کاش عباس موزون صبح تا شب باهام حرف میزد، حس میکنم به مکالمه های عمیق، فاخر و فرهیخته نیاز دارم.
امشب با دوستان گلستان شهدا بودیم
چای انبه امتحان کردیم خیلی جالب بود پسندیدم
. *مائده میگفت لابد با مایع ظرفشوییِ انبه شستن بوش مونده ولی جدی چجوری انبه رو چایی میکنن اخه 😭😂
این ترم درسا انگار جالب ترن
ولی من دیگه از دانشگاه و استادامون خوشم نمیاد. دیگه زندگی رسیده به اون قسمتی که شیرینیش تموم شده.
لیمو شیرینه زندگیم تلخ شده دیگه
هرچی ادامه میدم تلخ تر میشه
وقت چیه ؟ ...
هدفم از سفر به ژاپن ؟
نجات اون بچه میمونه و عروسکش و به سرپرستی گرفتنش و کشتن بقیه اون میمونایی که اذیتش کردن.
امروز رفتم انتشارات دانشگاهمون برگه چاپ کنم یادم نبود با اون یکی اکانتم فایلارو بفرستم
یهو گفت شیرکاکائو با طعم توتفرنگی تویی ؟ "😀"
و من اینجوری بودم که*here we go again
و مثل همیشه سواله : توتفرنگی و شیرکاکائو ؟ چجوری میشه اصن ؟