eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
54 دنبال‌کننده
48 عکس
2 ویدیو
1 فایل
اینجا همه‌چیز از جنس سیگاره؛ نوشته‌ها، عکس‌ها، آهنگ‌ها، آدم‌ها، شعرها، فیلم‌ها، کتاب‌ها. این سیگارها دود نمیکنن اما ما ذراتشون رو توی وجودمون فرو میبریم و بعد فوت میکنیم بیرون. https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور ۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیدار
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یک دم عمر را غنیمت شمریم -خیام
چون صبح نیشابور دلی روشن داشت بر جان ز پرند علم پیراهن داشت همواره پیام آور بیداری بود تاریکی خواب جهل را دشمن داشت وارسته دل به زندگانی بسته جز مرگ ز دام هرچه باور رسته آن لحظه شناس دم غنیمت دان را نیروی یقین به زندگی پیوسته بیدارتر از روان بیدار جهان با نور خرد رفت به دیدار جهان چشم از همه سو گشود در کار جهان یک ذره نبرد ره به اسرار جهان هرچند به اسرار جهان راه نبرد دانست چگونه راه باید سپرد دانست چگونه خوب میباید زیست دانست چگونه خوب میباید مرد! بسیار ز می اگر سخن گفت و ستود می در معنا نمادی از شادی بود دنبال نجات لحظه ها میگردید جان را به نشاط رهبری میفرمود گر گوش کنی هر سخنش فریاد است بر خلق که فریاد به گوشش باد است! گر در نگری آنچه در اندیشه اوست پیکار بزرگ داد با بیداد است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آهوهابازمی‌گَردند.
سلام پرتوهای آفتاب‌و آهوهای سرزندگي ☀️، این پیام رو + یه‌پیام دلخواه فوروارد می‌کنید تا من، افتخار پیدا کرده‌و داستانکی/متنی در راستای خونه‌تون نوشته‌و تقدیمِ نگاهتون کنم ؟ کبوترِ نامه‌رسون. پیشینِ هدایت.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همراه آفتاب دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی زنهار بدی مکن که نکرده ست عاقلی -سعدی
همراه آفتاب جوانی وقتی جوانه میزد در من نهال عشق دست دلم به دامن شعرش رسیده بود. میخانه غزل! شعری که عشق، گرم و درخشان چو آفتاب از مشرق طلایی آن سر کشیده بود. شعری که آن زمان و همیشه در چشم من ز رحمت محض آفریده بود. پر میکشید روح پر از التهاب من از تشنگی به سوی غزل های او نخست در مکتب محبت او حرف عشق را تا درس پاک سوختن، آموختم درست. در دفتر ستایش نیکویی، در نامه پرستش زیبایی، آموختم چگونه به محبوب بنگرم! آموختم چگونه به سودای یک نگاه از جان و مال و زندگی خویش بگذرم آموختم چگونه در پیش او بمیرم و دم برنیاورم! آموختم چگونه بر اندام واژه ها از سوز آرزو آتش در افکنم آموختم که شور درون را شیرین بیان کنم همراه آفتاب جوانی، ان عاشقانه های دلاویز آرام چون نسیم در تار و پود جان و دل من وزیده بود. زان پس که هرچه قول و غزل داشت، همچو جان در پرده های حافظه در خاطرم نشست؛ راه مرا به بوی گلستان خویش بست! چندی در آن بهشت طربناک مست مست چون او برفت دامنم از بوی گل ز دست. دریایی از لطافت و دنیایی از هنر آمیخته به آن سخنان گزیده بود اما تمام عمر من بودم و هوای خوش بوستان او روشن ترین ستاره در کهکشان او آرام جان و انس دل و نور دیده بود. در نغمه های بر شده از ساز جان او، آیین رستگاری انسان، درین جهان گلبانگ آدمیت قانون مردمی راه رهایی بشریت دنیای آرمانی در شان آدمی گفتی مگر کلام و پیام پیمبران در گوهر زبان و بیانش دمیده بود او پادشاه ملک سخن بود، بی گمان روی زمین گرفته به تیغ سخنوری با منکرش بگو که بیا روبرو کنیم! با مدعی بگو بنشیند به داوری حیران بی نیاز اوییم که با نیاز وجه کفاف بود اگر نامعنیش سیمرغ بود و قاف قناعت نشیمنش با دست سلطنت که بر اقلیم شعر داشت؛ پای ریاضتش همه در قید دامنش! میگفت با غرور: گویی ام که سوزنی از سفله ای بخواه چون خارپشت بر بدنم موی، سوزن است! صد ملک سلطنت به بهای جوی هنر منت بر آنکه میدهد و حیف بر من است! روحی بزرگ در تن او آرمیده بود طبعی بلند، پاک، آزاده همای آفتاب ولیکن افتاده همچو خاک! هرگز کسی نبود چو او در سخن دلیر حق گوی و حق پذیر میگفت شاه را در پرده نصیحت و مهر و فروتنی بخت تو هم بلند که هم عصر با منی آن شاعر رونده بیدار ره شناس تنها همین نه راهبر نوجوانیم همواره و هنوز و همیشه آموزگار در سفر زندگانیم بانگ بلند اوست، از پشت قرن ها دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی زنهار بد مکن که نکرده ست عاقلی بانگ بلند اوست که اینک جهانیان هرجا به احترام از او نام میبرند فرزندگان یک پدر و مادرند خلق اعضای یک تن اند، که یک پیکرند از یک تبار و یک گهرند و برابرند از یکدیگر نه هیچ فروتر نه برترند در روزگار ما که بنی آدم چون گرگ یکدیگر را هر روز میدرند؛ بر من چو آفتاب جهانتاب روشن است دنیا به این تباهی و درماندگی نبود یک بار اگر نصیحت او را شنیده بود!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا