در میان قفسه های کتابخانه
اعجوبه ار.جی.پالاسیو راجب یه پسر بچهس به اسم آگوست که سندرم(سندروم) تریچر کالینز داره و حالا برای
به نظرم یکی از مهمترین درسایی که این کتاب داد این بود : مهم نیست ظاهرمون چطور باشه، زندگیمون چطوریه ، زشتیم ، قشنگیم یا هرچی؛ مهم اینه هممون آدمیم و نباید هیچی رو از روی ظاهر قضاوت کنیم.
در میان قفسه های کتابخانه
اعجوبه ار.جی.پالاسیو راجب یه پسر بچهس به اسم آگوست که سندرم(سندروم) تریچر کالینز داره و حالا برای
این کتاب از قبل شروع مدرسه ها دستمه و فکر میکنم دو یا سه هفتهی پیش خوندنشو شروع کردم و با اینکه کلا ۵۰۰ و خوردهای صفحهس تمومش نکردم
در میان قفسه های کتابخانه
این کتاب از قبل شروع مدرسه ها دستمه و فکر میکنم دو یا سه هفتهی پیش خوندنشو شروع کردم و با اینکه کلا
کلبهی عمو تام هم که قشنگ دستمه و فقط تونستم تا وسطش پیش برم.
چون داستانش خیلی کند پیش میره همه چیز رو با جزئیات فراوان توضیح داده طوری که حتی رنگ کاشی داخل خونه هم گفته و ممکنه خوب باشه ولی من واقعا حوصلشو ندارم و هیچ کمکی به تصور بهتر نمیکنه بهم. چون هرطور بخوام تصور میکنم .
فونت کتابش خیلی ریزه و برای خوندن هر صفحه قشنگ باید دو یا سه برابر زمان خوندن یه صحنهی عادی رو زمان گذاشت.
گذاشتمش بمونه تا شاید یه روزی حوصلم گرفت ادامهش دادم .
به جز اون کتاب هابیت و دریا پشت ایستگاه قطار هم که مال کسیه بازم از قبل مهره دستمه و هنوز نخوندم( خوبیش اینه برای دختر خالمه براش فرق نداره کی بهش پس بدم چون از داخل کارتن در آورد )
دوتا از کتابای خودم که تازه خریدم و مجموعه جلدای هری پاتر که دارم دوباره میخونمشون و هنوز شروع نکردم به خوندن زندانی ازکابان.
فکر میکنم گل خریدن یه کار خیلی قشنگه.
مخصوصا وقتی بگی برای خونه میخوام بخرم بعد بگی میشه نگهش داری و وقتی میخوای پس بدی به صاحبش بگه برای خودته( اشاره به شخص خاصی ندارم اصلااا)
واقعا زندگی درس و مدرسه و گوشی نیست.
و زندگی هم یه روند عادی و تکراری نیست.
این ماییم که برای خودمون تکراریش میکنیم و درست از زمان و زندگیمون استفاده نمیکنیم