دی گله ای زِ طره اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمی کند
چون ز نسیم می شود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی کند. . :))
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند....
تیغ سزاست هر که را درد سخن نمی کند :)