هدایت شده از کانال خبری رجانیوز
🔻باز هم مذاکرات از سر گرفته شد/ خبرگزاری ایرنا از حضور هیئت دیپلماتیک عمانی در ایران برای مذاکره درباره تنگه هرمز خبر داد.
✅️ @Rajanews_com
🚩 ستون به ستون
شوق فرج ستونبهستون میکِشد مرا
این عشق، عاقبت به جنون میکشد مرا
شور و شعف به سوی نجف میکشانَدم
تیغ تو از نیام، برون میکشد مرا
دنیا اگر به نام و به نان میفریبدم
دشمن اگر به خاک و به خون میکشد مرا،
گردابها اگر به هلاکم میافکند
مردابها اگر به سکون میکشد مرا،
آن کشتی نجات که من میشناسمش
از موجهای فتنه برون میکشد مرا
دارم قدمقدم به تو نزدیک میشوم
دارد غمت ستونبهستون میکشد مرا
#مهدی_جهاندار
#اربعین
به شرط توفیق و حیات نائب الزیاره خواهم بود از همه عزیزانی که حقی بر گردنم دارند و یا در حقشان جفا کردم تقاضا دارم حقیر را حلال بفرمایند.
امسال رو نمی شد آدم نره با اینکه خیلی شرایط مهیا نبود تصمیم بر رفتن شد. امسال نجف، خانه پدری و بین الحرمین کلی حرف و درد دل با پدرمهربان و امام عزیز و علمدار باوفاشون علیهم السلام داریم.
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
ترامپ لایق مذاکره نیست.
او ثبات شخصیت ندارد و نمیتوان با او وارد مذاکره شد.
باید طرف ایرانی، این نقطه ضعف آن حیوان را به همه واسطهها و کشورهای میانجی بگوید و مدام تکرار کند.
دکتر رضا غلامی
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبر شهید انقلاب"رضوان الله علیه":
🔸دکتر مصدق به آمریکاییها ارادت داشت.
🔸آن کسی که عامل کودتا علیه دکتر مصدق شد یک آمریکایی بود.
🔸دکتر مصدق انقلابی نبود، فقط به دنبال استقلال کشور بود.
🔸با او هم نتوانستند بسازند.
🔸آمریکاییها با استقلال کشور مخالفند.
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
السراج المنیر | مهدی نقیبی نیا
رهبر شهید انقلاب"رضوان الله علیه": 🔸دکتر مصدق به آمریکاییها ارادت داشت. 🔸آن کسی که عامل کودتا علیه
مولای متقیان، پدرمهربان امت فرمود: ما اکثر العبر و اقل الاعتبار
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴آیتالله العظمی جوادی آملی: هیچ فکر میکردیم روزی برسد که دو ابر قدرت دنیا رو مچاله کنیم آیا این معجزه نیست اگر معجزه نیست پس چیست؟
🔹️ یک روز آیت الله بروجردی حتی نمیتوانست یک مجلس دعا علیه اسرائیل و به نفع مردم مصر برگزار کند
از کجا به کجا رسیدیم!
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
انقدر گفتیم پاشید برید جنوب ،اینا پاشدن رفتن
خب حالا چی بگیم
بگیم نه حساب نیست شما تو سایه بودین مردم جنوب تو افتاب اند
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
حسن العاقبه یعنی علی بابک مماتی
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی که به حول و قوه الهی خار چشم دشمنان این سرزمین و مانع ذلت ایران در برابر سازشگرها هستند هم صلوات بفرستین و هم صدقه بدین و هم نذر و قربانی کنید.
دعا کنیم خدا سد محکم انقلاب در برابر لیبرالها و غربگداها حفظ کنه به لطف و کرم خودش.
فتح و پیروزی وعده قطعی الهی است نگران مسیر نیستیمزیرا به وعده الهی اطمینان دارم ولی نگران جان عزیزتر از جان رهبرمان هستیم.
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
🌀 علمدارِ شب؛ روایتی از یک روحانی در میدان امنیت
🖋 مهدی ایزدی؛ مدرس حوزه و فعال تربیتی
🔢 بخش نخست
🔸 از آخرین باری که سلاح به دست گرفته بودم، تقریباً سیزده سال میگذشت. با سلاح و سازمان رزم بسیج خداحافظی کرده بودم؛ بینظمیهای مکرر و آموزشهای تکراری و بیفایده دلم را زده بود. حتی به متربیهایم هم تأکید میکردم که در بسیج، فعال باشید نه «علّاف»؛ در برنامههایش حاضر باشید، خود را مفتخر به بسیج مستضعفین بدانید و بنامید، اما وقتتان را با آموزشهای تکراری و اجباری و بیفایده تلف نکنید. بهجایش، عنصر مؤثرِ تعلیم و تربیت این سازمان باشید، نه نیروی علّافِ سازمان رزم.
👊 اما این بار فرق میکرد. فکرش را هم نمیکردم روزی برسد که منِ مخالف سازمان رزم، یک رمضان را در کارهای نظامی-امنیتی بگذرانم؛ سلاح بر دست، بلکه بر دست و شانه و کمر؛ نه در خیابانهای دمشق، که در خیابانهای تهرانِ پایتخت؛ و در به در دنبال منافق و جاسوس و ستون پنجمِ دشمن کودککش و نامرد بگردم.
روی عهد سیزدهسالهام پا گذاشتم و صبح تلخِ اعلام خبر شهادت امامِ شهید، رخت عزا به تن کردم و راهی تهران شدم.
🛡 با پرسوجو فهمیدم اولویت اول تهران، دو چیز است: آواربرداری و امور نظامی-امنیتی. آواربرداری نه تخصص من بود و نه دلم، پایم را میکشاند به صحنههای خون و گوشت و کودک. اما در رسته رزم، چرا؛ هم کار کرده بودم، هم آموزشهای فراوان دیده بودم و بعضاً حتی آموزش هم داده بودم. پس با کمی پرسوجو به یک جمع دوستانه رسیدم؛ دوستانه از این باب که به ملاحظات امنیتی، نه میشود رستهشان را فریاد زد و نه عنوانشان را بنر کرد. بعد از سلام و علیک و آشنا دادن و آشنا گرفتن، مسلح شدیم و در گوشهای از خیابان کز کردیم، به امید ترکشی بیقرار؛ اما زهی خیال باطل.
🎖 جلیقهام طوری بود که پشتش، کنار ستون فقرات، جای باتوم داشت. با خودم گفتم: «باتوم که الآن به کار نمیآید؛ اینجا را چه کنم؟» ناگهان پرچم ایران را دیدم که از تابلوی کاهش سرعتِ ایست بازرسی آویزان بود. به سرعت برق، پرچم و چوبش را قاپیدم و با کمک یکی از دوستان، آن را در جای باتوم چفت کردم. چند نفر اعتراض کردند که این خلاف مقررات امنیتی است؛ جان خودت را به خطر میاندازی و برای fpvها تبدیل به یک هدف متحرک میشوی. من هم، از خداخواسته، لبخندی زدم و گفتم: «چه از این بهتر؟» البته برای حفظ جان دوستان، کمی از آنها فاصله گرفتم تا اگر ترکشی روزیام شد، اصل تکخوری را همچنان رعایت کرده باشم و کسی را به زور به بهشت نبرم.
💪 این ماجرا گذشت تا آخر شب. فرمانده در حال سرکشی از نیروها بود که دید در سوسوی چراغِ آن طرف خیابان، یک پرچم متحرکِ ایران در تاریکی شب در حال رفتوآمد است. تعجب کرد و آمد نزدیک. بچهها گفتند: «الآن است که فرمانده، شیخ را نقرهداغ کند.» فرمانده که نزدیکتر شد، تعجبش به لبخند تبدیل شد و لبخندش تا قهقهه بالا رفت. مرا در آغوش کشید و گفت: «شجاعتت به بچهها روحیه میدهد، آشیخ. از امشب، هر شب حتماً پرچم ایران را علمداری کن.» من هم که از شجاعت بویی نبرده بودم و فقط به نیت پُر کردن جای باتوم، پرچم گذاشته بودم، انگیزه گرفتم و شدم علمدار گروه.
📌 ادامه در فرستهی بعد👇