eitaa logo
چشمه جاری
517 دنبال‌کننده
737 عکس
146 ویدیو
3 فایل
جرعه‌ای از چشمه جاری آثار استاد علی صفایی ارتباط با ادمین ✍️ @davood_mahdavi
مشاهده در ایتا
دانلود
💟 يكى از بزرگان درباره‏ ى آب چاه تحقيقى كرده بود و به اين نتيجه رسيده بود كه آب چاه تا هنگامى كه تغيير نكند و رنگ و بو و طعمش عوض نشود نجس نخواهد شد و قابل استفاده خواهد بود. 💟 هنگامى كه از اين تحقيق خلاص شد، متوجه گرديد كه خودش در خانه چاهى دارد. اين بود كه با خود گفت: شايد به خاطر اين چاه و راحتى خودم اين چنين فتوايى را داده‏ ام و به اين نتيجه رسيده ‏ام. 💟 از اين رو دستور داد كه چاه را پر كردند و آن گاه دوباره تحقيق را شروع كرد؛ در هنگامى كه چاهى نداشت و منافعى او را منحرف نمى‏ كرد. 💟 انسان قبل از شروع به حركت بايد آزاد بشود و از سودها، هواها، تعصب‏ها، عادت‏ها و تقليدها خود را خلاص كند. 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
💠 بعضى‏ها خيال مى‏كنند كه اگر هم آزاد نشوند و پاك نشوند تفكراتشان‏ نتيجه‏اى دارد. اين‏ها درست مثل كسى هستند كه آلوده به نجاست‏هاست، اما به جاى پاك كردن آن‏ها، فقط به خود عطرهاى گران قيمت مى‏پاشد. 💠 اين بيچاره با اين‏همه خرج، موجود جالبى نخواهد شد و همه كس از او فرار خواهد كرد و حتى بوى عطر را به نجاست خواهد كشيد. 💠 اينها مانند كسانى هستند كه با وسيله‏اى تندرو در بيراهه مى‏شتابند. وسيله‏ى خوب هنگامى كه در راه نيفتد جز گمراهى چيزى نمى‏آورد. 💠 پس اگر چند روزى براى يافتن راه درنگ كرديم و اگر ساعتى براى پاك كردن نجاست‏ها وقت مصرف كرديم، از راه عقب نيفتاده‏ايم و از مقصد نمانده‏ايم و بيكار نبوده‏ايم، كه بزرگ‏ترين كارها را انجام داده‏ايم. 💠 قيام از سر عقيده‏ها و برپا ايستادن از روى عادت‏ها و تعصب‏ها و سودها و تقليدها و آزادى از هر چه جز حق و تزكيه و پاكى از نجاست‏ها و آلودگى‏ها، مهم‏تر از تفكر مغشوش و گرفتار و آلوده است. 💠 و براى اين قيام، در مرحله‏ى اول از دو عامل كنجكاوى و حقيقت طلبى بهره مى‏گيريم. كنجكاوى ما را حركت مى‏دهد و حقيقت طلبى اين حركت را كنترل و رهبرى مى‏كند. 💠 اين در مرحله‏ى اول و سپس به وسيله‏ى عوامل زهد و آزادى و شناخت‏هايى كه از تعليم و آموزش بدست مى‏آيد مى‏توانيم به آزادى‏هاى زيادترى برسيم. 💠 شناخت عظمت انسان و شناخت وسعت راه و شناخت رحمت اللَّه و شناخت دردها و رنج‏ها و شناخت مرگ، ما را به آزادى‏هاى عظيم‏تر و متنوع‏ترى مى‏رساند. 💠 و اين است كه در قرآن گاهى آزادى دادن پس از آموزش دادن مطرح مى‏شود و گاهى پيش از آن؛ چون مقدارى از عوامل آزادى به آموزش نياز ندارند، مانند كنجكاوى و حقيقت‏طلبى و مقدارى ديگر نتيجه‏ى آموزش‏ها و شناخت‏هاى عظيم و عوامل زهد مى‏باشند. 📚مسئولیت و سازندگی، ص ۷۸ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
🔷 همان طور که غذا در معده انباشته می‌شود، مطالعات ذهن را انباشته و خسته می‌کنند و حتی باعث اختلال دستگاه ذهن می شوند، لذا باید این مطالعات، با تفکّر هضم شوند و دسته بندی شوند و مورد بهره برداری قرار بگیرند. 🔷 مطالعات، مانند آب هایی است که در استخرِ ذهنِ آدمی انبار می شوند. این آب ها بر اثرر مرور زمان سبز می شوند و کِرم می‌گیرند و بر اثر حوادث تبخیر می شوند. 🔷 اما تفکرات، مانند چشمه هایی هستند که در درون می جوشند و همیشه زلال و گوارا و پاکیزه هستند و حتی استخرها را به جریان می اندازند و از رکود و از رسوب و از تبخیر و لجن رها می‌سازند. 🔷 مطالعات، عقیم و نازا هستند و شناخت و عشقی نمی آورند، چون معرفت و عشق، نتیجه تفکر است نه مطالعه. 🔷 پس باید مطالعات با تفکر تکمیل شوند تا از عُقم و نازایی خلاص شده، معرفت و عشق و حرکت و عمل بیاورند. 📚 روحانیت و حوزه، ص ۱۹۳ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
🔷 فكر و عقل و عشق با هم تضادى ندارند، كه هر يك ديگرى را به دنبال مى‏آورد. فكر مى‏يابد و عقل مى‏سنجد و عشق به بهترين دست مى‏دهد و حركت و عمل شروع مى‏شود. 🔷 اگر مى‏بينى كه با عشق هم هنوز كارى نكرده‏اى، اين به خاطر همان است كه بارها گفته شد. كسى كه مى‏خواهد كارى را انجام دهد بايد از كارهاى كوچك شروع كند. 🔷 اين قطعى است كه با فكر، شناخت‏ها سبز مى‏شوند و حركت‏ها شروع مى‏شوند. ولى بايد توجه داشت كه فكر همچون بذرى است كه در زمينه‏ى ذهن تو مى‏رويد. اين بذر به آبيارى و پاسدارى نياز دارد. هيچ كشاورز ابلهى، بذر را به خاك نمى‏دهد كه برود و در تابستان خرمن بگيرد. 🔷 بگذر از اينكه ما بر روى اين بذر ضعيف آن قدر پايكوبى كرده‏ايم كه اگر رستم هم بود نمى‏توانست از آن زير، سر بر كشد و برويد. اين است كه فكر، ذكر مى‏خواهد و يادآورى. و فكر و ذكر، عهد مى‏خواهد و پيمان. 🔷 فكر به تنهايى مى‏ميرد و در تنهايى جوانه نمى‏زند؛ اما همراه پاسدارى و ذكرها و همراه آبيارى‏ها، سر مى‏كشد و جان مى‏گيرد و به پيمان و عهد مى‏رسد؛ و به عشق و طلب مى‏رسد؛ و به تمرين و ورزش مى‏رسد؛ و در نتيجه به عمل مى‏رسد و در عمل، تولد مى‏يابد. 🔷 فكر و ذكر در ما شناخت‏هايى را سبز مى‏كنند، البته ضعيف. و عهدهايى را به دنبال مى‏آورند، البته نه چندان سنگين. و عمل‏هايى را به دوش مى‏گيرند، البته نه چندان بزرگ. ولى با عمل و حركت، همان شناخت‏ها و عشق‏ها نيرومندتر مى‏شوند و به يقين مى‏رسند. با حركت و عمل و با عبادت، يقين ريشه مى‏دواند. «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقين‏»، با يقين هم، به شهود و ديدار و به لقاء مى‏رسند. «كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقين ‏لَتَرَوُنَّ الْجَحيمَ»، و با يقين پرده‏ها كنار مى‏روند و بدون واسطه، مسائل درك مى‏شوند. 🔷 و اين پيداست كه به دنبال شهود، حركت است؛ و پس از تشهد، تسليم. اين گونه مسائل به دنبال مى‏آيند: فكر ذكر عهد عمل يقين شهود تسليم. هنگامى كه در يك مرحله سستى كنيم و در يك مرحله شكر نداشته باشيم، به مرحله‏ى ديگر نمى‏رسيم و در جا مى‏زنيم. 🔷 و اين پيداست كه ايستايى و درنگ و ركود، گنديدگى دارد و خستگى و تنهايى و مرگ. تسليم براى آنهايى است كه به تشهد رسيده باشند و ديدار براى آنهايى است كه پس از شناخت، حركت كرده باشند. 📚 مسئولیت و سازندگی، ص ۳۵۴ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
🎤👈 حاج آقا حیدری 🔷 یک روز به استاد صفایی رحمة الله علیه گفتم: من وقتی از بعضی افراد گستاخ در کوچه و خیابان، حرفی می شنوم، پاسخ می دهم. شما چطور؟ 🔷 استاد گفتند: من پاسخ نمی دهم؛ چون آدم ها انگیزه های گوناگون دارند؛ یا نمی دانند، یا از نفرت هایی انباشته اند و یا بدبین اند. من یا می گذرم «مَرُّوا كِرَامًا» یا با آنها حرف می زنم. 🔷 تعریف کرد: روزی در تهران می رفتم. جوان موتور سواری به همراه سواری بر ترک، اشاره ای کردند که فهمیدم می خواهند زیر عمامه ام بزنند. برای همین به پیاده رو رفتم. 🔷 وقتی به کنارم رسیدند، از کارشان مأیوس شدند. توقف کوتاهی کردند و یکی از آن دو حرفی گفت که مفهوم آن تغوط به عمامه ام بود. دستی به عمامه ام کشیده و گفتم: خبری نشد⁉️ 🔷 ناگهان ایستادند و موتور را روی جک گذاشته و به طرفم آمدند. سرها را پایین گرفته و با شرم گفتند: آقا عفو کنید. کلام مظلومانه و از سر خیرخواهی چنین اثر می گذارد. 🔷 با آن دو نفر صحبت هایی شد، بعد استاد نگاهش را به من دوخت و گفت: یکی از آنها به حوزه آمد و طلبه شد و دیگری به جبهه رفت و میان بر زد. 🔷 چه نفسی و چه نفوذ کلامی که از فحاشان، طلبه و شهید بیرون می کشید. 📚 مشهور آسمان، ص ۵۷ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
💠 «إِلَهِي أَنَا الْفَقِيرُ فِي‏ غِنَايَ‏ فَكَيْفَ لاَ أَكُونُ فَقِيراً فِي فَقْرِي إِلَهِي أَنَا الْجَاهِلُ فِي عِلْمِي فَكَيْفَ لاَ أَكُونُ جَهُولاً فِي جَهْلِي». 💠 خداى من! من در متن بى‏نيازى و غنا، محتاجم؛ پس چگونه در وسعت فقر و نيازهاى خود، فقير نباشم. 💠 من در آنچه كه مى‏دانم جاهل و نادان هستم؛ پس چگونه در جهل و نادانى خودم، جهول نباشم. 💠 غنا و بى‏نيازى و علم و آگاهى من، محدود و محكوم است. نداشته‏ام، به آن رسيده‏ام و دو باره از دست مى‏دهم. اين محدوديت به تحول و بود و نبود و اين محكوميّت به دادن و گرفتن، مرا شرمنده مى‏سازد كه دم از بى‏نيازى و آگاهى بزنم. 💠 گذشته از حد و حكومت كه مرا در خود گرفته، من چقدر مى‏دانم و چقدر نمى‏دانم و نادانى‏ها چقدر بر دانايى‏هاى من اثر خواهد گذاشت و آن را دگرگون خواهد ساخت؟ 💠 خدا اى آخرين فرياد! بگو با اين همه فقر با اين همه جهل چه مى‏كنى؟ رهايم مى‏سازى، به خودم وامى‏گذارى؟ يا با تمام ادعاها و تفرعن‏ها به تربيتم و شكستنم مى‏پردازى تا ديوارهايم بريزد و حصارم به وسعت باز گردد ...؟ 📚 چهل حديث، ص ۲۸ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
✴️ ما وسایل اتاق را کنترل می کنیم. ماشین هایی را که داریم کنترل می کنیم. امکاناتی را که داریم کنترل می کنیم، ✴️ حتی قلمی را که داریم یا میز و تختی را که در اختیار ماست و یا چیزهایی را که به ما سپرده شده، همه اینها را کنترل می کنیم، ✴️ ولی خودمان را اصلاً به حساب نمی آوریم! در حالی که خود ما نیز یک چیزی هستیم. ✴️ خود ما یک سرمایه ای هستیم، وجودی هستیم که خداوند به خودش دست مریزاد گفته است «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ». ✴️ پس این وجود را چه شده است؟ هم و غمش چیست؟ رنج وشادی اش کدام است؟ به چه روی آورده است⁉️ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
✴️ ماشینی می خواهم، کفشی می خواهم، بچه ام مشکل دارد، پروستات او مشکل دارد. ✴️ اینها همه مسأله من است. شب و روز من را می گیرد، حتی چاه خانه ام بند است و آب رد نمی کند، ذهن انسان را مشغول می کند، ✴️ چه شده که ما این قدر به این کم ها فکر می کنیم، ولی به آن زیادتی وجود خودمان هیچ توجهی نمی کنیم⁉️ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
✅👈 آقای نیاکان 🔶 نمی دانستم استاد صفایی رحمة الله علیه تازه صبح از مشهد رسیده. گفتم: می آیید برویم مشهد؟ 🔶 نگفت صبح رسیدم! گفت: برویم!. و دو نفری با اتوبوس به سمت مشهد راه افتادیم. 🔶 کلیه هایم مشکل داشت. تا اتوبوس نگه داشت پیاده شدم که بروم سرویس بهداشتی. 🔶 در توالت را که باز کردم حالم داشت به هم می خورد؛ چاه توالت گرفته بود و کاسه توالت پر از... 🔶 برگشتم داخل اتوبوس. شیخ گفت چه زود برگشتی!؟ قضیه را گفتم. شیخ چیزی نگفت و از اتوبوس پیاده شد. 🔶 بعد یک ربع حاج شیخ برگشت. با آستین و شلوار بالا کشیده صمیمی و مهربان، گفت: برو تا کلیه هات از کار نیفتاده. 🔶 استاد صفایی رضوان الله تعالی علیه توالت را برایم تمیزِ تمیز کرده بود! 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
۷ ژوئیه،‏ ۱۸.۳۰​.mp3
24.02M
✅👈 سخنرانی استاد انصاریان در بیست و سومین آیین نکوداشت استاد صفایی رحمة الله علیه 🔷 علامه خبیر بزرگوار مرحوم صفایی به آیه «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا...» دلخوش بود و حرکتش را ادامه داد. 🔷 ایشان یک طبیب اثرگذار، دوار و معالج بود و در تاثیر نفس و تربیت در عصر ما، در قافله ای بود که در آن قافله افرادی همچون آخوند ملاحسینقلی همدانی، سید علی شوشتری، سیدعلی قاضی بودند. 🔷 کسانی که علیه ایشان اقدام کردند، نوشتند، محکمه برگزار کردند، پیش وجدان خودشان راحتند؟ در قیامت چطور؟ هرچند او آنقدر بزرگ است که در قیامت از ایشان می گذرد. 🔷 خیرین، حوزه علمیه، وزارت ارشاد وظیفه دارند کتابهای ایشان را بین نوجوانان و جوانان منتشر کنند تا نسل امروز بیش از این ریزش نکند. 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
✴️ دوستى داشتم كه به دنبال كرايه ى خانه، مدتها دربدر شده بود. و در جست و جوى خانه پايش به تاول نشسته بود. ✴️ و عجله هم داشت كه مى خواست پيش از محرم عروسى راه بيندازد و عجله داشت كه قرار گذاشته بود. ✴️ مى گفت يك روز آن قدر گشتم و به جايى نرسيدم و ردم كردند كه با نشستن در زير سقفى بغضم تركيد و مثل لش افتادم و گريه كردم و تركيدم. ✴️ من به او گفتم: تو مى خواهى خانه و بزم و عيشى داشته باشى؛ اين خواسته ى توست، در حالى كه فقط اين را براى تو نمى خواهند. ✴️ تو مى خواهى خانه بسازى ولى آنها مى خواهند خودت را بسازند و آنچه تو را مى سازد همين خانه خراب شدن هاست، همين شكست هاست، همين سوختن هاست كه سازنده مى شود. 📚 تطهیر با جاری قرآن ج ۳، ص ۸۳ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie
💠 اين طبيعى است كه كسانى كه به خاطر ظلم عثمان، دور حضرت على علیه السلام جمع شدند، همان‏ها به خاطر عدل على علیه السلام از دور او پراكنده شدند و قاسطين و مارقين و ناكثين را تشكيل دادند. 💠 چون آنها به خاطر خدا از عثمان نبريدند تا به خاطر خدا با على علیه السلام جمع شوند. 💠 آنها دنياى خود را مى‏خواستند و هر كس كه دنيايشان را مى‏داد، مطيع او مى‏شدند. 📚 حرکت، ص ۲۷۹ 🆔 کانال👈 https://eitaa.com/cheshmeyejarie