چون از وقتی برفا تموم شد شادی من م تموم شد نتیجه گیریم این بود که شادیم به برف وابسته است پس روسیه کشور خوبیه !
خانومِ تربچه ! برایتان متاسفم روزهای سختی را پشت سر میگذارید امیدوارم همه چیز رو به راه شود ... خانوم تربچه سری تکان داد و رفت ! هانسل و گرتل برای اینکه راهشان را در جنگل پیدا کنند پشت سرشان تیله های شیشه ای شان را می انداختند تا بتوانند به خانه برگردند ، شاید خانوم تربچه برای این اشک میریخت و ردی از بلور های ابی اشک هایش را روی زمین بر جای میگذاشت ، زیرا میخواست روزی از مسیری که رفته است برگردد ؟
#feels
باورتون میشه الان چون یهو هوس کردم رفتم و یکم بارش کوفته قلقلی و گیسوکمند رو دیدم ؟ هاهاها
روزای آخر ؟! ...
آخرین روز های ادبیات ؟
اخرین روز هایی که اون صندلی های زمخت مدرسه رو از صبح تا ظهر تحمل میکنیم ؟
اخرین روزایی که به سختیی چوب کبریت لای پلکامون میزاریم که بیدار بمونیم سر کلاس ؟
وای
خواهرم اومده میگه تورو اگه ۱۰ تا صفرم از رتبه کنکورت کم کنن چیزی قبول نمیشی 😂
, Paradox ,
خانومِ تربچه ! برایتان متاسفم روزهای سختی را پشت سر میگذارید امیدوارم همه چیز رو به راه شود ... خانو
تصمیم گرفتم برم دنبال خانوم تربچه ! اوقات خوبی رو براتون آرزو میکنم ، فراموش نمیکنم که کنارم بودید ولی جدیدا یکم همه چیز پیچیده شده پس بهترین تصمیم رفتن به دنبال خانوم تربچه است! ... *کفش های پاشنه بلندش رو دراورد و دوید تا از اون مسیر بره تا برسه به اون ... خیلی دیر شده ولی نمیخام اینجا بمونم و برای نرسیدن بهش ناراحت باشم . خدانگهدار .
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط میخاستم بگم از اعماق وجودم ناراحتم که نرفتم هنرستان و سه سال از عمرم توی تجربی خاکستری شد .
این فیلما رو که میبینم با خودم فکر میکنم
چقدر حس اینکه ژوژمان داشته باشم و استرسشو داشته باشم قشنگ تر از امتحان از فصل فتوسنتز زیسته .
الان میتونم ببینم که اون تصمیمه افتضاحه کلاس نهمم چه گندی به زندگیم زد -