eitaa logo
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
1.5هزار دنبال‌کننده
501 عکس
38 ویدیو
0 فایل
سایت چمدان آبی - دانشنامه دزفول: Https://chamadaneabi.ir مدیریت: @mh_dorchin
مشاهده در ایتا
دانلود
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹 روضه خانگی حاج عبدالنبی دیبائی با قدمتی ۲۰۰ ساله در دزفول – جزئیات بیشتر در سایت چمدان آبی(دانشنام
🔹معروفیت حاج ملا سیدحسین فارغ دزفولی به نقل از: حاج عبدالنبی دیبایی فرزند حاج حسن ✍والد بزرگوار بنده(حاج عبدالنبی دیبایی) یعنی حاج حسن دیبائی می گوید: در تهران که برای خرید پارچه می رفتم با شخصی آشنا شدم که سرگذشت کاری خود را اینگونه بیان می کرد حاج حسن به اتفاق برادرش به تهران آمده بودند وی در پیاده رو یکی از خیابان های شهر دکه سیگار فروشی گذاشت و مشغول به کار شد بعد از مدتی دکه را وسعت داد سپس در آن حوالی یک مغازه کوچک خرید و آن را برای پارچه فروشی آماده کرد و مدتی مشغول فروش بود که تعدادی از روسیه برای پیدا کردن نماینده ای در ایران آمدند و دست بر قضا مستقیما پیش ایشان آمده بودند و به ایشان پیشنهاد گرفتن امتیاز نمایندگی روسیه در ایران را دادند بعد از گرفتن این امتیاز کار وی رونق گرفت و ایشان به یکی از تجار بزرگ پارچه در ایران تبدیل گردید و از آنجایی که پدر و عموی پدرم قرابت و نزدیکی زیادی با حاج حسن داشتند و هر از چند گاهی برای خرید پارچه درب مغازه ایشان می رفتند و ساعتها با ایشان اختلاط می کردند در این سفر که پیش حاجی رفتند حاج حسن ایشان را برای روضه دعوت کرد در همین حال که گرم صحبت با وی بودیم حاج ملا سیدحسین فارغ از راه گذشت و با دیدن ما داخل مغازه بسیار خوشحال شد و پیش ما آمد بعد از مصافحه و احوالپرسی به او گفتم امشب کجا هستید آیا روضه می آیید گفت: کجا ؟ گفتم: منزل آقای اتفاق، ساعت هشت شب به همراه آقای فارغ به روضه رفتیم تازه روضه شروع شده بود و با توجه به اینکه حاج حسن یکی از تجار تهران بود تقریبا مستمعین خاصی داشت همه یا از مسئولین کشوری و یا از تجار بازار بودند بعد از گذشت چند دقیقه یک نفر از خدمه ی حاجی نزد ما آمد و از حاج ملا سیدحسین فارغ خواست تا به منبر برود آقای فارغ از وی پرسید منبری های حاجی چه کسانی هستند. گفت: آقایان محمدتقی فلسفی و حسنعلی راشد سپس از او پرسید من چقدر زمان برای منبر دارم. گفت: حاجی بیست دقیقه برای شما در نظر گرفته شده است. آقای فارغ گفت: من فکر کردم شاید یک ساعت نه، چهل و پنج دقیقه یرای من وقت باشد ولی حالا، نه حرف من و نه حرف حاجی من نیم ساعت منبر می روم سپس به منبر رفت و شروع کرد به سخنرانی در آن روز حاج ملا سیدحسین روضه ای خواند که من تا آن روز این مطالب را از کسی نشنیده بودم در لابلا و اواسط منبر و سخنرانی، آقای فلسفی وارد شد و در بین مردم نشست بعد از گذشت ۱۰ دقیقه آقای راشد هم آمد و ایشان هم نشست هر دو روحانی برجسته تهران پای منبر نشسته و به سخنان آقای فارغ گوش می دادند دیگر زمان وی به پایان رسیده بود شروع کرد مرثیه خوانی به طوری مرثیه و ذکر مصیبت خواند که تعدادی از مردم منقلب و بیهوش شده و از مجلس بیرون برده شدند بعد از مرثیه خوانی هم دستها را بلند کرد و دعا نمود البته ابتدا دولت را بابت وامی که از انگلیس گرفته بود مورد خطاب قرار داد و گفت: جمعیت ما طبق آخرین سرشماری که اخیرا انجام شده بیست میلیون نفر است و طبق حساب من با گرفتن این وام به هر نفر ۹ هزار تومان می رسد خاک بر سر حاکمی که مردمش را با نه هزار تومان بفروشد در این لحظه همه گردنها کشیده شد و با نگاه خاص به آقای فارغ نگاه می کردند ما هم حسابی ترس و واهمه داشتیم که الان بعد از منبر حتما ایشان را دستگیر خواهند کرد حاج ملا سیدحسین فارغ وقتی این نگاه ها را دید سرِ سخن را نرم تر کرد و قضیه را جمع نمود و از منبر پایین آمد و با آقایان فلسفی و راشد مصافحه کرده و آمد و کنار ما نشست خادم از هر دو روحانی خواست که به منبر بروند و ایشان خودداری و اجتناب کردند و چای به مجلس آوردند و روضه تمام شد و ما خواستیم به همراه حاج ملا سیدحسین از منزل حاج حسن خارج شویم که ایشان جلوی آقای فارغ را گرفتند و گفتند ما سه شب دیگر روضه داریم خواهشا تشریف بیاورید که حاج ملا سیدحسین گفتند: نه منزل خار زرد فردا معلوم نیست کجاست. هنوز چند قدمی از منزل دور نشده بودیم که خادم وی دوان دوان به سمت آقای فارغ آمد و پاکتی را به ایشان داد که ۴۰۰ تومان داخل آن بود. من به ایشان گفتم: خدا را شکر نان امروز هم در آمد اگر حاج ملا سیدحسین فارغ همراه ما نبود خبری هم از پول نبود، حالا باید پولها را تقسیم کنی ایشان گفت: تمامش را ببرید مگر من در فکر این پولها هستم. ✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹 در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi
🔹(لیست اسامی پزشکان دزفولی از سال ۱۲۵۰ تا بحال) ✍سایت چمدان آبی: شهر من دزفول پیشینه مستندی از علوم پزشکی دارد، در این شهر طبیبان سنتی وجود داشته است که بیمارانی از اقصی نقاط برای درمان به این شهر می آمده اند. در ایران روز تولد ابوعلی سینا که مصادف است با اول شهریور ماه به نام (روز پزشک) نامیده شده است. نگارنده چند سالیست که لیستی تهیه کرده است شامل بیش از ۱۰۰۰ نفر از پزشکان دزفولی و طبیبان سنتی که ضمن تقدیر از این عزیزان، از همه شهروندان درخواست دارد این لیست را کاملتر نمایند. شما عزیزان می توانید در فضای مجازی و ارسال اسامی به ۰۹۱۶۶۴۲۲۸۴۱  (مدیریت سایت چمدان آبی)یاریگر ما باشید.   با تشکر . محمدحسین درچین 🔹اسامی پزشکان دزفولی به ترتیب حروف الفباء  می باشند. گردآورنده: محمدحسین دُرچین(مدیر سایت چمدان آبی) « الف » اسامی در سایت با لینک زیر ⬇️ 🔹پزشکان و طبیبان دزفولی – چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/pezeshkan-dezful/
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹 روضه خانگی حاج عبدالنبی دیبائی با قدمتی ۲۰۰ ساله در دزفول – جزئیات بیشتر در سایت چمدان آبی(دانشنام
🔹حکایتی از حاج عبدالنبی دیبایی در خصوص یکی از روحانیون دزفول بنام ملا مخمل و چگونگی معروف شدنش از زبان پسرش ✍ یک روز ملا مخمل در‌ خانه اش نشسته بود که همسرش به ایشان گفت: در منزل چیزی برای خوردن نداریم ملا هم گفت: باشد، بروم پیش اینهایی که در طول سال برایشان روضه خوانده ام ببینم آیا هدیه ای می دهند تا بتوانم برایتان خرید کنم. (زمان قدیم در دزفول رسم بر این بود که افرادی که روضه سالانه داشتند آخر سال قبل از محرم حق الزحمه روحانی ها و مداحان را پرداخت می کردند.) ملا رفت پیش کسانی که برای آنها منبر رفته بود اما کسی به او چیزی نداد و دست خالی به خانه برگشت و مدام داشت با خود فکر می کرد که من در سال برای دستگاه اهل بیت منبر رفته و سخنرانی می کنم ولی همیشه دستم خالی است و خانواده ام دچار مشکل هستند که ناگهان پسرش صدا زد پدر درب خانه شما را می خواهند از او سوال کرد کیست؟ پسر جواب داد: یک سرباز است می گوید با شما کار دارد ملا پیش خود گفت یعنی چه، چه شده است حتما کسی رفته و در خصوص من چیزی گفته که آمده اند دنبالم به اهل خانه گفت من می روم ولی آمدنم دست خداست.(در زمان قدیم مردم از رفتگرها حساب می بردند چه برسد به سرباز و مامور دولت در اصل می ترسیدند.) ملا به همراه سرباز رفت، تا بعد از گذشتن از پل به چادر بزرگی که در آن شاهزاده ای به همراه قشون خود اتراق کرده بود رسید سرباز ملا را به درون چادر راهنمایی کرد، در چادر تعدادی آدم نشسته بودند او هم کناری نشست شاهزداه مشغول صحبت با بعضی از آنها بود ولی هر از گاهی نگاهش به سمت ملا مخمل بود خلاصه ملا حسابی جا خورده بود بعد از مدتی تمام افرادی که در چادر بودند رفتند شاهزاده و ملا تنها شدند شاهزاده دستور داد تا منبر را بیاورند و از ملا مخمل خواست تا برای او روضه بخواند از قضا روز اول محرم بود ملا از کار شاهزاده تعجب کرد و به او گفت در این شهر منبری و ملاهای برجسته ای وجود دارد که برای مراسم شما بهترند من چیزی بلد نیستم از ملا انکار و از شاهزاده اصرار شاهزاده گفت: شما نگران نباش و روضه ات را بخوان ملا شروع کرد و روضه خواند وقتی تمام شد شاهزاده دستور داد تا حق الزحمه وی را بیاورند در ظرف یک لیره طلا آوردند و به او دادند.(در قدیم سکه های طلا لیره نام داشتند) سپس از ملا خواست تا نه روز دیگر در همین ساعت بیاید و روضه بخواند ملا تشکر کرد و رفت در مسیر لیره را تبدیل به پول کرد و مایحتاج خانه را فراهم نموده و به خانه رفت همسر و فرزندان با دیدن دستهای پُرِ پدر تعجب کردند و از او سوال کردند پدر چه شده، ملا ماجرا را تعریف کرد و از خدا بابت این توجه اش شکرگذاری کرد نُه روز بعد هم به همین شکل گذشت و ملا در این ده روز به واسطه خواندن روضه برای شاهزاده با او نزدیک شده بود و با او راحت صحبت می کرد روز آخر که تمام شد شاهزاده به ملا گفت: حق الزحمه ات را که گرفتی دیگر تشریف ببر ملا گفت: تا علت این کارت را برایم نگویی که چرا با وجود این همه روحانی برجسته در شهر دزفول از من خواستی تا برایت روضه بخوانم نمی روم شاهزاده گفت: من هر سال در اصفهان ده روز را روضه می خواندم دزفول که آمدم نمی دانستم روضه ام را چگونه برگزار کنم و کسی را هم نمی شناختم در عالم خواب حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را دیدم و فرمایش کردند از ملا مخمل دعوت کنم گفتم من ایشان را نمی شناسم و در عالم خواب شما را به من نشان داد آن روز اول که به شما نگاه می کردم خواستم ببینم خودتان هستید ملا جریان خودش و دست تنگی آن روزش را تعریف کرد سپس شاهزاده گفت: درآمد ماهیانه شما چقدر است ملا گفت بین ۱۵ تا ۲۰ لیره شاهزاده گفت: از امروز به بعد شما دیگر به منبر نروید و در پایان ماه بیا و دستمزدت را بگیر درضمن کتابی را هم به او داد و گفت: برو و این کتاب را خوب مطالعه کن تمام که شد آن را بیاور و کتاب بعد را تحویل بگیر چندین ماه به همین طریق گذشت و ملا با خواندن این کتابها که بقول خودش تاکنون چشمش به همچنین مطالبی نخورده بود و آن را ندیده بود، معروف گشت و جزء منبری های معروف شهر دزفول شد. ✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹 در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi 📝 آیدی شخصی جهت پیام، پیشنهاد و انتقادات شما: 🆔 @mh_dorchin
عکسی ماندگار از شهید بهمن درولی و خالو مرتضای گردان بلال و فرمانده توانمند و خوشرو حاج حمید مجدی نسب و آن دو دوست خوبم، سالی که یزله های بیاد ماندنی گردان بلال ضبط و در چمدان آبی ام نگهداری شد. سال ۱۳۶۵ روستای چویبده پلاژ و اروند و فاو یادش بخیر عکس فوق برگرفته از: سایت چمدان آبی محمدحسین درچین
هدایت شده از الف دزفول
✋🏻 با سلام ☀️ پست فوق ویژه الف دزفول 📶انتشار برای اولین بار در فضای مجازی 🎁 اختصاصی الف دزفول 😭 تیله های محمدرضا ✍🏻 روایتی دردآلود ، روضه گونه و تکان دهنده از کودک شهید محمدرضا مهدیان زاده 4️⃣4️⃣ روایتی که برای اولین بار پس از گذشت 44 سال منتشر می شود 🔴 روایت تیله هایی که سرنوشت غریبی پیدا کردند. 😭❤️ روایت مادری که صبح کودکش را با لبخند بدرقه کرد و عصر با اشک پیکرش را داد دست خاک!!!! 🌷❤️😭 این روایت ، از جنس همان روایت هایی است که چند روزی هست و نیست مرا بهم ریخت! روایتی که نوشتنش جانفرسا بود برایم و روایتی که تصویرش ، تصورش و تجسمش ، روزگارتان را به هم می ریزد ☀️❤️ این روایت را در خلوتی آرام مرور کنید و یقین بدانید که سهمتان در انتهای روایت اگر اشک نباشد، بغضی مهارنشدنی است. ✅ گاهی اوقات یک شهید از پنجره ای رو به تو لبخند می زند که فکرش را هم نمی کردی! روایتش را از زبان کسی به تو می رساند که در گمانت هم نبوده است و آن روایت گاهی می شود یکی از زیباترین جلوه های زیستنت! پس از این همه سال شهید نگاری دیگر خوب می دانم که کشف روایت یک شهید ، اصلاً اتفاقی نیست. قصه ی «محمدرضا مهدیان زاده» هم از این دایره خارج نیست! 👇🏻🔻 مشروح روایت کودک شهید محمدرضا مهدیان زاده را در الف دزفول ببینید 🔻👇🏻 🌎https://alefdezful.com/?p=13505 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 ✅ «الف دزفول» اولین رسانه تخصصی مقاومت و پایداری شهرستان دزفول سایت الف دزفول | لینک عضویت ایتا
🔹موضوعات مختلف برای منبر و سخنرانی های کوتاه – در سایت چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/menbar-va-sokhanrani/ ✍سایت چمدان آبی در این پست بر آن شده است تا موضوعات مختلف و متفاوت را جمع آوری کرده و در اختیار مخاطبین گرامی قرار دهد. گاه پیش می آید از شما در نشستی دوستانه درخواست می شود که مطلبی را بیان کنید و یا سخنرانی کوتاهی داشته باشید شما هم می مانید که چه بگویید موضوعات و مطالب زیر شما را در این باب کمک می کنند تا کوتاه سخن گفته و توشه ای همراه داشته باشید. امید که مقبول افتد. 🔹شما هم می توانید مطالبی در این باب را ارسال تا به این پست اضافه شود. ✳️ آدرس سایت https://chamadaneabi.ir/ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹 در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹موضوعات مختلف برای منبر و سخنرانی های کوتاه – در سایت چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/menbar-va-s
🔹لیست موضوعات و مطالب مختلف و متفاوت ⬇️⬇️⬇️ 🔹از خدا چه می خواهی؟ 🔹جز از خدا از کسی نترسید(شیخ بهایی) 🔹شش چیز در شش جا پنهان و مخفی است(وحی خداوند به حضرت موسی ع) 🔹عدالت دقیق خداوند(از مشاهدات حضرت موسی ع) 🔹عزت و ذلت را خدا می دهد(امام جعفر صادق ع) 🔹قویترین و سخت ترین و شدیدترین مخلوق خدا(حضرت علی ع) 🔹مُفلس چه شخصی است؟ (حضرت محمد ص) 🔹یاران امام مهدی (عج) به چهار گروه تقسیم می شوند آنها کدامند؟ 🔹اقسام انسانها در سایت چمدان آبی ✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹 در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi 📝 آیدی شخصی جهت پیام، پیشنهاد و انتقادات شما: 🆔 @mh_dorchin
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹موضوعات مختلف برای منبر و سخنرانی های کوتاه – در سایت چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/menbar-va-s
🔹مُفلس چه شخصی است؟ (حضرت محمد ص) ✍حضرت محمد(ص)به اصحاب خود فرمودند: آیا می دانید به چه کسی  مُفلس می گویند؟ یکی گفت: آدمی که زندگیش بر باد رفته باشد و دیگری گفت: کسی که سرمایه از؛ کف داده و … خلاصه هر کس اظهار نظری نمودند. آقا رسول الله(ص) فرمودند خیر، مُفلس آن کسی می باشد که با پرونده ای مملو از فیض و فضلیت و فریضه های واجب و مستحب مقبول وارد صحرای محشرگردد. سپس عده زیادی گرد او جمع شده، یکی بگوید غیبت مرا کرده، دیگری بگوید به من تهمت زده ای، دیگری شاکی باشد که حق مرا خوردها ای … ما را مسخره کرده ای … و کذا و کذا … آن وقت دستور می رسد کلیه اعمال صالح وی بین طلبکاران ایشان تقسیم گردد در حالی که پرونده اش سیاه و تهی از اعمال صالح و ثواب شده ولی هنوز طلبکاران بسیاری دارد … خطاب می رسد که از گناهان و معاصی طلبکاران بردارید و به پرونده اعمال شخص مُفلس اضافه کنید 🔹برگرفته از : سایت چمدان آبی
🔹شرحی بر امامزاده ها و بقاع متبرکه شهرستان دزفول – در سایت چمدان آبی(دانشنامه دزفول) در لینک زیر ⬇️⬇️⬇️ https://chamadaneabi.ir/emamzade-beghae-dezful/ سایت چمدان آبی: ✍ بقاع جمع بقعه به معنی مکان است. بقاع متبرکه به معنای مکان های مقدس و به مثابه جایگزینی برای مکان های زیارتی به کار می رود. در دزفول امامزاده ها و بقاع متبرکه بسیاری وجود دارد که هر کدامشان ملجأ و پناه مردمی هستند که در این دیار زیست می کنند و هنگامی که می خواهند روحی تازه کرده و یا مراتب معنوی روحی خودشان را بالاتر ببرند و یا حاجت و گرفتاری دارند به این مکانهای مقدس رفته و مسلم که دست خالی بر نمی گردند. 🔹 این بار سایت چمدان آبی به معرفی و شرحی کوتاه از این امکنه مقدسه پرداخته است و در صورت دسترسی به منابعی دیگر این پُست را پُر بارتر خواهد کرد. نظرات و مطالب خود را می توانید با ۰۹۱۶۶۴۲۲۸۴۱ (محمدحسین دُرچین مدیر سایت چمدان آبی) در میان بگذارید. با تشکر ✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹 در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi 📝 آیدی شخصی جهت پیام، پیشنهاد و انتقادات شما: 🆔 @mh_dorchin