ولی جدی ۲ قدم میخام برم بیرون
یه گوشیه که دستمه اغلب
کارتامم که تو جاکارتیه تو جیبمه
چه وسیله ی مسخره ی دیگه ای باید بردارم اخه ...
بعضی اوقات میخواهم بگویم که چقدر حالم مشکی است ، مشکی پر کلاغی !
ولی بعضی آدم ها شاید بگویند : او دنبال توجه است ، لوس ، کم تحمل ، زود رنج،و... اما هیچ کدام از انها جای من نبودند،
و به علاوه من هیچ وقت بعد از ابراز احساساتم انتظار یا تقاضای آغوش ندارم
نه تنها این بلکه همدردی و همدلی و توجه و ترحم هم نیاز ندارم ..
هدف من از گفتن احساساتم
از پوچی های درونم
از سیاهی ها و خاکستر هایی که به وجودم چسبیده اند فقط گفتن انها است !
نوشتن انها تا شاید تخلیه شوند ،
راه دیگری به ذهنم خطور نمیکند ...
پس اگر روزی ، جایی ، دیدید که من درحال ابراز احساساتم هستم بدون بیان حرف های صد من یه غاز درون ذهنتان فقط از کنارم بگذرید و چه بهتر که نادیده بگیرید
( من را ) .
#feels
چی میشد اگه یه دختر با وایب مخصوص به خودش بودم یه طور خاص
جوری که فقط خودش هست
نه ، نمیخام عادی باشه
خاص !
حتی نمیتونم مثال بزنم چون در این صورت
دارم یه رویا میسازم که میخام شبیهش باشم
باید خودم باشم و این خودم بودن سخته چون چند وقتی میشه که خودم نبودم ...
زندگی یکم عجیبه
وقته پرده هارو کشیدی و
نور کمی داره تو اتاقت میاد
و اهنگ گوش میدی
و دراز کشیدی
و همه جا ساکته
انگار یه جور دیگه اس
انگار حس میکنی وجود داری
....حس میکنی ...