eitaa logo
پژوهش‌های تاریخ اسلام
3.7هزار دنبال‌کننده
363 عکس
33 ویدیو
12 فایل
مرکز پژوهش های تاریخ اسلام لینک دعوت به کانال: @chsiqs قم، خیابان دورشهر، روبروی کوچه ۲۱ تلگرام: https://t.me/chsiqs جهت ارتباط با ادمین: @Chsi_qs نکات تاریخی که توسط ادمین در کانال گذاشته می‌شود، به معنای موافقت و تایید مرکز با مضمون آن نکات نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
📜وراثت ویژگی‌های نبوی 🔸بنابر گزارش شیخ صدوق، در روایتی زینب، دختر ابی‌رافع (آزادشده‌ پیامبر) نقل کرده که فاطمه(س)، دختر رسول‌خدا(ص) را دیدم که در همان بیماری که پیامبر(ص) در آن وفات یافتند، دو فرزندش را نزد ایشان آورد. فاطمه(س) عرض کرد: «ای رسول خدا! این دو، پسران تو هستند؛ پس برایشان میراثی قرار ده.» فرمودند:اما حسن، هیبت و سؤدد (آقایی و بزرگواری) مرا دارد و اما حسین، جرأت وبخشندگی مرا دارد. 🏷 زينب بنت أبي رافع‌، مولى رسول‌اللَّه (ص). قالت: رأيت فاطمة بنت رسول‌اللَّه(ص) أتت بابنيها إلى النبي(ص) في شكواه التي توفي فيها. فقلت: يا رسول اللَّه، هذان ابناك فورّثهما. فقال: «أمّا حسن فإنّ له هيبتي و سؤددي، و أمّا حسين فإنّ له جرأتي و جودي. 📚الخصال: ۱، ۷۷. 🔺اربلی، عالم قرن هفتم، محتوای روایت یادشده را از جنابذی گزارش کرده است. 🏷وَ رَوَاهُ الْجَنَابِذِيُّ أَمَّا الْحَسَنُ فَلَهُ هَيْبَتِي وَ سُؤْدُدِي وَ أَمَّا الْحُسَيْنُ فَلَهُ جُرْأَتِي وَ جُودِي. 📚 کشف‌الغمّة‌فی‌معرفة‌الأئمة: ۱، ۵۱۶.@chsiqs
📜حرف مردم یا رضایت امام؟ 🔸به گزارش شیخ طوسی، کشی عالم رجالی قرن چهارم، نقل کرده است عیسی بن عبید از برادرش روایت کرده که نزد امام رضا(ع) نشسته بودم، یونس بن عبدالرحمن نیز در جمع ما بود، ناگهان گروهی از مردم بصره برای دیدار آن حضرت اجازه خواستند، امام رضا(ع) به یونس اشاره نمود، وارد اطاق شو و تا به تو اجازه نداده‌ام از جایت برنخیز! بصری‌ها وارد منزل امام شدند، در مورد یونس بن عبدالرحمن گفتار زیادی زدند و امام(ع) ساکت بود، حتی آنان زیاده‌روی کردند؛ پس از جایشان برخاسته و خداحافظی کرده و بیرون رفتند. 🔺امام رضا(ع) به یونس اجازه بیرون آمدن از اطاق داد. یونس در حالی که اشک می‌ریخت از اطاق بیرون آمده، عرض کرد: فدایت گردم! من از این گفتار دفاع می‌کنم و یاران هم این را به خوبی می‌دانند.امام رضا (ع) به او فرمود: ای یونس! وقتی امامت از تو راضی باشد، از گفتار آنان چه باکی داری؟ ای یونس! با مردم به اندازه معرفت آنها سخن بگوی و چیزهایی را که آنان نمی شناسند رها کن، زیرا مانند این است که گویا خدا را روی عرش تکذیب کرده ای. ای یونس! اگر در دست راستت دُرّی باشد و مردم بگویند پشکل شتر است، یا در دستت فضله شتری باشد و مردم بگویند دُرّ است، آیا فایده ای برایت دارد؟ عرض کرد: نه. امام فرمود: همچنین تو ای یونس! وقتی در راه حق باشی و امامت از تو راضی باشد، گفتار مردم به تو ضرری نمی رساند. 🏷 حَدَّثَنِي آدَمُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ حَسَنٍ‌ الدَّقَّاقُ النَّيْسَابُورِيُّ، قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى السَّمَّانُ، قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ، عَنْ أَخِيهِ جَعْفَرِ بْنِ عِيسَى، قَالَ:، كُنَّا عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) وَ عِنْدَهُ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، إِذَا اسْتَأْذَنَ عَلَيْهِ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ، فَأَوْمَى أَبُو الْحَسَنِ (ع) إِلَى يُونُسَ: ادْخُلِ الْبَيْتَ! فَإِذَا بَيْتٌ مُسْبَلٌ عَلَيْهِ سِتْرٌ، وَ إِيَّاكَ أَنْ تَتَحَرَّكَ حَتَّى تُؤْذَنَ لَكَ! فَدَخَلَ الْبَصْرِيُّونَ وَ أَكْثَرُوا مِنَ الْوَقِيعَةِ وَ الْقَوْلِ فِي يُونُسَ، وَ أَبُو الْحَسَنِ (ع) مُطْرِقٌ، حَتَّى لَمَّا أَكْثَرُوا وَ قَامُوا فَوَدَّعُوا وَ خَرَجُوا: فَأَذِنَ لِيُونُسَ بِالْخُرُوجِ، فَخَرَجَ بَاكِياً فَقَالَ: جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ إِنِّي أُحَامِي عَنْ هَذِهِ الْمَقَالَةِ وَ هَذِهِ حَالِي عِنْدَ أَصْحَابِي! فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ (ع): يَا يُونُسُ وَ مَا عَلَيْكَ مِمَّا يَقُولُونَ إِذَا كَانَ إِمَامُكَ عَنْكَ رَاضِياً! يَا يُونُسُ حَدِّثِ النَّاسَ بِمَا يَعْرِفُونَ، وَ اتْرُكْهُمْ مِمَّا لَا يَعْرِفُونَ، كَأَنَّكَ تُرِيدُ أَنْ تُكَذَّبَ عَلَى اللَّهِ فِي عَرْشِهِ، يَا يُونُسُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ لَوْ كَانَ فِي يَدِكَ الْيُمْنَى دُرَّةٌ ثُمَّ قَالَ النَّاسُ بَعْرَةٌ أَوْ قَالَ النَّاسُ دُرَّةٌ، أَوْ بَعْرَةٌ فَقَالَ النَّاسُ دُرَّةٌ، هَلْ يَنْفَعُكَ ذَلِكَ شَيْئاً فَقُلْتُ لَا، فَقَالَ: هَكَذَا أَنْتَ يَا يُونُسُ، إِذْ كُنْتَ عَلَى الصَّوَابِ وَ كَانَ إِمَامُكَ عَنْكَ رَاضِياً لَمْ يَضُرَّكَ مَا قَالَ النَّاسُ. 📚 اختیار معرفة الرجال: ۱، ۴۷۸، ح۹۲۴. @chsiqs
📜تقدیرامام‌عسکری(ع) از یک‌نویسنده 🔸به گزارش شیخ طوسی، کشی عالم رجالی قرن چهارم، نقل کرده است، ابو محمد فضل بن شاذان نیشابوری به محضر امام عسکری(ع) رسیده بود؛ در هنگام وداع، یکی از کتاب‌هایش به زمین افتاد. امام (ع) آن را برداشته و نگریست و برای وی از درگاه الهی، آمرزش طلبید و سپس فرمود: بر مردم خراسان غبطه می‌خورم از اینکه فضل بن شاذان در میان آن‌هاست! و همین افتخار، آنان را بس است.» 🏷مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَرَوِيُّ، عَنْ حَامِدِ بْنِ مُحَمَّدٍ العلجردي الْبُوسَنْجِيِ‌، عَنِ الْمُلَقَّبِ بفورا، مِنْ أَهْلِ الْبُوزَجَانِ مِنْ نَيْسَابُورَ أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ الْفَضْلَ بْنَ شَاذَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ كَانَ وَجَّهَهُ إِلَى الْعِرَاقِ إِلَى حَيْثُ بِهِ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا، فَذَكَرَ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَى أَبِي مُحَمَّدٍ (ع)، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ: سَقَطَ مِنْهُ كِتَابٌ فِي حِضْنِهِ مَلْفُوفٌ فِي رِدَاءٍ لَهُ، فَتَنَاوَلَهُ أَبُو مُحَمَّدٍ (ع) وَ نَظَرَ فِيهِ، وَ كَانَ الْكِتَابُ مِنْ تَصْنِيفِ الْفَضْلِ، وَ تَرَحَّمَ عَلَيْهِ، وَ ذَكَرَ أَنَّهُ قَالَ: أَغْبِطُ أَهْلَ خُرَاسَانَ بِمَكَانِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ كَوْنِهِ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ. 📚اختیار معرفة الرجال: ۱، ۵۴۲. @chsiqs
📜اهمیت سماع و کتابت حدیث 🔸بنا بر گزارش نجاشی، احمدبن محمدبن عیسی قمی ار علمای شیعه قم_ اواخر قرن دوم تا میانه قرن سوم_ گزارش می‌کند که در پی شنیدن حدیث به کوفه آمدم و در آنجا حسن بن علی بن زیاد وشاء را دیدم. از او خواستم کتاب علاءبن رزین قلاء و ابان عثمان احمر را به من نشان دهد. آن دو کتاب را به من داد. گفتم: می‌خواهم اجازه روایت آن‌ها را به من بدهید. گفت: خداوند تو را رحمت کند، چه عجله‌ای داری تو، برو خودت بنویس و بعد از من سماع کن. گفتم: از پیشامدها در امان نیستم. گفت: اگر بدانی چه افرادی دنبال این احادیث هستند، فراوان می‌نوشتی. من در این مسجد، نهصد شیخ را دیدم که همه می‌گفتند: جعفر بن محمد برای من حدیث نقل کرد... 🏷أخبرني ابن شاذان قال : حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى عن سعد بن أحمد بن محمد بن عيسى قال خرجت إلى الكوفة في طلب الحديث فلقيت بها الحسن بن علي الوشاء فسألته أن يخرج لي( الي ) كتاب العلاء بن رزين القلاء وأبان بن عثمان الاحمر فأخرجهما الي فقلت له : احب أن تجيزهما لي فقال لي : يا رحمك الله وما عجلتك اذهب فاكتبهما واسمع من بعد فقلت : لا آمن الحدثان. فقال : لو علمت أن هذا الحديث يكون له هذا الطلب لا ستكثرت منه فاني أدركت في هذا المسجد تسعمائة شيخ كل يقول حدثني جعفر بن محمد... 📚رجال نجاشی: ۳۹_۴۰.@chsiqs
هدایت شده از نشر دیرینه
📌کتاب دوم نشر دیرینه در راه است 🔰پس از چاپ و انتشار کتاب «سلمان فارسی از ایران تا تشیع» اثر رسول جعفریان، دومین اثر نشر دیرینه نیز در مرحله چاپ قرار گرفت. 🌀این بار، پژوهش به یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ اسلام اختصاص دارد؛ از حجة‌الوداع و واقعه غدیر تا رحلت پیامبر اکرم(ص) و از سقیفه و فدک تا رویدادهای مرتبط با حضرت فاطمه زهرا(س). 🔸 درباره این اثر، بیشتر خواهیم گفت... 🏛نشر دیرینه؛ آغاز یک مسیر 🔸🔸 در «بله»با ما همراه باشید 👇👇 https://ble.ir/dirineh_publish/-6416370433185808415/1784963362796 و 🔸🔸 در« ایتا» با ما همراه باشید👇👇 https://eitaa.com/dirineh_publish
📜شیعه از نگاه امام‌حسن‌عسکری(ع) 🔸بنابر گزارش قطب الدین راوندی، عالم قرن ششم، از امام عسکری(ع) تفاوت بین تشیع از نوع اعتقادی آن و تشیع در حد دوستی اهل بیت(ع) پرسش شد. امام فرمود: شیعیان کسانی هستند که از احادیث ما پیروی می کنند و در تمام اوامر و نواهی از ما اطاعت می نمایند، اما کسی از دستورات الهی با ما مخالفت کند، شیعه ما نیست. 🏷فَقَالَ الْوَالِي مَا الْفَرْقُ بَيْنَ الشِّيعَةِ وَ الْمُحِبِّينَ فَقَالَ شِيعَتُنَا هُمُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ آثَارَنَا وَ يُطِيعُونَنَا فِي جَمِيعِ أَوَامِرِنَا وَ نَوَاهِينَا وَ مَنْ خَالَفَنَا فِي كَثِيرٍ مِمَّا فَرَضَهُ اللَّهُ فَلَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا. 📚الخرائج و الجرائح: ۲، ۶۸۴.@chsiqs
📜 برخورد‌قاطع امام‌حسن‌عسکری(ع) با خیانتگران‌امانت 🔸به گزارش شیخ طوسی، کشی عالم رجالی قرن چهارم، نقل کرده است، عروة بن يحيى معروف به دهقان_ که قبلاً در نامه امام حسن عسکری(ع) به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری توثیق شده بود و از وکلای امام در بغداد بود_ به خاطر دروغ‌هایی که به امام هادی(ع) و امام عسکری (ع) نسبت داده بود، گرفتار لعن و طرد از طرف امام عسکری(ع) گردید. 🔺به گزارش وی، آن حضرت دستور داد تا همه شیعیان او را لعن و نفرین کنند و از او دوری نمایند؛ زیرا در سمت مسئول خزانه‌داری امام، اموالی را از خزانه اختلاس کرده و به خود اختصاص داده و باقی‌مانده را آتش زده بود تا بدین وسیله امام را خشمگین و آزرده سازد و‌ آن حضرت نیز او را لعن نمود. که البته با لعن امام، آن روز و شب به پایان نرسیده بود که به عذاب الهی دچار شد. 🏷حدثني محمد بن قولويه الجمال، عن محمد بن موسى الهمداني:أن عروة بن يحيى البغدادي المعروف بالدهقان لعنه اللّه و كان يكذب على أبي الحسن‌علي بن محمد بن الرضا عليهم السّلام و على أبي محمد الحسن بن علي عليهما السّلام بعده، و كان يقطع أمواله لنفسه دونه و يكذب عليه، حتى لعنه أبو محمد عليه السّلام و أمر شيعته بلعنه، و الدعاء عليه لقطع الاموال، لعنه اللّه. قال علي بن سلمان بن رشيد العطار البغدادي فلعنه أبو محمد عليه السّلام و ذلك أنه كانت لأبي محمد عليه السّلام خزانة، و كان يليها أبو علي بن راشد رضي اللّه عنه، فسلمت الى عروة، فأخذ منها لنفسه ثم أحرق باقي ما فيها، يغايظ بذلك أبا محمد عليه السّلام فلعنه و برئ منه و دعا عليه، فما أمهل يومه ذلك و ليلته حتى قبضه اللّه الى النار. فقال عليه السّلام: جلست لربي ليلتي هذه كذا و كذا جلسة فما انفجر عمود الصبح و لا انطفى ذلك النار حتى قتل اللّه عدوه لعنه اللّه 📚اختیار معرفةالرجال: ۲، ۸۴۳.@chsiqs
📜دانشنامه پیامبر اکرم(ص) 🔸مجموعه‌ای جامع درباره زندگی، سیره و شخصیت نورانی پیامبر اعظم(ص). 🔺از شناسنامه و تاریخ و سیره حضرت تا بعثت و نبوت، معجزات و فضائل، اهل‌بیت ایشان(ع)، سخنان و یاران، حقوق پیامبر(ص)، پاسخ به شبهات و کتاب‌شناسی آثار مرتبط، در این دانشنامه گردآوری شده. 📎 https://hawzah.net/fa/Subjects/78183 @chsiqs
📜بنیان شهر سامرا 🔹بنابر گزارش یاقوت حموی، جغرافی دان و مورخ قرن پنجم و ششم هجری، شعبی گفته است: سام بن نوح، زیبارو و خوش‌سیما و خوش‌منظر بود. او تابستان‌ها در همان روستایی که نوح(ع)، هنگام بیرون آمدن از کشتی در "بازبدی" ساخته بود و آن را "ثمانین" نامیده بود، به سر می‌برد، و زمستان‌ها در "زمینِ جوخی" اقامت می‌کرد. رفت‌وآمد او از زمین جوخی به بازبدی، در کنار دجله و از سمت شرقی بود، و آن مکان را اکنون "سام‌راه" می‌نامند؛ یعنی راهِ سام. و ابراهیم جنیدی گفته است: از آنان شنیدم که می‌گفتند سامرا را "سام بن نوح"، بنا کرد و دعا نمود که به اهل آن بدی نرسد. پس سفاح خواست آن را بسازد، اما در مقابلِ آن شهر "انبار" را بنا کرد. منصور نیز پس از آنکه بغداد را بنیاد نهاد، خواست آن را بسازد و در روایت، برکت این شهر را شنید؛ پس ساختمان را در "بردان" آغاز کرد، سپس از آن منصرف شد و بغداد را ساخت. هارون الرشید هم خواست آن را بنا کند، اما در برابرِ آن قصری ساخت که روبه‌روی اثری بزرگ و کهن از آثار "کسری‌ها" بود. سپس "معتصم" آن را بنا کرد و در سال ۲۲۱ هجری در آن فرود آمد. 🏷 وقال الشعبي: وكان سام بن نوح له جمال ورواء ومنظر، وكان يصيف بالقرية التي ابتناها نوح، عند خروجه من السفينة ببازبدى وسماها ثمانين، ويشتو بأرض جوخى، وكان ممرّه من أرض جوخى إلى بازبدى على شاطئ دجلة من الجانب الشرقي، ويسمّى ذلك المكان الآن سام راه يعني طريق سام، وقال إبراهيم الجنيدي:سمعتهم يقولون إن سامراء بناها سام بن نوح، ودعا أن لا يصيب أهلها سوء، فأراد السفاح أن يبنيها فبنى مدينة الأنبار بحذائها، وأراد المنصور بعد ما أسس بغداد بناءها، وسمع في الرواية ببركة هذه المدينة فابتدأ بالبناء في البردان ثمّ بدا له وبنى بغداد وأراد الرشيد أيضا بناءها فبنى بحذائها قصرا وهو بإزاء أثر عظيم قديم كان للأكاسرة ثمّ بناها المعتصم ونزلها في سنة 221. 📚معجم البلدان: ۲، ۱۷۴. 🔸بنابر گزارش مطهر بن طاهر مقدسی، مورخ و جغرافی دان قرن چهارم هجری، سامرّا در گذشته مصر(شهری) بزرگ و محل استقرار خلفا بود. در دوران باستان، معتصم آن را بنا نهاد و پس از او، مُتوکل بر عظمت آن افزود. سامرّا چنان شگفت‌انگیز و زیبا شد که آن را «سرورِ هر که می‌بیند» نامیدند، اما بعدها نامش کوتاه شد و «سَرمَری» خوانده شد.در سامرّا مسجدی بزرگ وجود داشت که با مسجد دمشق رقابت می‌کرد؛ دیوارهایش با کاشی‌های مینایی پوشانده شده بود، ستون‌های مرمرین در آن به کار رفته بود، فرش شده بود و مناره‌ای بلند و ساختاری بسیار دقیق و استادانه داشت. آنجا شهری با شکوه بود، اما اکنون ویران شده است؛ به‌گونه‌ای که اگر مردی دو یا سه میل (حدود ۳ تا ۴ کیلومتر) راه برود، دیگر اثری از آبادانی نمی‌بیند. سامرّا در سمت شرق قرار دارد و در سمت غرب آن، باغ‌ها گسترده شده‌اند. 🔺 او[خلیفه] کعبه‌ای بنا کرد، محل طواف ساخت و منا و عرفات را [در آنجا] پدید آورد؛ این کار به دلیل خواسته‌ی امیرانی بود که با او بودند و می‌خواستند برای حج به آنجا بروند تا مبادا از او جدا شوند. اما وقتی شهر ویران شد و به همان وضعیتی که گفتیم رسید، نامش «ساءَ من‌رآی» (ناخشنودیِ بیننده) شد و سپس کوتاه شد و «سامرّا» خوانده شد. 🏷... سامرّا كانت مصرا عظيما ومستقرّ الخلفاء في القديم اختطّها المعتصم وزاد فيها بعده المتوكّل وصارت مرحلة وكانت عجيبة حسنة حتّى سمّيت سرور من رأى ثم اختصر فقيل سرمرى وبها جامع كبير كان يختار على جامع دمشق قد لبست حيطانه بالمينا وجعلت فيه أساطين الرخام وفرش به وله منارة طويلة وأمور متقنة وكانت بلدا جليلا والآن قد خربت يسير الرجل الميلين والثلاثة لا يرى عمارة وهي من الجانب الشرقىّ وفي الغربىّ بساتين وكان قد بنى ثمّ كعبة وجعل طوافا واتّخذ منى وعرفات غرّ به أمراء كانوا معه لمّا طلبواالحجّ خشية ان يفارقوه فلمّا خربت وصارت الى ما ذكرنا سمّيت ساء من رأى ثم اختصرت فقيل سامرّا... 📚احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم: ۱۲۲_۱۲۳.@chsiqs
📜بانویی، پناهگاه‌شیعیان در غیبت‌صغری 🔹بنابر گزارش شیخ صدوق، پس از شهادت امام عسکری(ع) برخی از شیعیان از حضرت حکیمه دختر امام جواد (ع) می پرسند که ما در این موقعیت حساس به چه کسی مراجعه کنیم، پاسخ می‌دهد: مراجعه کنید به جده یعنی مادر امام حسن عسکری(ع). 🏷حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ الْمُؤَدِّبُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ۷ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى حَكِيمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا أُخْتِ أَبِي الْحَسَنِ صَاحِبِ الْعَسْكَرِ ع فِي سَنَةِ اثْنَتَيْنِ وَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ فَكَلَّمْتُهَا مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ وَ سَأَلْتُهَا عَنْ دِينِهَا فَسَمَّتْ لِي مَنْ تَأْتَمُّ بِهِمْ ثُمَّ قَالَتْ وَ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ فَسَمَّتْهُ فَقُلْتُ لَهَا جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكِ مُعَايَنَةً أَوْ خَبَراً فَقَالَتْ خَبَراً عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ ع كَتَبَ بِهِ إِلَى أُمِّهِ فَقُلْتُ لَهَا فَأَيْنَ الْوَلَدُ فَقَالَتْ مَسْتُورٌ فَقُلْتُ إِلَى مَنْ تَفْزَعُ الشِّيعَةُ فَقَالَتْ لِي إِلَى الْجَدَّةِ أُمِّ أَبِی محمد(ع).... 📚اکمال الدین و تمام النعمه: ۲، ۵۰۷. 🔸 مؤلف کتاب اثبات الوصیه، در قرن چهارم، گزارش کرده، امام عسکری(ع) خاطره نخستین روز آشنایی و زندگی پدر و مادرش را چنین بیان می‌کند: زمانی که سلیل به محضر امام‌هادی(ع) رسید، آن حضرت فرمود: «سلیل، از بدی‌ها، پلیدی‌ها، زشتی‌ها، ناپاکی‌ها و آلودگی‌ها، پاک و عاری است.» آن حضرت در ادامه چنین بشارت داد: « بزودی خداوند (از دامن و نسل سلیل) حجّت الهی بر خلق خود (مهدی موعود)را موهبت و عطا می‌کند. او زمین را از عدل و داد پر می‌نماید، همان‌طور که از جور و ستم پرشده باشد.»  🏷و قام أبو محمد الحسن بن علي مقام أبيه(ع) و روي عن العالم(ع) انّه قال: لما ادخلت سليل أم أبي محمّد(ع) على أبي الحسن(ع) قال: سليل مسلولة من الآفات و العاهات و الأرجاس و الأنجاس.ثم قال لها: سيهب اللّه حجّته على خلقه يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا. 📚اثبات الوصیه: ۲۴۴. 🔺 شهید مطهّری، اندیشمند معاصر درباره شخصیّت این بانو، بر این باور است: «... تنها «جدّه بودن» سبب شهرتش نشد، مقامی دارد، عظمتی دارد، جلالتی دارد، شخصیّتی دارد که... بعد از امام عسکری (ع) «مَفْزَعُ الشّیعه» بود؛ یعنی ملجا شیعه، این بزرگوار بود. قهراً در آن وقت ـ چون امام عسکری(ع) ۲۸ ساله بوده‌اند که از دنیا رفته‌اند، علی‌القاعده مطابق سنّ امام‌هاد (ع) هم حساب بکنیم ـ زنی بین پنجاه و شصت بوده است. این قدر زن باجلالت و با کمالی بوده است که «شیعه» هر مشکلی برایش پیش می‌آمد، به این زن عرضه می‌داشت... وصیّ امام عسکری(ع) در باطن، این فرزندی است که مخفی است؛ ولی در ظاهر که نمی‌شد بگوید وصیّ من اوست؛ در ظاهر وصیّ خودش را این زن با جلالت قرار داده است.» 📚سیری در سیره ائمه اطهار(ع): ۲۴۹_۲۵۰. 🔹مادر امام حسن عسکری(ع) در برخی منابع به نام‌های حُدیث ،حدیثه، سوسن، سلیل گزارش شده‌اند. 📚اعلام الوری باعلام الهدی: ۱۳۱؛ الارشاد: ۲، ۳۰۱؛ الکافی: ۱، ۵۰۳؛ اثبات‌الوصیه: ۲۴۴.@chsiqs
📜ویژگی‌های یاران خاص امام زمان(عج) 🔸بنابر گزارش شیخ صدوق، امام حسن‌عسکرى(ع) ویژگى یاران خاص حضرت مهدى(عج) را این‌گونه بیان می‌کند: خداوند آن‌ها را با پاکی نطفه و پاکیزگی سرشت، پاک و پاکیزه نموده است ، دل‌هایشان از آلودگی نـفاق پیراسته ، قلب‌هایشان از تیرگى اختلاف پاکیزه، روح و روانشان بـراى پذیرش احکام دین آماده ... بـه آیین حق گرویده و در راه اهـل حق گام سـپرده‌اند... 🏷بـِرَّاءَهـُمُ اللّهَ فـى طـَهـارَةِ الْوِلا دَةِ وَ نـَفـَاسَةِ التُّرّْبَةِ، مُقَدَّسَةٌ قـُلُوبـُهـُمْ مـِنْ دَنَسٍ النِّفاقِ، مُهَذَّبَةٌ اَفْئِدَتُهُمْ مِنْ رِجْسِ الشِّقاقِ، لَیِّنَةٌ عَرائِکُهُمْ لِلدّینِ... یَدینُونَ بِدینِ الحَقِّ وَ اَهْلِهِ... 📚کمال الدین و تمام النعمه: ۲، ۴۴۹_۴۵۰.@chsiqs
📜گزارش تاریخی یا پسند عوامانه 🔹️بنابر باور آیت الله خوئی، این ادعا که خلیفه دوم در نهم ربیع الأول ترور شده داستانی است که در میان عوام، و نه عالمان، شهرت یافته است؛ زیرا گزارش‌های تاریخی خلاف این ادعا را ثابت کرده و روز ۲۶ ذیحجه را سال‌روز وقوع این حادثه می‌داند. 🏷..أنّ كون سبب هذا العيد اتفق في هذا اليوم (التاسع من ربیع الأول) وإن كان معروفاً عند العوام إلّا أن التأريخ أثبت وقوعه في السادس و العشرين من ذي الحجّة فليلاحظ. 📚موسوعة آیت الله خوئی: 10، 50. @chsiqs