, Paradox ,
لازمه اون روز که داشت برف میومد و امتحان تاریخ داشتم رو یاداوری کنم ؟
تازه بعدش کنسل شددددد
از این میسوزم خب
من تب دارم و حالم مساعد نیست اصلا
خوابیده بودم که اره یکم بگذره فقط
گویا مامانم و خواهرم اومدن بالا سر من و من تو خواب کلی چرت و پرت و هزیون گفتم که دیگه مامانم امیدشو ک از دست داده بود هیچ
ازم حتی میترسید ...
و اره
و تازه به دوتا از دوستام که تو خوابم بودن داشتم زنگ میزدم که بگن اره قضیه این بوده ..
خداروشکر جواب ندادن 😂😭
هدایت شده از ینای ابری
ت میتونی بری میدون امام و با دیدن توریستای زیبا چشمانت رو شست و شو بدی
, Paradox ,
داستان دست ها -
هفته پیش که رفتیم اردو
با یه چینی حرف زدم
به چندتا ظاهرا اروپایی * دیگم سلام کردم
ولی گویا انگلیسی بلد نبودن
یا شایدم گفتن این چه خلیه اخه ک سلام میکنه