, Paradox ,
۱۴ اسفند/ورودی گلستان شهدا/اصفهان
هرشب فاطمه ام میفرسته فیلماشو میبینم خوشحال میشم همه جا شلوغ بوده.
ساختمون روبه روییمون و ساختمون کناریمون خالی کردن رفتن.
ما موندیم شربت شهادت بیارن.
, Paradox ,
بقیه با پرچم از پنجره بیرون بودن و ما تا وقتی نوبتمون میشد، بازی میکردیم:
هرشب میگم،امشب دیگه مردم خسته شدن کم شده جمعیت ، وقتی میریم بیرون، میبینم حتی بیشتر از قبل شدن))