به گونه ای که با وجود تمام تغییراتی که در چهره شهرهای امروزی پدید آمده اما بافت قدیم و کهن این شهرستان همچنان حکایت زیبایی از معماری ایرانی- اسلامی را روایت می کند.
🔹خانه های معروف، تاریخی و قدیمی دزفول در چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/khaneh-tarikhi-dezful/
✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
خانه های قدیمی اشخاص در دزفول در سایت چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/khaneh-tarikhi-dezful/
خانه شیخ مرتضی انصاری(خاتم الفقهاء والمجتهدین)
اتاق شیخون(شیخان یا شیوخ انصاری)
اتاق آقامیر(سادات آقامیری)
خانه آیت الله شیخ محمدرضا و شیخ محمدعلی معزی دزفولی
خانه معزی(اوایل قاجار – محل قلعه – بازار – گذر اصلی)
خانه آیت الله سیداسدالله نبوی دزفولی
خانه آیت الله سیدمجدالدین قاضی دزفولی
خانه ملا محمدرضا معرف زاده(اولین کتابفروش دزفول)
خانه زهرا آذرباد – خانه مصطفی آذرباد – خانه آصف – خانه میرزا ابراهیمی – خانه احمدی – خانه اشرف کوچک – خانه اشعری – خانه امیدی – خانه باغبان – خانه بُزی بزرگ – خانه بوم عرب – خانه بهراموند – خانه بی باز – خانه پاکارزاده(۱ و ۲) – خانه تقی بابا – خانه تونی – خانه تهرانی – خانه تیزنو – خانه مشهدی جعفرقلی – خانه جوان – خانه جوکار – خانه چانه قرمز – خانه رمضان چائیده – خانه چینی ساز – خانه حاجی حسینوند – خانه حاجی شیخ - خانه حاجیوند – خانه حسین وند – خانه حسینوند لطفی – خانه حسینوند ناصری – خانه خادم الرسول – خانه خردمند – خانه خلج قصاب – خانه خوش کلام – خانه دارابی – خانه داعی – خانه دریکوندی – خانه دلور – خانه دیانتی – خانه رحیمی – خانه رخشانفر – خانه رودبندی – خانه زرگر – خانه زرنگ زاده – خانه سعادت بخش – خانه سوزنگر – خانه جعفرخان سهرابی – خانه سیدصدر – خانه شایگان – خانه شاهرکنی(قصاب) – خانه شوشتری – خانه شیخی دزفولی – خانه صفر نانخور – خانه صفوی – خانه صمیمی – خانه صنیعی – خانه ضیائی(خلیلک) – خانه طلوعی – خانه طهماسبی – خانه عالمشاه – خانه عباسقلی – خانه عبدی – خانه عدسی – خانه عدل – خانه عدلی – خانه عرب آسیابان – خانه عشیری – خانه غفاری – خانه فیروزی – خانه فیلبان زاده – خانه قایدی – خانه علیداد قاسمی - خانه قصاب – خانه محمدرضا قصری - خانه قطب – خانه قلقچی – خانه قلمبر – خانه قلمی – خانه کارگرهودی – خانه کاشانی – خانه کاظم خبازی – خانه کانظر – خانه کاوسی – خانه کلولی(کاید بنه حسین) – خانه کلکچی – خانه کوهی نژاد – خانه گلاب خیام – خانه گلچین – خانه رُخگل گوسفندی – خانه کاظم لامی – خانه مردسلطانی – خانه مجاهد – خانه محسنی – خانه مخولی نُومبا(نانوا) – خانه مستوفی(سرتیپ) – خانه معصومی – خانه مهدوی – خانه مؤذن مسجدی – خانه میرزائی – خانه میرشکار – خانه میش کُش – اتاق نخل کلبی خان – خانه نفیسی – خانه نمدمال – خانه نیلساز – خانه ویسی – خانه یک خلیلو
✳️ آدرس سایت
🔵 (چمدان آبی) 🔵
دانشنامه شهرستان دزفول⬇️
https://chamadaneabi.ir/
✳️ جهت عضویت در کانال
🔵 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔵
در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس و یا لینک زیر کلیک نمائید.⬇️
@chamadaneabi
https://eitaa.com/chamadaneabi
با تشکر و سپاس
محمدحسین دُرچین