eitaa logo
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
1.5هزار دنبال‌کننده
485 عکس
38 ویدیو
0 فایل
سایت چمدان آبی - دانشنامه دزفول: Https://chamadaneabi.ir مدیریت: @mh_dorchin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹معرفی بقاع شهرستان دزفول در سایت چمدان آبی 🔹جابر بن عبدالله انصاری ✍بقعه متبرکه جابربن عبدالله انصاری در جاده شوش، نزدیک پل حمید آباد و در میان درختان سرسبز و با صفا قرار گرفته است. این بقعه، مدفن نوه ارشد جابربن عبدالله انصاری صحابی بزرگ پیامبر، می‌باشد و به نام جدّ خویش نامیده شده است. وی جد خاندان انصاری دزفولی است و به جابر صغیر معروف است. گرچه بقعه جابربن عبدالله انصاری قدیمی است؛ ولی اخیراً تعمیراتی در آن انجام گرفته است. ✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول) https://chamadaneabi.ir/ ✳️ آدرس کانال چمدان آبی در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi 🔹محمدحسین دُرچین
🔹در سایت چمدان آبی لغات مربوط به لوازم خانگی قدیمی و بناهای سنتی یا اثاث البیت(تَک تُلا) را در لهجه دزفولی می خوانید و شما می توانید با ارسال لغات جدید فقط در ایتا و خصوصی مدیریت سایت را یاریگر باشید. ۰۹۱۶۶۴۲۲۸۴۱ ⬇️⬇️⬇️ اِستیکان = استکان(اس غربی - تی چای - کان معدن) آفتابه سلبچه = عبارت از يك ظرف ورشويي گود مانند قابلمه كه لبه هاي آن پهن و كنگره اي بود و يك تُنگ دهانه بلند و دسته دار به نام آفتابه كه براي شستن دست ميهمان ها به كار مي رفت  و حكم يك دستشويي سيار را داشت. باب زن = بادبزن بَ رَه = کف گیر تَپ = آب کش برنج البته از جنس چوب - این نوع سبد ها با شاخه های درخت بادام بافته می شود تَش تولوزه = ماهی تابه ی کوچک تَشتی = قابلمه تَشتولوزَه = ماهی تابه کوچک تَش گُلن = آتش گردان تُو وَه = تابه ی بزرگ جُفنه = لگن يا تغار چوبي براي تهيه خمير جوم = ظرفی کوچک برای زیر شیر سماور حُب = ظرف یا منبع سفالی بزرگ برای نگهداری آب حوزوله = حوض کوچک که مجهز به شیر آب بود حُوش = حیاط خانه خَرند = سکو خَلا = مستراح - توالت - سرویس بهداشتی دَرتو = درب اتاق دریزه = دریچه دَسگر = دستگیره از جنس پارچه دَلیز = راهرو مسقف که حیاط خانه را به در حیاط وصل می کند دولچَه = پارچ دیگولوزه = دیگ کوچک رَفَک = طاقچه یا تاقچه سر پیشی = دم کن برنج سُک سُک مورچوه = وسایل مربوط به درست کردن کلوچه محلی  سماور زغالي سَلَه = سبدهای بزرگ چوبی که میوه ها را برای فروش در آن گذاشته درب مغازه می گذارند ظروف مسي یا ورشويي شوادون = شبستان - زیر زمین علّاگه = سبد خرید غلفه = ساختمانی که روی بام طبقه بالا ساخته می شد فرش دست بافت فرموم بر = فرمانبر كتري فلزي كَپُو = ظرفي بود درب دار كه از ساقه هاي برنج يا گندم و با نخ هاي رنگارنگ بافته مي شد از اين وسيله معمولاً براي نگهداري وسايل خياطي نيز استفاده مي كردند. کَمچَه = ملاغه یا ملاقه  کنیسه = اتاقکی آجری که روی راه پله پشت بام ساخته می شد کیزه = کوزه گلوپ = لامپ گِمنه = آسیاب دستی لَلو = گهواره مِجري = صندوقچه اي چوبي براي نگهداري اسناد و مدارك  مَرزق = ناودان مَسقنه = تُنگي مسي و یا از جنس برنج و مخروطي شکل كه از پایین پهن بوده و دهانه اي گشاد داشت و براي حمل و نگهداري آب استفاده مي شد - ظرف فلزی برای حمل آب مَشکول = مشک کوچک مَغل = منقل مَقاش = انبری فلزی برای جابه جا کردن زغال ملار = سه پایه مَمبیره = آبراه - جوی آبی هزار پيشه = صندوقچه اي چوبي كه درون آن قسمت بندي شده و براي نگهداري قوري و استكان و نعلبكي مورد استفاده قرار مي گرفت هَشَّک = کاسه سفالی یخدون = صندوق بزرگ و چوبي و درب دار با پايه هاي كوتاه كه درون آن با يك ورق گالوانيزه پوشانده شده و بيرون آن نيز با نوارهاي فلزي رنگارنگ تزيين مي كردند و اين صندوق بر خلاف نام آن براي نگهداري لباس مورد استفاده قرار مي گرفت. ✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹محمدحسین دُرچین در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi
🔹سبزقبا - دزفول ✍در کنار خیابان امام خمینی بعد از خیابان سی‌متری دزفول بقعه معروف به سیدمحمد سبزقبا قرار گرفته است،‌ بنای این بقعه کاملاً نوسازی شده و هیچ اثر قدیمی در آن نگذاشته‌اند. یک شجره‌نامه در دفتر بقعه بر لوحی روی کاغذ نوشته شده و در این لوحه بنا به روایت سید نعمت‌الله شوشتری در کتاب «المجموعه» صاحب بقعه را برادر حضرت امام رضا (ع) خوانده است که غریب به شهر دزفول در آمده و میهمان زنی به نام زبیده بوده است که فرزند او بر اثر دعای سید سبزقبا بهبود یافته است. سید سبزقبا قبل از وفاتش به آن زن وصیت کرده که نامه او را به حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) که از راه دزفول عازم خراسان بوده است برساند. مطلعین دزفول می‌گویند که بقعه سبزقبا مانند بقعه عباس علی دزفول به شکل گنبدی خیاری بوده است. ساختمان بقعه با گنبد خیاری از آثار دوره تیموری و سلجوقی است و بی‌شک اگر بقعه سبزقبا را معدوم نکرده بودند یک اثر هنری معماری در دزفول بیش از امروز باقی بود. ✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹محمدحسین دُرچین در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi
شرحی پیرامون بقعه سوار غیب در سایت چمدان آبی⬇️
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
شرحی پیرامون بقعه سوار غیب در سایت چمدان آبی⬇️
🔹سوار غیب - دزفول ✍بقعه متبرکه سوار غیب در جاده دزفول به بن جعفر در کنار کانال سوم جاده‌ای از سمت چپ جدا می‌شود که در سمت راست این جاده فرعی به فاصله پانصد متر از جاده اصلی بقعه امامزاده سوار غیب با گنبد شلجمی سفید رنگ ساده پیداست. در طرف جنوب بقعه نهری با آب کم وجود دارد. در اطراف بقعه قبرستانی است که سنگ قبر قدیمی در آن دیده نمی‌شود؛ ولی نوعی آجرچینی برای پوشش قبر، بخصوص آثار قبرهای پله‌کانی از نوع قبور اوائل اسلام دیده می‌شود. سید محمدعلی امام دزفولی می گوید: پدر بزرگم همیشه خاطره ای از پدرش را تعریف می‌کند و می‌گوید بارها و بارها پدرم با چشمانی اشک آلود برایم گفته است که: آن مرد، قلبی رئوف و چشمانی همواره نمناک داشت. در آهنگ صدایش آرامشی جنوبی موج میزد. مقید به نماز اول وقت بود. روستا زاده بود و از سیاست بازی های روزگار گریخته و در خانه ای محقر سکنی گزیده بود. زنش به تازگی از دنیا رفته بود و برای تنها پسرش هم مادر بود و هم پدر. .سال 1198 هجری شمسی وارد روستای عباس آباد از توابع دزفول شد. با ورود او جمعیت روستا 68 نفره شده بود. یک اسب، دو گاو و یک گاومیش تنها سرمایه اش بود. سه سال از ورود او به روستا گذشته بود، اما با وجود محبوبیتی که بین مردم پیدا کرده بود هنوز هم هیچکس از گذشته و بستگان احتمالی او اطلاعی نداشت. کمتر حرف می‌زد و بیشتر گوش می داد. اندک سوادی برای خواندن و نوشتن داشت که همان را نیز به پسرش یاد داده بود. آن سال زمستان سردی بود. باران بی امان می بارید و سقف غالب خانه ها چکه میکرد و این او بود که بدون هیچ چشم داشتی همسایگان را یاری میکرد. اهل نماز شب و مراقبه بود آنگونه که برخی اهالی روستا هر از گاهی با اشاره چشم، اینکه او ساده لوح است و را به هم نشان می دادند. این سخن از آنجا تقویت شد که می دیدند شمشیر و سپر خریده، لباس رزم می‌پوشد و به پسرش آداب شمشیر بازی می آموزد. وقتی دلیل اینکار را می‌پرسیدند می‌گفت: شاید بزودی امام زمان(عج) ظهور کرد، من و پسرم باید آماده یاری ایشان باشیم و ... لبخند کنایه آمیز همسایگان تنها پاسخش بود. در بین جوانان روستا شایع شده بود که او بسیار خوش باور است و بر همین اساس چند نفری قصد آزار اورا کردند. ظهر هنگام نماز بود که افرادی هلهله کنان درب خانه او رفته و گفتند: آقا محمد چه ایستاده ای؟ امام زمان(عج) ظهور کرده و فرموده تا تو نیایی از اینجا که هستم جایی نمی‌روم. قلبش زلال بود و سرشار از عشق به امام زمان (عج). آرزویی جز این نداشت. مگر میشود معشوق تو را بخواند و تو لحظه ای تردید کنی ؟؟!! سراپای وجودش سرشار از یقین شد. پسرش مهدی را صدا کرد. او را بر تنها اسبی که داشت سوار نمود و به راهی که جوانان بذله گو می‌گفتند رفت. او می‌رفت و جوانان اسب سوار به طنز و طعنه او را دنبال می‌کردند که عاقبت این تمسخر چه خواهد شد. حدود پنج کیلومتر را تاخته بودند. آری، همان تپه ای که گفته می‌شد محل انتظار است نمایان شد. اتفاقا غریبه ای آنجا ایستاده بود و برای او و دیگر جوانان دست تکان می داد. همگی رسیدند. هیچکس او را نمی شناخت. با صدای بلند خطاب به همه آنان فریاد زد ممنونم از اینکه تا اینجا دوست و حبیب ما را مشایعت کردید. آنوقت صدا زد محمد، خیلی خوش آمدی، آقا پشت همین تپه منتظر تو و پسرت است. جوانان بذله گو ساکت شده بودند. آن مرد محمد و پسرش را برای معرفی به پشت تپه برد. جوانان بذله گو منتظر بودند. اما فقط‌ سکوت بود و سکوت. انتظار بیهوده بود. باید یکنفر سری میکشید و از اوضاع با خبر میشد. تپه کوچکی بود. هر صدا و حرکتی هم احساس می‌شد. یکنفر با اسب بالا رفت و با صدایی شبیه به جیغ فریاد زد این‌جا هیچکس نیست هیچکس ... آنها غیب شده اند. به دنبال این حرف همه نگاه کردند. دیگر نه آن روز و نه هیچ روز دیگری محمد و پسرش و آن سوار غریبه دیده نشدند. بقعه سوار غیب یکی از آثار تاریخی شهر دزفول است که در ۵ کیلومتری جنوب این شهر و در نزدیکی شهرک محمد بن جعفر قرار دارد. بنای بقعه تقریبا به شکل دست نخورده باقی و فضای سنتی خود را حفظ کرده است. در اطراف بقعه چند درخت کنار و قبرستان قدیمی وجود دارد. برای رسیدن به این بقعه از جاده فرعی قبل از شهرک و در مسیر روستای دهبر می بایست ۱٫۶ کیلومتر را پیمود. در مورد صاحب بقعه در کتاب مجمع الابرار و تذکره الاخیار آمده که وی از عاشقان و ارادتمندان و منتظران واقعی امام زمان(عج) روزگار خود بود که به پشتوانه اخلاص و ارادت واقعی به وصال یار نایل آمد. وی همواره حامی ضعفا و صحرا گردانی بوده که از آن مسیر عبور می کرده اند و در زمانی که به کمک احتیاج داشته اند سواری از غیب به یاریشان شتافته و به همین دلیل به سوار غیب شهرت دارد. این بنای تاریخی به شماره ۸۳۶۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
محمدحسین دُرچین: 🔹در کانال چمدان‌آبی کنایه های دزفولی را می خوانید که با کلمه لِف و مَری آغاز می شود.(لف و مری یعنی شبیه و مانند) ⬇️⬇️ ✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹محمدحسین دُرچین در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi *" لِف پَخشِه مَندِه یَ " = مانند مگس یا پشه خسته ای است. *" لِف روُوا روز گِرُفتشَه " = مانند روباه روز او را فرا گرفته است. *" لِفِ طِلا قال وَندِیَه " = آدم بسیار پاک و درستی است. *" لِفِ عَفتو سَر دیوارَه " = آخر عمرش است. *" لِفِ عَلَمِ بِندِکَه " = (احتمالاً عَلَم بلندی بوده است)کنایه به کسیکه بصورت ایستاده بالای سر یك نفر دیگر بایستد میگویند مثل عَلَم بِندِکَه *" لِفِ کَتِ حج فَرَج " = مانند کَتِ حاج فرج است جای خیلی بزرگ و فرّاخ و گشاد *" ري‌یش مَرری افسر ه " = صورتش مثل سحری است یعنی خواب آلوده و بد اخلاق است *" مَری اَ اُو گِرِرُفتَنَشَه " = فرزندی که به تربیتش نمی رسند. *" مری اَشُو مُردَه " = خیلی تنبل و بیحال. *" مری اُو توله خورده " = (مثل اینکه آب توله خورده است) شخص تنبل و بی جون و حس *" مَری باقِلِه سَر تُووَس " = خیلی بی قرار است. *" مَری باقِلِه نَپَزائیَه " = حرف در او اثر نمی کند. *" مَری بُنِ بِه رییِ یه " = مستوری که مشخص شده. *" مَری پا مرغ خُوردَه " = مثل اینکه پای مرغ خورده یعنی زیاد این طرف و آن طرف می رود - کنایه از افرادی که یک جا نمی مانند و اغلب مواقع در گشت و گذارند. *" مَری ترکِی عنار دسشه " = مثل اینکه ترکه انار در دستش میباشد( که با دست خالی برگشته است) در زمانهای گذشته گزمه ها و قراولها  برای کلاشی  با در دست داشتن  ترکه اناری به در خانه ها می رفتند و از آنها برنج  و روغن و حبوبات میخواستند و مردم نمیدادند از این جهت ترکه انار  ضرب المثلی شده است  برای با دست خالی برگشتن. *" مَری تَل وَرِش شیوِسَه " = مثل اینکه وقت را تشخیص نمی دهد. *مَری چِلَقدونِ ندارَه " = کسیکه هر حرفی را هر جایی میزند *" مَری حمومُه زَنونَس " = خیلی سر و صدا هست. *" مری حیت وَندَه وَرِش " = کنایه از کسیکه از فرط گرسنکی با ولع غذا می خورد *مَری خَمیرِشَه پِه اُ سَرد شِشتِنَه " = آدم بسیار خونسرد و آرام. *" مَری خینِ کَمُـوتـَرَه " = خیلی قرمز است. *" مَری رُکَّه کَشیده ایطور کِپِسَ " = رکه به ظرفی که برای بنایی استفاده میشده میگویند و در آن ملات یا ماسه و سیمان و سنگ و آجر جابجا میکردن و زمانی به کار میرود که طرف خیلی اظهار خستگی می کند. *" مری سری پَرچِ خارییُم " = مثل این است که روی یک دسته خار نشسته ام(کنایه از شخصی که اضطراب دارد) *" مَری سَگِه گـُشنَه مِه رییِش " = آدم خیلی بد اخلاق و عصبانی *" مری شُوگار دِرازَس = " خیلی قدش بلنده *" مَری کِرمِلیكِ ندارَه " = کرملیك به معنای دنبالچه. کنایه از کسیکه نمی تواند یکجا بنشیند و مرتب وول میخورد *" مَری لیوَه بیسَه " = مثل اینکه دیوانه شده است *" مَری مارپیتِنَکِن " = انگار مار و پونه هستن با هم(مار از پونه بدش میاد دم لونش سبز میشه) *" مَری مَخو رُوه شِیره نَفتَه بَندَه " = خیلی عجله دارد. *" مَری مورِ شُمارَه " = خیلی آهسته راه می رود. *" مَری مِه قاعُذ پَروَرِسَه " = آدمی که با گذر سن جوان مانده است. *" مَری مِیشِ خُوُلی یَه " = (مثل گوسفند خواب آلود است)منظور کسی که همیشه بی حال و خواب آلودکنایه های دزفولی با آغاز کلمه لِف و مَری یعنی مثل و مانند و شبیه: *" لِف پَخشِه مَندِه یَ " = مانند مگس یا پشه خسته ای است. *" لِف روُوا روز گِرُفتشَه " = مانند روباه روز او را فرا گرفته است. *" لِفِ طِلا قال وَندِیَه " = آدم بسیار پاک و درستی است. *" لِفِ عَفتو سَر دیوارَه " = آخر عمرش است. *" لِفِ عَلَمِ بِندِکَه " = (احتمالاً عَلَم بلندی بوده است)کنایه به کسیکه بصورت ایستاده بالای سر یك نفر دیگر بایستد میگویند مثل عَلَم بِندِکَه *" لِفِ کَتِ حج فَرَج " = مانند کَتِ حاج فرج است جای خیلی بزرگ و فرّاخ و گشاد *" ري‌یش مَرری افسر ه " = صورتش مثل سحری است یعنی خواب آلوده و بد اخلاق است *" مَری اَ اُو گِرِرُفتَنَشَه " = فرزندی که به تربیتش نمی رسند. *" مری اَشُو مُردَه " = خیلی تنبل و بیحال. *" مری اُو توله خورده " = (مثل اینکه آب توله خورده است) شخص تنبل و بی جون و حس *" مَری باقِلِه سَر تُووَس " = خیلی بی قرار است. *" مَری باقِلِه نَپَزائیَه " = حرف در او اثر نمی کند. *" مَری بُنِ بِه رییِ یه " = مستوری که مشخص شده. *" مَری پا مرغ خُوردَه " = مثل اینکه پای مرغ خورده یعنی زیاد این طرف و آن طرف می رود - کنایه از افرادی که یک جا نمی مانند و اغلب مواقع در گشت و گذارند.
✳️ آدرس کانال 🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹محمدحسین دُرچین در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi ⬇️⬇️⬇️ *" مَری ترکِی عنار دسشه " = مثل اینکه ترکه انار در دستش میباشد( که با دست خالی برگشته است) در زمانهای گذشته گزمه ها و قراولها  برای کلاشی  با در دست داشتن  ترکه اناری به در خانه ها می رفتند و از آنها برنج  و روغن و حبوبات میخواستند و مردم نمیدادند از این جهت ترکه انار  ضرب المثلی شده است  برای با دست خالی برگشتن. *" مَری تَل وَرِش شیوِسَه " = مثل اینکه وقت را تشخیص نمی دهد. *مَری چِینقدونِ ندارَه " = کسیکه هر حرفی را هر جایی میزند *" مَری حمومُه زَنونَس " = خیلی سر و صدا هست. *" مری حیت وَندَه وَرِش " = کنایه از کسیکه از فرط گرسنکی با ولع غذا می خورد *مَری خَمیرِشَه پِه اُ سَرد شِشتِنَه " = آدم بسیار خونسرد و آرام. *" مَری خینِ کَمُـوتـَرَه " = خیلی قرمز است. *" مَری رُکَّه کَشیده ایطور کِپِسَ " = رکه به ظرفی که برای بنایی استفاده میشده میگویند و در آن ملات یا ماسه و سیمان و سنگ و آجر جابجا میکردن و زمانی به کار میرود که طرف خیلی اظهار خستگی می کند. *" مری سری پَرچِ خارییُم " = مثل این است که روی یک دسته خار نشسته ام(کنایه از شخصی که اضطراب دارد) *" مَری سَگِه گـُشنَه مِه رییِش " = آدم خیلی بد اخلاق و عصبانی *" مری شُوگار دِرازَس = " خیلی قدش بلنده *" مَری کِرمِلیكِ ندارَه " = کرملیك به معنای دنبالچه. کنایه از کسیکه نمی تواند یکجا بنشیند و مرتب وول میخورد *" مَری لیوَه بیسَه " = مثل اینکه دیوانه شده است *" مَری مارپیتِنَکِن " = انگار مار و پونه هستن با هم(مار از پونه بدش میاد دم لونش سبز میشه) *" مَری مَخو رُوه شِیره نَفتَه بَندَه " = خیلی عجله دارد. *" مَری مورِ شُمارَه " = خیلی آهسته راه می رود. *" مَری مِه قاعُذ پَروَرِسَه " = آدمی که با گذر سن جوان مانده است. *" مَری مِیشِ خُوُلی یَه " = (مثل گوسفند خواب آلود است)منظور کسی که همیشه بی حال و خواب آلود 🔹منبع : سایت چمدان آبی دُرچین
تصاویری قدیمی و جدید از بقعه سید صبور و عکس مرحوم حاج حسن جدیدزاده متصدی پیشین و مخلص و فداکار این بقعه درب منزلش در تقاطع خ سیدصبور و امام موسی صدر نزدیک پل آجری معروف به(پل عُجیری) محله صحرابدر دزفول و معرفی این بقعه در سایت چمدان آبی⬇️⬇️⬇️
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
تصاویری قدیمی و جدید از بقعه سید صبور و عکس مرحوم حاج حسن جدیدزاده متصدی پیشین و مخلص و فداکار این ب
🔹معرفی بقعه سید صبور یا سید صَبُر - دزفول در سایت چمدان آبی دانشنامه دزفول ✍بر اساس اظهارات حاج حسن جدیدزاده متصدی بقعه سید صبور، سید صَبُر از سادات بُنه حدادی است که از کربلای معلا به خوزستان نقل مکان میکند و به موجب شجره نامه ای که وجود دارد سید صبر با واسطه 15 پشت به حضرت امام موسی کاظم(ع) میرسد. سید صبر در محل فعلی که اکنون آرامگاه اوست و در آن زمان خارج از شهر بوده، جایگاهی برای عبادت فراهم آورده بود که به دور از سر و صدای شهر به کار خود سرگرم باشد و برای اینکه این محل از عبور حیوانات و جانوران و رهگذران در امان بماند دیوار کوتاهی با سنگ و گل به دور آن محوطه درست کرده بود. این محل در آن زمان صحرای سبز و خرمی  بود که عبور آب قناتها از آنجا زیبایی دو چندانی به آن منطقه داده بود. سید صبر بیشتر اوقات شبانه روز خود را در این محل سپری میکرد. روزی یکی از دوستان عالمش به پیش او میرود، موقع برگشت چون فاصله ی شهر تا آن محل زیاد بوده، مِن باب شوخی سوار آن دیوار کوتاه میشود و به سید صبر میگوید حالا اگر مرکبی داشتی  راحت با آن به خانه برمیگشتم و ای کاش این دیوار که بر آن سوارم اسب یا استری بود ... تا این مطلب را میگوید دیوار به حرکت در می آید، سید صبر با دستش به دیوار میزند و به زبان عربی  خطاب به دیوار میگوید" صَبُر - صَبُر" یعنی صبر کن و ناگاه دیوار از حرکت باز می ایستد. دوست سید تعجب میکند و به کنجکاوی می افتد، سید صبر قسمش میدهد که این مطلب را برای کسی بازگو نکند و به او میگوید: حالا که به این مسئله پی بردی باید به تو بگویم که من90 یا 100 روز دیگر خواهم مرد. وصیت میکنم مرا در همین محل به خاک بسپاری و قبرم هم آماده است. درست بعد از سه ماه و چند روز سید صبر فوت میکند، دوستش برای کفن و دفن او اقدام میکند و همین که نیم متر زمین را می کنند متوجه زیرزمینی  میشوند که در آن قبر کنده ی حاضر و آماده ای وجود دارد و در همانجا او را دفن میکنند که سالها بعد به سبب نفوذ آب به داخل شبستان قبر و ضریح او را بالاتر می آورند و همسطح زمین فعلی میکنند. واقعه حرکت دیوار موجب میگردد که این بزرگوار به سید صبر معروف گردد، ایشان در زمان حیاتش با زن شوهر مرده ای  از سادات شاهرکن الدین که معروف به "مادر علی شاه" بود ازدواج می کند که ثمره این ازدواج دختری بود که نام او را "رحمه" گذاشت. بی بی رحمه با "سید عبدالمحمد یوسفیان" معروف به " آجعبول " ازدواج کرد که خدا به او سه دختر به اسامی  بی بی رضوان، بی بی عظیمه و بی بی حکیمه  عطا کرد، بی بی حکیمه که تا چند وقت پیش در قید حیات بود در زوجیت آقای سید حسین کاظمی بود و دو دختر دیگر سالها پیش به رحمت ایزدی پیوستند. ✳️ جهت عضویت در کانال 🔵 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔵 در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس و یا لینک زیر کلیک نمائید.⬇️ @chamadaneabi https://eitaa.com/chamadaneabi 🔹محمدحسین دُرچین
🔹معرفی بقعه سیدمحمود(سی محمید)در سایت چمدان آبی دانشنامه دزفول ✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول) https://chamadaneabi.ir/ ✳️ آدرس کانال چمدان آبی در پیامرسان ایتا ⬇️ @chamadaneabi 🔹محمدحسین دُرچین
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹معرفی بقعه سیدمحمود(سی محمید)در سایت چمدان آبی دانشنامه دزفول ✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفو
🔹شرحی بر بقعه سید محمود در سایت چمدان آبی⬇️⬇️⬇️ ✍بقعه متبرکه سید محمود که معروف به سی محمید است آرامگاه یکی از اولاد بزرگوار حضرت امام موسی کاظم(ع) می باشد که در طاعات ربانی و قیام به عبادات سبحانی بی‌نظیر بوده و مدفن شریف آن بزرگوار در محله صحرابدر مشرقی در نزدیکی مقبره ابو‌العلاء در خیابان انقلاب قرار دارد و بسیار مورد احترام اهالی می‌باشد. کنیه سید محمود ابوالباقی است و نسب وی با ده واسطه به حضرت امام موسی بن جعفر(ع)می رسد. سیدمحمود از نوادگان حضرت امام موسی الکاظم(ع) و یکی از اجداد سادات علوی دزفول می باشد. آن جناب از اولاد سیدمیرمحمدابن موسی الکاظم(علیه السلام)(محمد عابد) برادر سید میر احمد بن موسی الکاظم(ع) معروف به شاه چراغ که از بزرگترین پسران حضرت امام موسی الکاظم(ع) بوده و بسیار مورد احترام برادر بزرگوارشان حضرت امام علی ابن موسی الرضا(ع)قرار داشته اند پس از ورود حضرت امام رضا(ع) به خراسان حضرت سید امیر احمد با هفتصد تن از برادران و برادر زادگان و جماعت کثیری از دوستان از مدینه طیبه جهت ورود به خراسان حرکت نمودند که در بین راه در دو فرسخی شیراز خبر شهادت حضرت امام رضا(ع) به آنها می رسد، مأمون نیز که از حرکت آنها اطلاع یافته بود به عُمال قلمرو خود نوشت که در هر کجا از آل علی(ع) را بیابید به قتل برسانید. بدین ترتیب این عده به محاصره درآمده پس از جنگهای زیاد و شهادت عده زیادی مابقی متفرق شده و به اطراف و اکناف پراکنده گشته اند . تاریخ دفن سید محمود را حدود قرن پنجم هجری نوشته اند.بقعه سید محمود چندین بار مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته است و در سال 1353 شمسی ضریح فلزی جدید ی که کار هنرمندان اصفهانی است بر روی این بقعه نصب گردید. تصدی این بقعه از دیر باز بعهده سادات محترم منزوی است.
✍ به بهانه انتصاب جدید در رادیو دزفول اسامی مدیران رادیو دزفول از آغاز بکار تا کنون در سایت چمدان آبی⬇️⬇️⬇️ 🔹علیرضا عصاره(15 آبان ماه 1359 تا 14 اسفند 1361 ) 🔹محمدهادی عارفیان(15 اسفند 1361 تا 1365 ) 🔹محمدرضا صابرزاده( ... تا آخر تیر ماه 1365) 🔹عبدالامیر مطیع رسول(اول مرداد 1365 تا 30 فروردین 1374 ) 🔹احمد فرجاد"دل زنده"( اول اردیبهشت 1374 تا 30 شهریور 1374 ) 🔹مهدی خواجه دزفولی(اول مهر 1374 تا 7 اسفند 1379) - نوبت اول 🔹سیدعنایت اله کاظمینی(8 اسفند 1379 تا 12 تیر 1390 ) 🔹مهدی خواجه دزفولی(13 تیر 1390 تا 14 اسفند 1391 ) - نوبت دوم 🔹محمدهادی مقدسیان(15 اسفند 1391 تا 15 آذر 1399) - نوبت اول 🔹سیدمحمدکاظمینی(13 آذر ماه 1399 تا 19 آذر 1404) 🔹محمدهادی مقدسیان(19 آذر 1404 تا ...) - نوبت دوم https://chamadaneabi.ir/avamel-barnameh-radio-dezful/