چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹تصویر بالا استاد محمدحسین کلندی آرایشگاه ستاره آبی خیابان دکتر شریعتی جنب بانک رفاه کارگران آرایشگا
🔹سلمانی نیمه کاره هنگام موشکباران🔹
✍ اصلاح سر و رسیدن به وضع ظاهر در دوران جنگ و دفاع مقدس هم خود داستانی مخصوص به خودش دارد که شنیدنیست.
… صبح آن روز به یاد ماندنی و در بحبوحه جنگ تحمیلی تصمیم گرفتم به آرایشگاه یا همان سلمانی خودمان بروم از خانه بیرون آمده و به خیابان دکتر شریعتی یا همان سی متری نبش کوچه شهربانی قدیم دزفول رسیدم آنجا آرایشگاهی بود به نام ستاره آبی که هنوز هم الحمدلله موجود است مالک و صاحب آرایشگاه جناب آقای حاج محمدحسین کلندی از دوستان بسیجی ما در پایگاه مقاومت بسیج مسجد حضرت امیرالمؤمنین(ع) که حتی زیر بمباران شدید دشمن از شهر خارج نمی شد.
… وارد آرایشگاه شدم دیدم دو نفر سر نوبت هستند من هم کاری نداشتم آنجا روبروی درب مغازه نشستم و شروع کردم به مطالعه مجلات و روزنامه ها بالاخره خودم را یک طوری مشغول می کردم از آن طرف صدای رادیو هم شنیده می شد، آقای کلندی و یکی از مشتریان که روی صندلی نشسته بود به آن گوش می دادند تا اینکه نوبت به من رسید آقای کلندی گفت: مشهدی محمدحسین بفرما نوبت شماست من هم روزنامه را کناری گذاشتم و از سر صندلی بلند شدم و رفتم و نشستم سر صندلی مخصوص آرایشگاه(سلمانی). آقای کلندی هم یکی از آن روپوش های سفیدش را از داخل کمد پایینی در آورد و به روی سینه ام انداخت و نخ آن را از پشت گردنم محکم بست و شروع کرد با شانه و منگنه(ماشین اصلاح) به کوتاه کردن موهای بنده من در حالی که به آینه جلو نگاه می کردم یک نگاهی هم به آینه های اطراف یک طرف هم که رو به خیابان بود ویترین شیشه ای بزرگی داشت خلاصه همه جای مغازه شیشه بود و شیشه، به آینه روبرو نگاهی کردم دیدم که یواش یواش موهای ژولیده ام دارند قشنگ می شوند به قول خودمان دارم تیپ می شوم که ناگهان همه ی چیزها به هم ریخت صدای مهیب و وحشناک موشک ۱۲ متری بود که در و دیوار را می لرزاند همه جا تیره و تار شده بود چشم چشم را نمی دید همه آینه ها شکست و ویترین شیشه ای هم همه اش فرو ریخته بود من از سر صندلیم بلند شدم نمی دانستم با این سر نیمه اصلاح شده کجا بروم آقای کلندی هم مرتب و بدون فاصله صدا می زد درچین، درچین کجایی. من فهمیدم که هر دو نفرمان سالم هستیم چون قبلاً از دوستان شنیده و فهمیده بودم که اگر صدای موشک را شنیدیم علامت اینست که زنده ایم و به عبارتی نمرده ایم بالاخره نمی دانم چطور شد که با همان رو پوش سفید رنگ از داخل ویترین شکسته مغازه بیرون رفتم آره رفتم بطرف کوچه جنب مغازه(کوچه شهربانی)، صدای موشکها هم دیگر قطع شده بود دوباره به آرایشگاه آمدم و دیدم هیچ خبری از آقای کلندی نیست روپوش سفید را که دیگر خیلی خاکی شده بود به داخل مغازه انداختم و در آن وضعیت که کسی حواسش به کسی دیگر نبود سریع به منزل آمدم هر کس مرا می دید. هم می خندید و هم خدا را شکر می گفت. شکر می گفت که سالمم و از طرفی به سر نیمه تراشیده ام می خندید اینطور شد که من در تابستان سوزان و داغ دزفول کلاهی به سر گذاشتم و شدم پاسخگوی این و آن که چرا در این هوای گرم کلاه به سر گذاشته ای. خلاصه حدود دو ماه، نه از آقای کلندی خبری بود و نه از دیگر همکارانش. تا اینکه شهر یواش یواش به حالت اولیه باز گشت و سر نیمه کاره بنده هم سر و سامانی گرفت و به حالت اولیه باز گشت و اصلاح درست و حسابی شد بله این هم یکی از مشکلات دوران جنگ که الحمدلله با تلاش و ایثار رزمندگان اسلام و فداکاری امت حزب الله به پیروزی نهایی رسید.
راوی: محمدحسین دُرچین
منبع: وب سایت چمدان آبی (محمدحسین دُرچین)
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
اسامی ۷۲ تن شهدای حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه تهران – هفتم تیرماه ۱۳۶۰
✍️ ... و اما در پست مناسبتی سایت چمدان آبی( دانشنامه دزفول ) می خوانید:
🔹... فاجعه شهادت ۷۲ تن از خدمتگزاران اسلام در ۷ تیر ۱۳۶۰ فصل خونینی درتاریخ انقلاب اسلامی بود. فصلی که ایادی سرسپرده، ماهیت پلید خود را نشان دادند و برگزیدگان ملت را به مسلخ عشق بردند. پیش از این انقلاب دوم رخ داده بود و لانه جاسوسی آمریکا، به اشغال حزب الله درآمده بود و حملات اجانب برای براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده بود; جنگ، ترور مردم بی دفاع کوچه و بازار، محاصره اقتصادی و دهها ترفند ضد انسانی دیگر برای این بود که مردم دست از حکومت اسلامی بشویند و استقلاب و آزادی خود را واگذارند.
🔴 به علت محدودیت کاراکتر در ایتا ادامه مطلب را در سایت بخوانید. 🔴 ⬇️
https://chamadaneabi.ir/72-tan-hezb-jomhoori/
✳️ آدرس سایت
🔵 (چمدان آبی) 🔵
دانشنامه شهرستان دزفول⬇️
https://chamadaneabi.ir/
✳️ شما جهت عضویت در کانال
🔵 (چمدان آبی) 🔵
در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس و یا لینک زیر کلیک نمائید.⬇️
@chamadaneabi
https://eitaa.com/chamadaneabi
🔵 شهید حجت الاسلام سیدمحمدکاظم دانش فرزند دزفول نماینده شوش و اندیمشک 🔵
✍️ ... و اما در پست مناسبتی سایت چمدان آبی( دانشنامه دزفول ) می خوانید:
⬇️
( زمان و محل شهادت – هفتم تیرماه ۱۳۶۰ – سرچشمه تهران )
سید محمد کاظم دانش در سال ۱۳۱۸ در خانواده ای روحانی چشم به جهـان گشـود. وی در سن پنج سالـگی می توانست قرآن را تلاوت کنـد و در سن هفت سالگی کـه می بایست به کلاس اول برود به علت هوش سرشار و نبوغی که داشت معلومات دوره ابتدایی را داشت و چون در آموزش و پرورش دزفول ضابطه ای برای افراد نابغه وجود نداشت لذا او را در کلاس دوم ثبت نام نمودند. ایشان در سن هشت سالگی تدریس قرآن می نمود و همیشه در مدرسه شاگرد اول بود
پدر و اجداد وی از روحانیون بنام منطقه دزفول و اطراف آن بودند. در باره پدر وی گفته اند او در شمار کسانی بود که با انفاس قدسی خود و خدمات شایانی که در راه تبلیغ و ارشاد مردم انجام داد، منطقه را احیا و معارف دینی را به میان آنان برد. وی مبارزی با شهامت بود و از جهاد با عوامل ستمگر داخلی و خارجی، باکی نداشت. وقتی شاه می خواست مسجد فعلی شهید دانش در جنب حرم حضرت دانیال(ع) را تبدیل به مهمانسرا کند، یک تنه در مقابل متجاوزان ایستاد ...
🔴 به علت محدودیت کاراکتر در ایتا ادامه مطلب را در سایت بخوانید. 🔴 ⬇️
https://chamadaneabi.ir/shahid-danesh/
✳️ آدرس سایت
🔵 (چمدان آبی) 🔵
دانشنامه شهرستان دزفول⬇️
https://chamadaneabi.ir/
✳️ شما جهت عضویت در کانال 🔵 (چمدان آبی) 🔵
در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس و یا لینک زیر کلیک نمائید.⬇️
@chamadaneabi
https://eitaa.com/chamadaneabi
🔰 سلام حضور
مخاطبین گرامی وب سایت (چمدان آبی )وقتتون خوش
یک نکته از این معنی ...
✍ آورده اند که :
زنبور عسل پرواز كنان و به سرعت در حال رفتن بود، حضرت جبرئيل از او پرسيد: كجا میروى؟
🔹 گفت: خداوند متعال به همه دنيا خبر داده كه يك عاشق دارم كه مىخواهند او (ابراهيم ع ) را در آتش بسوزانند، ما هم مىدانيم كه آتش را آب خاموش مىكند؛ دهانم را پر از آب كردهام و مىخواهم روى آتش نمرود بريزم.
🔹 پرسيد: چه مىگويى؟ تو با اين جثه كوچك، چه قدر مىتوانى آب در دهانت جا بدهى و آن را روى آتش بريزى؟
🔹 زنبور گفت: من به اندازه استعداد و توانائیم مكلف به خاموش كردن اين آتش هستم، بايد كمك كنم، اگر نكنم قيامت مسئول هستم؛ مىخواهم مرا هم جزء خاموشكنندگان به حساب آورند و عمل صالح انجام دهم.
( إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيّبُ
وَ الْعَمَلُ الصلِحُ يَرْفَعُهُ )
🔸 یادمان باشد ...
ما فقط وظیفه داریم کار درست را در هر شرایطی، هر مکانی و هر زمانی انجام دهیم؛
مدیریت کارها با
# خداست ...
✳️ یک رای داریم، فردا جمعه ۱۵ تیر ماه ۱۴۰۳ با انتخاب اصلح آخرت خود را آباد می کنیم ...
🔵🔵🔵
جهت پیوستن به
کانال چمدان آبی
(دانشنامه دزفول)
محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا
روی آدرس زیر کلیک فرمائید.
⬇️⬇️⬇️
@chamadaneabi
🔹اسامی آرایشگران و سلمانی های دزفول در 8 سال دفاع مقدس –
در سایت چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/arayeshgaran-dezful-defa-moghadas/
✍ شهر من دزفول، مردمش، کسبه و مغازه دارانش در دوران دفاع مقدس آنچنان خاطرات خوبی از خود بجای گذاشتند که زبانزد رزمندگان دیگر شهرهای ایران بودند که گذرشان به دزفول پایتخت مقاومت ایران می افتاد. خوش اخلاقی، مردمداری و خوش برخوردی با مشتریان و رزمندگان اسلام از خصوصیات کاسبان این شهر بوده و است.
🔹اسامی آرایشگرها و یا سلمانی های دوران دفاع مقدس در دزفول
در وب سایت چندان آبی
🔹آقایان گرامی و اساتید ارجمند آرایشگر بترتیب حروف الفباء : ⬇️⬇️⬇️
✳️ آدرس سایت
https://chamadaneabi.ir/
آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹اسامی آرایشگران و سلمانی های دزفول در 8 سال دفاع مقدس – در سایت چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/
🔹اسامی آرایشگران و سلمانی های دزفول در 8 سال دفاع مقدس –
در سایت چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/arayeshgaran-dezful-defa-moghadas/
✍ کربلایی مهندس علیرضا زاده درویش پسر شادروان حاجی زاده درویش یکی از پیشکسوتان آرایشگرهای دوران دفاع مقدس در دزفول از قول پدرش تعریف می کند که: من سلمانی و اصلاح سر و صورت را برای تعدادی از سربازان و بسیجیان که می دانستم پول باهاشون نیست، رایگان حساب می کردم و یا از آنان مبلغ ناچیزی دریافت کرده و بعضی وقتها هم می شد که به آنان پول تو جیبی بصورت هدیه می دادم تا بتوانند از شهر چیزی خریداری بکنند برای اینکه آنها را مانند فرزندان خودم می دانستم ضمناً روزهای جمعه هم مغازه را باز می کردم که اگر رزمنده ای برای اصلاح موی به دزفول آمده است دچار سردرگمی نباشد و همین بود که رزمندگان دیگر شهرها از اخلاق خوش ایشان و دیگر کسبه شهر دزفول بخوبی یاد کرده و آن را ازخاطرات خوبشان از دوران مقدس در دزفول می دانند.
🔹آرایشگرها و یا سلمانی های دوران دفاع مقدس در دزفول
🔹آقایان گرامی و اساتید ارجمند آرایشگر بترتیب حروف الفباء : ⬇️⬇️⬇️
✳️ آدرس سایت
https://chamadaneabi.ir/
آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹اسامی آرایشگران و سلمانی های دزفول در 8 سال دفاع مقدس – در سایت چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/
✍️ آرایشگرها و یا سلمانی های دوران دفاع مقدس در دزفول
آقایان گرامی و اساتید ارجمند آرایشگر بترتیب حروف الفباء :
⬇️⬇️⬇️
* آتش پرور - محمدعلی(خیابان شهید بهشتی)
* آلونک – حسن(خ شهید منتظری)
* اسدمسجدی - موسی(خ شهید بهشتی)
* ... – اسدالله(چهار راه سی متری) - آرایشگاه خورشد
* ... – اسکندر(... ) - آرایشگاه خوزستان
* انجیری راده - عبدالرضا(خیابان امام خمینی جنب کوچه بازار قدیم) - پدر شهید حسین انجیری زاده
* انجیری زاده - غلامرضا(خیابان امام خمینی)
* انجیری زاده - نعمت اله(خیابان امام خمینی)
* باخدا - شهرام(خیابان سمیه)
* باخدا - عبدالکریم(خیابان امام خمینی جنب سبزقبا - خیابان سمیه)
* پورعبدالله – محمد(خیابان امام خمینی بعد از سبزقبا بطرف سیاهپوشان)
* پورعبدالله – علی نام پدر محمد(خیابان امام خمینی جنب سبزقبا)
* جراح - ...(...)
* ... – حبیب(خ شهید منتظری)
* ... – حجت(نزدیک مسجد علویه)
* درویش زاده - عبدالرضا(خیابان امام خمینی بین سبزقبا و سیاهپوشان)
* درویش زاده - رضا(خیابان امام خمینی بین سبزقبا و سیاهپوشان)
* رجب زاده - ...(بلوار مقاومت)
* ... – رضا فتی(خیابان آفرینش جنب حمام حاج قربان)
* زاده درویش - حاجی(خیابان شریعتی جنب حسینیه کاظمین)
* زاده درویش - قدرت(خیابان شریعتی جنب حسینیه کاظمین)
* زرشناس - یدالله"پدر شهید محسن زرشناس"(خ صابرین بین خ کمیل و مقداد)
* ... – سالار(خیابان شهید بهشتی بین اقبال و توحید)
* ... – صفر(فلکه حاج مرادی)
* ضمیری - ...(خ شهید منتظری)
* طاهری – حسن(خ فردوسی روبروی مسجد امام حسن عسکری ع)
* طاهری – غلام(...)دلاک، طبیب، حجامت، شکسته بن و کشیدن دندان با کلبتین"انبر دستی با دسته بلند"
* طاهری – کریم(خ بهشتی نبش شریعتی)
* طاهری - محمدرضا(خیابان امام خمینی) - سه دوره نماینده آرایشگران دزفول
* طاهری نسب - ..."پدر شهید ..."(میدان مثلث جنب گاراژ مسافربری اهواز)
* ... - رحمان قندر(کوچه مسجد زرگران خ شریعتی)
* کرمی – جمشید(مقابل داروخانه نجات)
* کلندی - محمدحسین(خیابان شریعتی) - نماینده آرایشگران دزفول - آرایشگاه ستاره آبی
* گرمابی - اسدالله(...)
* نبی لاهتی(...)
* حسن لوافی پور(خ توحید نبش هجرت)
* ... – ماشاالله(بازار قدیم)
* ماندنی زاده - ...(خیابان طالقانی)
* مبارکه - محمود(خیابان آفرینش نبش دهقان روبروی کمیته سابق)
* مبارکه - مصطفی نام پدر محمود(خیابان آفرینش نبش دهقان روبروی کمیته سابق)
* مبارکه - غلامعلی نام پدر محمود(خیابان آفرینش نبش دهقان روبروی کمیته سابق - فرهنگ شهر)
* متقی نیا - عبدالکریم(خیابان شهید منتظری پل قدیم دزفول)
* متقی نیا"عباسی - عباسیازاده" – مانده"منده"(خیابان شهید منتظری پل قدیم دزفول)
* متقی نیا - محمد(خیابان شهید منتظری پل قدیم دزفول)
* ... – محمد(...) - آرایشگاه خوزستان
* نظیف کار - ...(خ شهید منتظری)
* نظیفی - ...(اول خیابان طالقانی نزدیک فلکه جنب کوجه دکتر ملک آسا)
* هنرور – حسین(آن طرف پل جنب پمپ بنزین)
✳️ آدرس سایت
https://chamadaneabi.ir/
آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
تصویری از ۵۲ سال پیش
عکس فوق متعلق است به عزاداران هیئت سینه زنی مسجد میاندره دزفول
(علی ابن ابی طالب ع)
در محرم الحرام که مصادف بوده است با زمستان سال 1350
عزادارانی که در عکس فوق مشخص شده و دیده می شوند عبارتند از : ⬆️
* مرحوم حاج غلامعلی قلطاغ ساز
* مرحوم حاج عبدالرحمن قلطاغ ساز
* مرحوم حاج عبدالحسین لیاقت
* مرحوم مجید خوش نژاد
* آقای حاج حسن قماشی
* جانباز شهید حاج رحیم عراقی
* شهید احمد سعیدی نیا
پدر شهید مرتضی سعیدی نیا
* مرحوم مشهدی پناه
* مرحوم حاج محمود سعیدی نیا
* مرحوم حاج یدالله محبیان
* مرحوم مرتضی برازش
* مرحوم صفرعلی ریشه
و جمعی دیگر از عزاداران ...
با تشکر از برادر خوبم
جناب آقای محمدحسین قلطاغ ساز ارسال کننده این عکس خاطره انگیز
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹 مراسم روضهخوانی در دزفول
https://chamadaneabi.ir/rowzeh-khani-dezful/
✍ یکی از مراسم مهم مذهبی در دزفول بلکه مهمترین آنها از حیث اعتقاد و گسترش، مجالس روضهخوانی بوده است. کمتر خانهای یافت میشود که در طول سال، هر چند یکی دو روز، روضه در آن خوانده نشود؛ مخصوصاً در دهه آخر ماه صفر که تقریباً همه خانهها روضههای نذری دارند و تعداد روضهخوانها هرچند زیاد هم باشد باز کفایت نمیکند؛ هر چند زمان هر منبری از دو، سه دقیقه بیشتر نباشد.
🔹 روضهها سه قسمت هستند:
1⃣ «روضه سالانه» که از پانزدهم ربیعالاول تا آخر ذیالحجه، معمولاً یکی از روزها _ و بیشتر، شبها _ در خانهها برگزار میشود و آن را «سالونه» میگویند.
2⃣ «روضه دههای» و «روضه خمسهای» که ماههای محرم و صفر به مدت پنج يا ده روز یا شب برگزار میشود.
3⃣ «روضههای موسمی» و « نذری» که غالباً در دهه آخر ماه صفر و گاهی فقط یک مجلس اجرا میشود.
روضهخوانها باید نفسزنان، پیاده و گاهی با اسب و الاغ و امروزه با ماشین و موتورسیکلت، خود را از مجلسی به مجلس دیگر روضه میرساندند.
🔹 روضههای کوتاه
روضههای کوتاه با ذکر مصیبت مختصر و احیاناً چند شعر و گاه به طرز نواخوانی، اجرا میشوند؛ اما تا چند سال قبل، مراسم روضهخوانیهای بزرگ و مفصل دایر بود. دو نفر به نام مَدِگر (دَمگیر) پای منبر مینشستند و وقتی روضهخوان بالای منبر میرفت، با آهنگ خاصی دو شعر میخواندند. اگر روضهخوان خوش صدا بود پس از پایان کارِ او همان دستگاه را مدگران از او تحویل میگرفتند و میخواندند. بعضی از روضهخوانها که از موسیقی خبر داشتند، شاگردانی خوشآواز داشتند که پایان منبرشان نوحه میخواندند و معرکه را گرم و انگیزهدار میکردند.
برای مجالس مهمی مانند مجالس علما، واعظانی سخنرانی میکردند که مدگر و نوحهخوان و آوازخوانی در کارشان نبود، بلکه چند آیه و حدیث یا تاریخ اسلام میگفتند و گریزی به کربلا میزدند و مصیبتی میخواندند. گاهی در پایان، یک نفر مداح، اشعاری به مناسبت آن مصیبت، با آهنگ میخواند. در این مجالس بسیار اتفاق میافتاد که افرادی در اثر هیجان و تأثر شدید بیهوش میشدند و آنها را از مجلس بیرون میبردند.
✍ مشاهیر واعظان قرن اخیر دزفول عبارتند از: سلطانالذاکرین آقا سید عبدالمحمد رودبندی، آقا شیخ عبدالحسین معزی، آقا سید تاجالدین، ملا یعقوب و پسرش ملامحمدجواد تدیّن و اخیراً حاج آقا سید حسین فارغ، ملاعبّاس مُخبر و حاج سیدمصطفی فارغ.
برای بعضی از مجالس تجّار معتبر(مانند روضهخوانی خانواده فتحی در مسجد بازار) دهها چراغ پایهدار و سرپوشدار با شکلهای بدیع که عتیقه بود، بر سر پلههایی چیده میشد و مجالس برگزار میگردید.
🔹 منبع: وب سایت چمدان آبی (محمدحسین دُرچین)
https://chamadaneabi.ir/rowzeh-khani-dezful/
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
حسين (ع) پيشواي مظلوم – دلنوشته ای از:
محمدحسین درچین سال ۱۳۵۹ در سایت چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/hossein-pishva-mazloom/ ⬇️⬇️⬇️
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
حسين (ع) پيشواي مظلوم – دلنوشته ای از: محمدحسین درچین سال ۱۳۵۹ در سایت چمدان آبی https://chamadanea
🔹 حسين (ع) پيشواي مظلوم – دلنوشته ای از:
محمدحسین درچین سال ۱۳۵۹ در سایت چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/hossein-pishva-mazloom/
✍ اي حسين، اي راهبر بزرگ انسان، اي پيشواي مظلوم.
اينك بنگر كه چسان شيعيانت، در طريق پاكت عاشقانه گام مي نهند. بنگر كه چگونه در راه تو كه راه خداست جانها فدا كنند و شهادتها پديد آرند.
اي امام حق، تو ما را آموختي كه در هر عصر، زندگيِ با ستم پيشگان را ننگ و ذلت دانسته و مرگ را جز سعادت و نيل به فلاح نپنداريم.
ما را آموختي كه براي احياي ارزشهاي متعالي فراموش شده قيام كنيم، با تحريف ها و بدعتها و وارونه جلوه دادنِ حق و حقيقت مبارزه كنيم.
از تو آموختيم كه هر گاه در هر زمانه دين محمد(ص) جز با كشته شدنمان باقي نماند تن هامان را به دست مرگ سپاريم و در راه برقراري احكام الهي، خويشتن را فدا سازيم.
از تو آموختيم كه در راه معبود از همه چيز بايد چشم پوشيد، نه تنها از خود، كه از زن و فرزند خود، از جوان ۱۸ ساله تا طفل شير خواره.
از تو آموختيم در پيكار آشتي ناپذير با استكبار، هر روزمان عاشورا باشد و هر زميني كربلا.
از تو آموختيم ايثار را، شجاعت را، استقامت و استواري را، از جان گذشتگي و سازش ناپذيري را …
از تو آموختيم چگونه زيستن و چگونه مردن را …
اكنون جهان در آتش جهل و جور و جنايت و فساد مي سوزد، ظلمت كفر وجود خويش را بر همه جا گسترده است، هر چه هست غم است و سرگشتگي و بزه كاري و ظلم و فحشاءِ، انسانيت خفته است، و در اين وادي ظلم خيز و ظلمت زا ما شيعيان تو پرچمدار عدل و آزادي و رهايي انسان عصر شده ايم.
اينك اي حسين عزيز، اي پيشواي حق، ما به تأسي از راه تو براي فلاح و رستگاري ملتها همت گمارده ايم.
بنگر كه چگونه پيروانت، عاشقان شهادتند، ببين چسان خونهاي پاك اين پاكان بشريت خفته را بيدار مي سازد.
نظاره كن كه اين راست قامتان با ايمانشان به يكتا خالق جهان چگونه كره ارض را به لرزه افكنده اند …
اينان مي روند تا بند ها را بگسلند و آزاديِ به بند كشيده شدگان زمين را نويد دهند.
اينان مي روند تا گلوي ظلم و فساد و استكبار را بفشرند. اينان مي روند تا صَلا دهندگان و دعوت كنندگان راه خدا شوند.
اينان مي روند تا كفر و شرك و نفاق را ريشه بر كنند و پرچم توحيد را به اهتزاز در آورند و اينانند عاشقان و دلدادگان و رهروان تو اي حسين، اي پيشواي مظلوم.
من به سر چشمه خورشيد نه خود بردم راه
ذره اي بـــودم و مهر تـــو مـرا بـالا برد
دلنوشته: محمدحسين دُرچين – محرم الحرام – سال ۱۳۵۹
منبع: وب سایت چمدان آبی (محمدحسین دُرچین)