eitaa logo
ـSunrise☀️
260 دنبال‌کننده
482 عکس
0 ویدیو
0 فایل
𝓦𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲🪽 Me:: @ll13nofiy
مشاهده در ایتا
دانلود
ـSunrise☀️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پارت ۲۴ | اولین بوسه رها برای برداشتن کیفش به اتاق آراد برگشت. آراد هنوز آنجا بود. آراد: رها، یه چیزی بگم؟ رها: بگو. آراد آرام گفت: «من دیگه نمی‌تونم احساسم رو پنهان کنم.من .من.من. .» رها گفت : بگو بدو عجله دارم،ولی درحالی که دوست داشت کنارش بمونه. دوست دارم.... رها با چشمانی پر از اشک لبخند زد. رها: رها سکوت کرد آراد مکث کرد و پرسید: « ببوسمت؟» رها با خجالت سر پایین انداخت. آراد به‌آرامی لب‌هایش را بوسید. بوسه‌ای کوتاه و پر از احساس. وقتی از هم فاصله گرفتند، رها سرش را پایین انداخت. آراد خندید: «پس دیگه باهام قهر نمی‌کنی؟» رمان های این چنل دارای پارت های صحنه دار 😂♨️🔞 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/frooot