هرچه از صبح فکر میکنم چه بگویم،
کلمهها بی صدا محو میشوند.
میخواهم بروم در خانهی بابا رضا برای عرض تسلیت.
قبول دارید وقتی عزا برای جوان باشد تسلیت گفتن سختتر میشود.
تا چند سال پیش سختترین روضه برایم، روضهی رباب بود. هنوز هم هست.
روضهی رباب، روضه تمام مادران است.
اما چند وقتی است روضه مادرانهام تغییر کرده. وقتی خبر شهادت جوانی را میشنوم، فکرم میرود پیش مادر شهید.
مخصوصا حالا که پسرم قد کشیده و رشید شده. محاسن روی صورتش مرا به خیالبافی و آرزویهای مادرانه و رخت دامادی میبرد.
از صبح به مادر حضرت جواد (ع) فکر میکنم. هر چه توی نت گشتهام نفهمیدم موقع شهادت حضرت در چه حالی بودهاند.
یک لحظه فکر کن، وقتی خبر شهادت تنها فرزند را شنیده آن هم تو خانهی خودش به دست همسرش چه حالی داشته؟ حتی اگر توی این دنیای خاکی نبوده باشد......
#ختم_صلوات_هدیه_به
#مادر_حضرت_جواد_ع
#سبیکه
#خیزران
#دُره
#همسر_و_مادر_شهید
#از_خاندان_ماریه_قبطیه
https://eitaa.com/chand_jore_ba_man