..🌱..
محمدهادی سومین فرزند خانواده بود، او شب جمعه مصادف با 13 بهمن 1367، مصادف با شهادت امام هادی (ع) به دنیا آمد و به همین دلیل نامش را هادی گذاشتند.
محمدهادی 23 بهمن 1393 در روستای مکیشفیه در 20 کیلومتری سامرا به شهادت رسید.
و طبق وصیتش حوالی حرم امیرالمومنین به خاک سپرده شد.
@chaparketab࿐
چـاپـارکتـاب📚
..🌱.. محمدهادی سومین فرزند خانواده بود، او شب جمعه مصادف با 13 بهمن 1367، مصادف با شهادت امام هادی
#یه_جرعه_کتاب📚
یک آن خودم را روی سکوی شستشوی غسالخانه دیدم.
با خودم گفتم:
« یعنی یک روزی میمیرم؟!
آیا صورت من هم،مثل صورت سید علی
موقع مردن آرام خواهد بود؟!
آیا جوش های صورتم من را زشت نشان خواهد داد؟!
صدایش در سرم پیچید.
همیشه در مقابل نگرانی ام برای جوش های صورتم میخندید و میگفت:« سیرت زیبا به از صورت زیبا»
@chaparketab࿐
چـاپـارکتـاب📚
کتاب «پسرک فلافل فروش»📚 زندگی نامه شهید مدافع حرم🌼🌿 #شهید_محمد_هادی_ذوالفقاری « ڪتـ📖ـاب بخــونیم!
..✨..
فایل pdf کتابِ «پسرک فلافل فروش»👆🏻
_زندگینامه شهید محمدهادی ذوالفقاری
وقتی به دنیا اومدی،
تو گریه کردی بقیه می خندیدن،
حالا یجوری زندگی کن
که موقع مرگت
همه گریه کنن تو بخندی؛
درست مثل شُ هَ دا ✨
_حاج حسین یکتا
🟥 مربعهای قرمز 🟥
خاطرات شفاهی حاجحسین یکتا
از دوران کودکی تا پایان دفاع مقدس.
+به نظرتون قضیه مربع های قرمز چیه ؟
+چرا « مربع های قرمز » برای این کتاب نام گذاری شده؟ 🤔
@chaparketab࿐
چـاپـارکتـاب📚
🟥 مربعهای قرمز 🟥 خاطرات شفاهی حاجحسین یکتا از دوران کودکی تا پایان دفاع مقدس. +به نظرتون قضیه مر
..✨..
«
حاج حسین یکتا مسئول آمار گردان بودند نام بچههای گردان در دفترش ثبت بود. هر کس که شهید میشد🥀 جلوی اسمش مربع قرمز میکشید».
«در عملیات بدر حاجحسین یکتا تیر میخورد. خونش بر روی دفترچه میریزد. حاج حسین بعدها دفتر را که میبیند، آن را میبوید و روی چشم میگذارد و میگوید: کاش جلوی اسم من هم مربع کشیده میشد!»
اگر در آن روز جلوی اسم حاج حسین یکتا مربع میکشیدند، امروز کتابی به نام «مربعهای قرمز»، دلمان را با خود نمیبرد.🥺
چـاپـارکتـاب📚
🟥 مربعهای قرمز 🟥 خاطرات شفاهی حاجحسین یکتا از دوران کودکی تا پایان دفاع مقدس. +به نظرتون قضیه مر
📌متن تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب مربع های قرمز
بسمهتعالی
بسیار شیرین و جذاب نوشته شده است. ردپای چانهگرمیهای آقای حاج حسین یکتا در آن آشکار است. ظرافتهای برخاسته از ذوق و قریحهی لطیف که در سراسر کتاب گسترده است، میتواند از نویسندهی خوش قلم و چیره دست کتاب باشد و میتواند هم دُرافشانیهای راوی باشد. نقطهی برجستهی کتاب، یاد شهیدان و یاد حال و حضور ملکوتی آنان پیش از شهادت است که حقاً بسیار خوب تصویر شده است. ارادت راوی به مرحوم آقای حاج میرزا علی احمدی میانجی هم برای من جالب بود. آن مرحوم را حدود شصت سال به علم و تقوا و ورع میشناختم و به من لطف داشت.