بابام رو بعد یک و نیم ماه دیدم (کارش یه شهره دیگست) خواستیم بریم بیرون بابام گفت یه دقیقه برم کارواش
کارواشی آب کرد تو باتری ماشینش کند از تو برناممون
چاے خانوم .ೃ⋆˚𓆌⋆𓂃
خواستم پادکست گوش بدم ایرپاد و هدفونم باهم خاموش شدن
شام رو هم دوست ندارم ، گرسنمه