در میان قفسه های کتابخانه
یه چالش دیگه بریم؟ اینجا بگید
گویی جآن و نفسم ، به تویی بند است که نمیدانی ، در تک تک حرکاتت ،میان ِنگاه ِعمیقت ، لبخند بر لبهایت ، چشمانت ، آه آن چشمانت که هربار بر من مکث میکنند ، قلبم چنان میکوبد که گویی از جای تنگ خویش خستهاست و تو کیستی؟ کیستی که قلب ِسادهام را بدین گونه مجنون و دیوانهی خویش کردهای
Ophelia.
در میان قفسه های کتابخانه
یه چالش دیگه بریم؟ اینجا بگید
برای چالشت
روزی ملاقاتت میکنم دقیقا جایی که خورشید اقیانوس را میبوسد و دستانم صورتت را میبوسد ، اری ؛در ان روز میبینمت حتی اگر مجبور باشم تا ابد منتظر ان روز بمانم♥️