.
❌حراج کارای تابستانه شروع شد ❌
تیشرت مردانه سوپر پنبه بالا☝️ رو
میتونی فقط با ۴۸۰ تومن بخری
تولید و پخش پوشاک حاجی حراجی
زنانه👩 بچه گانه👦🧒 مردانه👨🦰
سبد خرید اقساطی😳 هم دارن🛒👌
https://eitaa.com/yasenabaviiii/14110
https://eitaa.com/yasenabaviiii/14110
پوشاک حاجی حراجی برا همه اعضای خانواده لباس داره😳☝️
هدایت شده از گسترده ایران 🇮🇷
یه دختر مدرسهای بودم...
تازه همسرم شهید شده بود و تنها چیزی که از عشقم برایم باقی مانده بود، وصیتش بود: «درس خوندنت رو رها نکن» اما هنوز فرصت نکرده بودم با نبودنش کنار بیام که مجبورم کردند با مردی ازدواج کنم که ازش متنفر بودم...
یک دکتر خشن، بداخلاق و سرد.
اون هم از من متنفر بود. انقدر که بعد از عقد اجباریمون، منو به خونهاش برد.کتکم زد و رفت...
یک ماهی گذشت و اون هنوز برنگشته بود. تا روزی که وسط کلاس حالم بد شد. حالت تهوع امانم را بریده بود و به سختی، خودم رو به خونه رسوندم. مادرش منو پیش دکتر برد و وقتی جواب آزمایش رو دیدم، دنیا دور سرم چرخید. من باردار بودم...
تمام راه فقط التماس میکردم: «خواهش میکنم به پسرتون چیزی نگید...» مطمئن بودم اگر بفهمه دوباره سراغم میاد، کتکم میزنه و شاید این بار... نه فقط من، بلکه بچهام هم زنده نماند. اما او کاری کرد که هیچوقت انتظارش را نداشتم...
https://eitaa.com/joinchat/3168929114C3034182ec9
IR 18
از مردی که از او میترسیدم باردار بودم. مطمئن بودم اگر بفهمد، بچهام رو ازم میگیره....
اما واکنش او، همه چیز را تغییر داد...
بهترین و خاصترین عاشقانههای ایتا رو براتون آوردم
سرگذشت آیتکین _ قصهی عاشقانهی عشق و نفرت و کودکی معصوم احمد و آیتکین
آینههای پنهان _ قصه عاشقانهای پاک و نجات از تاریکی ترس قصهی عشق محمد و نیلا
ماه در خانه خاموش _ قصه عاشقانهای ناب و پر طرفدار دکتر آرمان و دلارا
خانه عشاق عاشقانهای زیبا و خاص
هدایت شده از صراط
🔹🍃🌹🍃🔹
﷽
✨🌸اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً🌸🍃
🍃🌹🍃ـــــــــــــــــــــــ
🌿اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌿
🍃🌹🍃ــــــــــــــــــــــــــ
السلام علیک یا علی ابن موسی:
اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي و حُجّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ
🔹🍃🌹🍃🔹
#امام_زمان #صبح_بخیر #سلام
هدایت شده از گسترده BAMAHAS
به اصرار مامانم، دخترعمومو عقد کردم. حتی یه بار هم درستحسابی ندیده بودمش؛ شب عقد خودش رو لای صدتا چادر پیچیده بود. دختری نجیب و سر به زیر که همیشه فکر میکردم خشکه و بیروحه. بعد از عقد، حتی یه ساعت هم نتونستم تحملش کنم و از مراسم زدم بیرون.
امروز مهمونی تولد مهسا بود؛ مهسا از اون دخترای شیطون فامیل بود که همیشه دوروبرش شلوغ بود و پر از دوست و رفیق. وسط مهمونی چشمم به یه دختر افتاد؛ خیلی خوشگل، مثل قرص ماه. با اینکه از همه پوشیدهتر بود، ولی چهرهی معصومش حسابی توجهم رو جلب کرد. همراه آهنگ آروم میخوند و من همینجوری مات نگاهش میکردم.
به مهسا گفتم: این دختره رفیقته؟ میتونی یه جوری جفتوجورش کنی برام؟
مهسا چشمک زد:
- ببینم پسر حاجی، مگه تو متأهل نشدی؟
گفتم: زنم یه دختر چادریه، حتی درستوحسابی ندیدمش.
مهسا خندید:
- چهقدر عجیبی… باشه، برات جور میکنم، هرچند دختره یهکم سفتوسخته. اینم مثل خودت دختر حاجیه. اسمش دلآراعه، دختر بزرگ بازاره…
دیگه گوش هام نشنید چه میگه این دختر همسر خودم دلآرا بود؟
https://eitaa.com/joinchat/2715026847C07eb4e345d
داستان دروغ مقدس❌✨
داستان دو خواهر شبیه به هم
زنِ شوهر خواهرم شدم و به جای خواهرم سر سفرهای عقد با شوهرش نشستم چون......❌❌🔥
تازه فهمیده بودم که یه خواهر دوقلو دارم!!!
دنبال خانواده و خواهرم که گشتم، متوجه شدم که خواهرم عروس فراری شده و همین که من پام به عمارت رسید شب عروسیش بود!!!
برای همین یه تور روی سر من انداختن و به جای خواهرم منو پشت میز عقد نشوندن و خطبهی عقدمو با شوهر خواهرم خوندن که.......❌❌🔥
https://eitaa.com/joinchat/2715026847C07eb4e345d
داستان دروغ مقدس ❌🚫
داستانی ممنوعه و مخصوص متاهلها👌🏻♨️