eitaa logo
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
21.7هزار دنبال‌کننده
643 عکس
325 ویدیو
3 فایل
عضو انجمن رمان آنلاین ایتا🌱 https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/7 رمان به قلم‌ زهرا حبیب اله #لواسانی جمعه ها و تعطیلات رسمی پارت نداریم کپی از رمان حرام تبلیغ👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2009202743Ce5b3427056
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🚩 زیرچتر شهدا 🚩
بالاخره کانال اصلی استاد زارعی رو پیدا کردم😍 ❌آموزش های‌ رایگان‌ طب سنتی❌ اگه میخوای طب سنتی رو ساده یاد بگیری فقط کافیه وارد کانالشون بشید و از آموزش های رایگانشون استفاده کنید 🤗😉👇🏻 برای ورود ضربه بزنید👇🔥 https://eitaa.com/joinchat/251922047C3b38a51313 برای بقیه هم بفرست استفاده کنن😊
- خم شو کفشمو تمیز کن! دخترک ترسیده لب زد: حامله‌ام میعاد... سه ماهمه...توروخدا بچه... نعره زد: خم میشی یا یه‌جور دیگه حالیت کنم؟ دخترک ترسیده دست روی شکم برآمده‌اش گذاشت و فین‌فین کنان روی زمین خم شد. - حالم از خودت و توله‌ت بهم می‌خوره... زود برمیگردم فکر نکنی حواسم بهت نیست! با نگاهی چندش به دخترک رفت، امشب خانه‌ی مادرش مهمانی بود. - خان داداش، خوش اومدین، بیاین تو... پس زنت کو؟ باز هم با خودت نیوردیش؟ میعاد با اخم‌های درهم گفت: خونه ست! - واه خاله جان؟ چرا زنت‌و با خودت جایی نمیاری؟ پچ‌پچ‌ها را می‌شنید و عادت کرده بود به این قضاوت‌ها؛ که زن اولش با سروصدا طلاق گرفته و زن دومش بی سروصدا عروس خانه‌اش. - دورت بگردم، بهتر که نیوردیش دختره‌ی پاپتی! حرف مادرش تمام نشده بود که خاله باز به حرف آمد: والا پسرت عروست رو گذاشته تو صندوق... نکنه عیب و ایراد داره این دختره؟ - نخیر خاله جان! زنداداشم خیلی هم سالم و سلامته... بارداره و ویارش زیاد. حرفش مانند ترکیدن بمب بود میعاد تیز به خواهرش نگاه کرد، کسی به طعنه گفت: حامله‌س؟ از کی؟ میعاد که عقیمه... صداها بالا گرفته و میعاد دلش می‌خواست گردنشان را بشکند که خواهرش آرام دستش را گرفت و گفت: از شوهرش! از داداشم حامله‌ست. راستی خاله شنیدی فاخته، شوهر جدیدش هم طلاقش داده چون بچه‌دار نمی‌شده... اینبار میعاد هم سوالی به خواهرش نگاه کرد که او اشک چشمانش را پاک کرد و ادامه داد: - اون زنیکه از خدا بیخبر سه سال زندگی تورو جهنم کرد. آبروتو برد گفت عقیمی... ولی شوهرش برده آزمایش، دیدن عیب از خودش بوده... داداشم شکرخدا بی‌عیب و ایراده و توی راهی هم دارن... خواهرش حرف می‌زد و میعاد مات مانده بود؛ عقیم نبود و بچه‌اش در شکم زنی بود که سه‌ماه به جرم خیانت خونش را در شیشه کرده بود! https://eitaa.com/joinchat/478610671Ceacc3e3f09 IR 31 پارت‌واقعی رمان زیبای 👆👆
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
\╭┓ ╭‌🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۷۲۴ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیب‌اله(لواسانی) حالا همه بگید
\╭┓ ╭‌🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ (فصل دوم) به قلم (لواسانی) بعد از خداحافظی تماس رو قطع کردم زنگ زدم به ناصر و حرف‌های نیلوفر رو براش تعریف کردم ناصر نفس بلندی  کشید بعد از چند لحظه سکوت گفت _ نمی‌دونم از دست این محمد چیکار کنم... ممنون که گفتی، الان بهش زنگ می‌زنم باهاش صحبت می‌کنم بعد از خدا حافظی تماس رو قطع کردم، گوشی خودم زنگ خورد از روی اپن برش داشتم و دکمه تماس رو زدم گوشی رو گذاشتم بین سرم و کتفم و رفتم تو آشپزخانه تا هم غذامو درست کنم هم با فریده صحبت کنم _ سلام فریده جان _سلام خوبی نرگس نگذاشت جواب بدم و ادامه داد _ دیروز رفتید خونه ناهید، چی شد با باباش آشتی کرد؟ _ آقا جون برای ناهید گل و شیرینی خرید یه خورده منت‌کشی کرد تا دل ناهید رو به دست بیاره _ ناهید رضایت داد _ قلباً راضی شده باشه یا نه رو نمی‌دونم، ولی خب ما رو شام نگه داشت، بگو بخند کرد _ الان زنگ زدم به نیلوفر، گفت آقا جون اینا دارن میرن خونشون ولی محمد گذاشته رفته _ آره می‌دونم _ منم می‌خوام به آقا جون بگم شما که داری از همه رضایت می‌گیری حق منم بده با تعجب پرسیدم _ فریده جان چه حقی؟ _ آقا جون ضامن مهریه من شده بود، اونم هزار متر زمین از گاوداری، ولی فقط تو سند ازدواجم نوشته شده می‌خوام بگم حدود زمین منم مشخص کنه بزنه به نامم از شنیدن این حرف یکه خوردم نمی‌دونم واقعاً چی بگم؛ هم فریده حق داره، هم چه فشاری داره به پدر شوهرم میاد...صدای فریده اومد _چیه ساکت شدی، ناراحتی من می‌خوام حقمو بگیرم _ ناراحت که نه، حقته ولی… _ ولی چی نرگس جان، میشه برام توضیح بدی _ واقعیتش دلم برای آقا جون می‌سوزه، خیلی فشار روشه _ نه چرا دلت می‌سوزه، عملکرد خودشه...جیک جیک مستونش بوده، باید یاد زمستونشم می‌بوده _ والا من چی بگم، خودت می‌دونی نرگس یه جوری داری با من برخورد می‌کنی که انگار من می‌خوام کار بدی بکنم _ نه فریده جان، کار بدی رو انجام نمی‌دی ولی بد حرف می‌زنی _ متوجه منظورت نمی‌شم؛ هم داری بهم می‌گی کارت خوبه هم داری بهم می‌گی کارم بده _ ببین فریده جان، کارت خوبه چون حقته، ولی الان که به قول خودت می‌گی محمد قهر کرده رفته، تو هم همزمان می‌خوای بگی بیا مهر منو بده، خوب فشار میاد به این مرد پیرمرد..‌. جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏 ⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌ پارت اول👇👇 https://eitaa.com/chatreshohada/78183 ╭‌🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\
سلام به دوستان دغدغه‌مند انقلابی کار فرهنگی بدون تبلیغ و جذب که راه نمی‌افته، ما هم تو و داریم تلاش می‌کنیم با برنامه‌های فرهنگی، مخصوصاً نوجوون‌ها و جوون‌ها رو جذب کنیم. اما راستش با دست خالی که نمی‌شه، درسته؟ 🤔 الان که تو هستیم، بچه‌ها زحمت زیادی کشیدن و یکی برای و یکی برای آماده کردن. یه هدیه کوچیک، حتی با قیمت پایین، می‌تونه این عزیزان رو خوشحال کنه و به این فضاهای مذهبی دل‌بسته‌تر بشن🎁 یه سری برنامه داریم مثل👇👇 😢 🌷 و کلی برنامه دیگه… 🙌✨ از شما خواهش می‌کنیم با هر مبلغی که توی توانتون هست، ما رو همراهی کنید. 🤲🌹 شماره کارت 👇👇 5892107050025454 گروه جهادی شهدای دانش آموزی فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇 @shahid_abdoli لینک‌قرارگاه گروه جهادی https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a عزیزان این اجازه رو به گروه جهادی مابدید که احیانا اگر مبلغی اضافه اومد صرف کارهای خیر کنه🙏🌹
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
اولین روز از هفته دفاع مقدسه و دست ما خالی البته که عزیزان لطف کردن کمک کردن ولی با این اوضاع گرونی جوابگوی مراسمات نیست اجرتون با شهدا و حضرت معصومه سلام الله علیها که امروز وفاتشون هست، دست مارو بگیرید🙏🌷🖤 شماره کارت 👇👇 5892107050025454 گروه جهادی شهدای دانش آموزی فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇 @shahid_abdoli
> 🌟 رازهای نهفته در زیباترین کتاب دنیا... 📖 > > قرآن فقط برای خواندن نیست، برای «زندگی کردن» است! ✨ > من تصمیم گرفتم زیباترین و تاثیرگذارترین آیات رو، کنارِ همون کارهای روزمره و خانه‌داری‌مون با شما به اشتراک بذارم. 🎐 > > بیا تا با هم کشف کنیم که چطور یک آیه می‌تونه مسیر یک روز ما رو عوض کنه. 🥰 > > به جمع ما بپیوند و با من (طاهره بانو) سفر کن: 👇👇👇 https://eitaa.com/byQuran ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🔰 قائد شهید امت :ما باید از حضرت معصومه علیها‌السلام بیشتر استفاده کنیم... 🍃🌹🇮🇷 ـــــــــــــــــــــــــ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام. من‌تمام رمان های رو خوندم. به جرئت میگم تا حالا رمانی به قشنگی رمان جدیدتون نخوندم عاشق این رمان شدم پرستار عشق😍 احسنت به این نویسنده و به این قلم هم پاک و اخلاقی نوشته هم جذاب راستش لینک کانالتون رو میخواستم که بفرستم برای دوستام حیفه اونا هم نخونن لطفا لینک رو تو کانال بزارید https://eitaa.com/joinchat/1734934546C9ef95d0bac