فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صحبت های شهید جلادتی یک ماه قبل از شهادت💔
شهید علی آقابابایی از اهالی شهرستان تاکستان استان قزوین طی حمله دشمنانه روز سیزدهم فروردین رژیم جعلی صهیونیستی به ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق به همراه جمعی از فرماندهان، پیشکسوتان و جانبازان سرافراز دفاع مقدس، مستشاران نظامی ارشد ایران در سوریه و ۵ تن از افسران همراه آن عزیزان به شهادت رسید.
شهید آقابابایی، سال ۱۳۶۶ در روستای شنستق سفلی از توابع بخش خرمدشت شهرستان تاکستان به دنیا آمد و دارای دو فرزند پسر و یک فرزند دختر بود.
این شهید گرانقدر سیزدهم فروردین ماه سال جاری به شهادت رسید.
🌷روحش شاد یادش گرامی 🌷
محمدعلی سواری در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار ایسنا درخصوص شخصیت و منش شهید «علی آقابابایی» اظهار کرد: علی متولد سال ۱۳۶۶ بود و در رشته مهندسی IT تا مقطع کارشناسی تحصیل کرد، اوایل دهه ۹۰ ازدواج کرد و حاصل ازدواج او ۲ فرزند پسر و یک فرزند دختر است؛ پدر علی ۲ سال پیش به رحمت خدا رفته اما مادرش در قید حیات است.
علی از کودکی همیشه عاشق شهادت بود به همین جهت وارد بسیج شد و سپس به سپاه پاسداران پیوست، برای زنده نگه داشتن یاد و راه شهدا کار میکرد در این راستا سال گذشته یادوارهای برای شهدای روستای «شنستق سفلی» برگزار کردیم که بیشتر کارهای آن مراسم را علی خودش انجام داد و محور برنامهها بود.
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#زنده_از_حرم
من شکر خدا به پناه رضایم
سرزنده و خوش به نگاه رضایم
گل بوسه من به نثار ضریحش
گل فرش سحر سر راه رضایم
🎙مدیحه سرایی آقای سید رضا حسینی
🎙مدیحه سرایی: آقایان محمد صالحی پور و رسول میثمی
#امام_رضا #با_شما_سربلندیم #دهه_کرامت
☀️کانال مراسم حرم رضوی
🆔 @Razavi_Marasem
مهدی آقابابایی برادر شهید در گفتوگو با خبرنگار فارس در قزوین با بیان اینکه ما خانواده پرجمعیت و سه برادر و پنج خواهر هستیم، گفت: علی آقا فرزند ششم و کوچکترین برادرم بود.وی افزود: برادرم قبل از استخدام در سپاه پاسداران، عضو بسیج بود و به دلیل علاقه در سپاه، در این نهاد مشغول به کار شد و ۱۸ سال سابقه قعالیت داشت.این برادر شهید ادامه داد: اخلاق و رفتار برادرم از همه خواهران و برادر دیگرم بهتر بود و یک بسیجی مخلص و به معنای واقعی کلمه بود. هیچ گاه وارد جناح و دسته ای که بخواهد سیاسی بازی کند، نمیشد و هر وقت هم مسوولیتی در بسیج و مسجد روستا به ایشان پیشنهاد میشد با اینکه می دانست از بقیه توانمندتر است اما قبول مسوولیت نمیکرد و فرد دیگری را معرفی و در کنارش، فعالیتها را مخلصانه انجام میداد.