3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
82.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لاله لاله گل داره میباره
چشمکمیزنه بازم ستاره
از قم تا مشهد چه جشنی برپاست
دنیا گل بارون شده دوباره
کاری زیبا از بچه های گروه سرود لاله های اروند 🌹🌹🌹
لاله های اروند
https://eitaa.com/abdorezaabedi
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روانشناسی
همسرت رو سورپرایز کن
🎙 صحبتهای دکتر سعید عزیزی
---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿---
🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇
🆔 @chantehh
#پیام_شهروندان
🔸آسید جلیل هاشمی
😂😂😂😂 دگه تو چنته مادربزرگ همه چی هست
یادش بخیر قدیما بی بی مریم ما همیشه وقتی از پابدانا یا بعد بافق میومدیم بهاباد ( زمان نوجوانی) یه کیسه ای مثل همین چنته یا دولو همراهمون میکرد، که اکثرا تخمه آجیل خونگی توش بود این وسط قاطی تخمه ها یوقتایی اکثرا چند تا سکه یک ت یا دو ت هم میزاشتن برامون ، خدا رحمتشون کنه هم بی بی مریم هم بابا اسد🙏
---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿---
🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇
🆔 @chantehh
344.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز جهانی کارگر را به همه زحمتکشان عرصه تولید تبریک میگوییم.
---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿---
🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇
🆔 @chantehh
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روز_کارگر
🔸 ارسالی از خانم عفت وارسته
---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿---
🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇
🆔 @chantehh
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خلیج_فارس
🔸 روز ملی خلیج فارسمون گرامی باد.
---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿---
🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇
🆔 @chantehh
هوالجمیل
#خاطره_طنز( وِرد )
🔸مشق خاطره نوبسی
☀️ قسمت دوم
مناسب جهت استند آپ کمدی
نویسنده: اصغر بمانی بهار ۱۴۰۲
💫 اصلاً قبل از انقلاب ،زمانی که ما درس می خوندیم توی تموم مدارس فقط یک زبان حاکم بود. اونم زبان کُتَک بود، چون همه میفهمیدن ترجمه هم لازم نداشت.
اصلاً شما بهترین دانش آموز ،معدل ۲۰، انضباط ۲۰ ،بالاتر این خُو نیست، صبح که میرفتی مدرسه تا ظهر سه تا کُتَک سهمیه ات بود.بایستی بخوری😱....
کُتَک اول، صبح که وارد حیاط مدرسه می شدی، خدمتگزار با اون جارو های بلند بافقی داشت حیاط را جارو میزد،به محض اینکه از کنارش رد میشدی، جارو را بلند میکرد و عین شمشیر سامورایی میزد توی کَلَّت و می گفت :
- الان اینجا رو جارو کردم ،با پاهای گِلی میای اینجا چه کنی؟ مگه تو کوری بچه؟😜.....
و همون اول صبح با این ضربه می رفتیم تو کما دیه چیزی نمی فهمیدیم....
کُتک دوم، زنگ می خورد می رفتیم کلاس دبیر وارد می شد.
کدومشون ؟
هیچ فرقی نمیکرد ،همه الحمدلله اهل پذیرایی بودن
برپا........ برجا........
" تو چرا کجی نشستی ؟
-آقا ما ؟......
"جواب میدی؟....
- نه به خدا ........
"قسم میخوری؟.......
" بیا اینجا ببینم .....
دنبال بهونه بودن
میومدیم کنار میز دبیر ،روی میز انواع و اقسام خط کش، ۲۰ سانتی، ۴۰ سانتی ۵۰ سانتی ،قرمز،آبی....... انتخاب با شماست.
آقا خط کش رو بر می داشتن و میزدن کف دستت.😱....
- آخ.......
"چیزی گفتی ؟.....
-گفتم: آخ......
"بیخود کردی گفتی آخ، کتک معلم گُله ،هرکی نخوره خُله🤣.......
مبصر ، ببرش دفتر😲😲.......
یه راهرو گُنده ، ته راهرو گنده ، یه درِ گنده، پشت درِ گُنده یه اتاق گنده، توی اتاق گنده یه میز گنده، پشت میز گُنده یه آدم گُنده به نام مدیر ،پشت سر مدیر یه دیوار گُنده، روی دیوار گُنده چند تا میخ گُنده به میخای گُنده انواع و اقسام تَسمه و کمربند، انواع و اقسام تَرکه، انواع و اقسام خط کش و😡😱 .......
وبالای آنها با خط بسیار زیبا و درشتی نوشته بود( وسایل کمک آموزشی) 😜
اینها وسایل کمک آموزشی ما بود.
وقتی شما وارد دفتر میشدی آقای مدیر نمی پرسیدن: چه کار داری؟ برای چی اومدی؟
قیافتو که میدیدن سایزت معلوم بود ،شماره ۱۲ رو می آوردن و چندتا میزدن کف دستت و بعد با کمال مهربانی می گفتن: کاری داشتی🤣🤣🤣🤣؟
- آقا خیلی ممنون ،آقا پذیرایی تون خیلی عالی بود.....
حالا تو این شرایط خشن ترین ،سختگیرین و بد اخلاق ترین دبیر ،جناب دبیر زبان بودن، غیر ممکن بود کلاس زبان تشکیل بشه اما پذیرایی بعمل نیاد ......
من هر وقت زبان داشتم ،شلوار و پیراهن اتو کرده، موهای شونه کرده و با تیپ عالی می رفتم سر کلاس .....
کلاس زبان که تموم میشد، دکمه های پیرهنم مفقود شده بود ، آستین لباسم کنده شده بود، نصف کَلّه کَچَل، بادمجون پای چشم، گوجه سر بینی، از سوراخ بینی مثل لوله آفتابه خون میریخت، صورت صیفی کاری شده😡😭😭😢،.......
وقتی که برمیگشتم خونه، دَر که می زدم و نَنَم درو باز میکرد تا نیم ساعت نگام می کرد، آخه قیافه ام قابل شناسایی نبود بایستی کلّی سند و مدرک بیارم که نَنَه منم ،کلاس زبان داشتم اینطور شدم.....
اصلا وقتی من از کلاس زبان بر می گشتم نَنَم با جعبه کمک های اولیه میومد درو باز میکرد ،چون میدونست که من از کلاس زبان برمیگردم کّلَم شده
انار (اوُ تُلُوُک🤣🤣)......
به همین خاطرم من بشدت از کلاس زبان، درس زبان ، کتاب زبان، معلم زبان و حتی خود کلمه زبان وحشت داشتم. ترس نه ،وحشت، آخه ترس با وحشت فرق میکنه، ترس لحظه ایه، تموم میشه، اما وحشت استمرار داره....
آخه شبام که می خوابیدم آقا میومدن توی خواب و پذیرایی می کردند ،(کابوس میدیم و تا صبح جون میکندم😄😲😢😭....
ادامه دارد . . .
---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿---
🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇
🆔 @chantehh